تبلیغات
انسان و زندگی - مطالب خرداد 1393

علم بهتر است یا ثروت

چهارشنبه 28 خرداد 1393 08:31 ق.ظنویسنده : حسین رضایی

 

علم بهتر است یا ثروت

ارسال شده توسط elmkhah در تاریخ 21. آبان 1390 - 13:20

پرسش: 

لطفا دلایلی بیاورید كه ثابت كند علم بهتر از ثروت است؟

علم و ثروت هر کدام در زندگی انسان دارای تأثیرات ویژه ای هستند. علم به انسان نور و هدایت و آگاهی می بخشد. روشنائی بخش و حرکت زا می باشد. در قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام در مورد علم و ارزش آن تأکید فراوان شده است، مثل: در رأس همه فضیلت ها علم است.المیزان، ج6، ص447، ح13330، چاپ دفتر تبلیغات اسلامی 1362 علم برترین غنیمت است.المیزان، ج6، ص448، ح1339 علم گمشده مومن است.همان، ح13350 هر چیزی در وقت کمی عزیز می گردد مگر علم که در وقت فراوانی عزیز می شود.همان، ص449،ح13361 هرگاه خداوند بخواهد بنده ای را خوار و پست کند او را از علم محروم می گرداند.همان، ص450، ح13369 عالمی که از علمش بهره ببرند، از عبادت هفتاد هزار عابد برتر است.همان، ص459، ح13418 فرشتگان بالهای خود را زیر پاهای دانش پژوه می گسترانند و برای او استغفار می کنند.همان، ص467، ح13477 و مانند آیه «قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذکر اولوالالباب» (بگو آیا دانایان با نادانان مساویند، تنها صاحبان عقل و اندیشه متذکر و یادآور می شوند.سوره زمر، آیه 9 ثروت و مال نیز در زندگی انسان تاثیر و نقش عمیقی دارد. ثروت و دارائی اگر معقول و مشروع و برآمده از فعالیت های صحیح اقتصادث و در چارچوب تعالیم دین و احکام اسلامی باشد در گشودن بساری از گره های کور و فراهم آوردن زمینه زندگی سالم و رشد و تعالی انسان نقش تعیین کننده دارد. فقر و نداری از نظر اسلام محکوم و نکوهیده است و فقر بزرگترین مرگ شمرده شده است. در سوره مبارکه بقره آیه 180 از مال و ثروت به عنوان خیر تعبیر شده است: «کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خیرا الوصیه للوالدین و الاقربین بالمعروف حقا علی المتقین» (بر شما نوشته شده هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسید، اگر چیز خوبی به جای گذارده وصیت برای پدر و مادر و نزدیکان به طور شایسته کند، این حقی است بر پرهیزکاران) در این آیه به جای کلمه «مال» کلمه «خیر» گفته شده است. این تعبیر نشان می دهد که اسلام ثروت و سرمایه ای را که از طریق مشروع به دست آمده باشد و در مسیر سود و منفعت اجتماع به کار گرفته شود خیر و برکت می داند و بر افکار نادرست آنها که ذات ثروت را چیز بدی می دانند خط بطلان می کشد. هر کدام از علم و ثروت در یکدیگر تاثیر دارند. علم و دانش و تخصص راه های بهتر و آسانتر کسب ثروت و استفاده بهینه از سرمایه و به کار گیری آن را در راه هائی که سود دهی و منفعت بیشتری دارد و قدرت بر تسلط بر طبیعت و تسخیر بیشتر و بهره وری فراوانتر از آن را فراروی بشر می گذارد به ویژه در عصر و زمان ما که علم اقتصاد از علوم پیچیده و تخصصی است و وضعیت مطلوب اقتصادی هر کشوری در گرو اطلاعات دقیق اقتصادی و داشتن متخصصین اقتصاد است. از طرف دیگر وجود مال و ثروت زمینه ساز دسترسی بهتر به علم و دانش و برخورداری از ابزارهای یادگیری و تعلیم و تعلم است. به ویژه در علومی که محتاج آزمایش و تجربه و کار عملی و ابزار و ادوات دقیق و آزمایشگاههای مجهز است ضرورت وجود امکانات مالی و قدرت افتصادی به خوبی احساس می شود. ولی در موردی که بر سر دو راهی انتخاب راه کسب ثروت و تحصیل علم قرار می گیریم چه باید کرد و گزینه برتر کدام است؟ یعنی وضع به گونه ای است که فردی یا باید عمرش را صرف کسب مال و ثروت کند و یا در راه تحصیل علم هزینه کند و جمع کردن بین هر دو امکان پذیر نمی باشد. در اینجا چه باید کرد و کدام راه را انتخاب نمود؟ عقل ژرف نگر و کاردان و خیراندیش و دین و بزرگان دین مارا از شک و تردید بر سر این دو راهی خارج کرده و بدون هیچ شکی مارا به انتخاب راه تحصیل علم و دانش با وجود محرومیت از امکانات مادی و دارائی و ثروت سفارش نموده اند. در روایات ما دلایل مختلف و فراوانی برای برتری علم نسبت به ثروت بیان کرده اند. در حدیثی آمده است: علم از هفت جهت بر مال و ثروت برتری دارد: 1- علم میراث پیامبران و مال میراث فرعونیان است. 2- علم با بخشیدن و خرج کردن کم نمی شود ولی مال با خرج کردن کاسته می گردد. 3- مال محتاج به نگهبان و محافظ (بانک و گاوصندوق و صندوق امانات و ...) است ولی علم خود محافظ و نگهبان صاحبش یعنی فرد عالم است. 4- علم وقت مرگ با انسان همراه است و با او منتقل می شود (یعنی دارائی و ثروتی است که حتی وقت مردن نیز از او جدا نمی شود) ولی مال در وقت مرگ انسان را رها می کند و باقی می ماند. 5- مال هم در دسترس کافر است و هم مومن ولی علم ویژه مومن است (البته این در مورد علم خاص یعنی علم توحید و معارف دین است که تنها مومن از آن بهره دارد و کافر از آن بی بهره است) 6- همه مردم به صاحب علم در امر دینشان محتاجند ولی همگی به صاحب مال نیازمند نمی باشند. 7- علم، انسان را در وقت عبور از پل صراط تقویت و یاری می کند ولی مال (اگر نامشروع و حرام باشد) مانع او از عبور می شود.(میزان الحکمه،ج6، ص454،ح13385، چاپ دفتر تبلیغات اسلامی، 1362). در حدیث معروفی که امیرالمومنین علیه السلام به کمیل سفارشاتی فرموده اند آمده است: «یا کمیل! العلم خیر من المال، العلم یحرسک و انت تحرس المال و المال تنقصه النفقه و العلم یزکو علی الانفاق و منبع المال یزول بزواله. یا کمیل ابن زیاد! معرفه العلم دین یدان به، به یکسب الانسان الطاعه فی حیاته و جمیل الاحدوثه بعد وفاته و العلم حاکم و المال محکوم علیه؛ ای کمیل! علم از مال بهتر است، چون علم از تو پاسداری می کند ولی تو از مال پاسداری می کنی. مال با خرج کردن کم می گردد ولی علم با بخشیدن رشد و نمو می کند و دست پرورده مال با زوال و نابودی مال نابود و زایل می گردد. ای کمیل ابن زیاد! شناخت علم و دانش دین و اعتقادی است که انسان در قیامت با آن جزا داده می شود، باعلم و معرفت انسان در طول زندگی اش طاعت و فرمانبری الهی را کسب می کند و بعد از مرگش نام نیک از خود باقی می گذارد. علم حکم کننده و بالا دست و فرمانروا است ولی مال زیردست و محکوم و فرمانبر است».(نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت1).

رابطه علم و کمال انسان

ارسال شده توسط elmkhah در تاریخ 21. آبان 1390 - 12:22

پرسش: 

علم چگونه می تواند کمال انسان و تقرب به خداوند را در بر داشته باشد؟

با سلام به شما پرسشگر محترم كه جویای كمال و تقرب به خداوند هستی. برای شما قرب بیشتر را آرزو می كنم.
اگر روشن شود كه علم چیست تقریباً‌ جواب این سؤال هم روشن می گردد.
علم فقط فرا گرفتن مشتی اصطلاحات نیست. در روایات آمده كه « العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» علم نوری است كه خداوند در قلب هر كسی كه بخواهد می اندازد.
حقیقت علم نور است و راهگشا. اگر فرا گرفتن چیزی، در انسان نور ایجاد كرد و راه را به او نشان داد، علم است و الا ظلمت خواهد بود. انسانی كه علم داشت مانند كسی است كه در شب تاریك، چراغی در دست دارد. این فرد، راه را واضح و روشن می بیند و به مقصد نزدیك می گردد.
امام علی علیه السلام می فرماید: علم امام عقل است و عقل تابع اوست.(میزان الحكمة 13683). همه انسان ها دارای عقل هستند اما اگر علم سودمند نباشد عقل،‌ تشخیص دهنده مصلحت خود نیست بلكه باید علم،‌ روشنگری نماید تا عقل از او تبعیت كرده و حركت كند و به قرب خداوند برسد.
اگر علمی،‌ شناخت و معرفت ما را نسبت به خالق هستی و شئونات و صفات او بالا برد، علم است.وگرنه خیری در آن نیست. یك اعرابی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسید: یا رسول الله رأس علم چیست؟ پیامبر فرمود:شناخت خداوند.آن هم شناخت حقیقی. بعد پرسید:« شناخت خداوند.آن هم شناخت حقیقی.» چیست؟ پیامبر فرمود:این كه بدانی او بدون مثل و بدون شبیه و بدون شریك است و این كه او واحد ، احد،‌ ظاهر،‌ باطن، اول،‌ آخر، بدون همتا و بدون نظیر است. این حق معرفت اوست. (میزان الحكمة، باب علم)
با این تفاسیری كه از علم شد معلوم گشت كه اصل علم كه همان معرفت خدای سبحان است خود بخود مایه كمال و تقرب است.
آیا رشته های دانشگاهی هم می تواند باعث تقرب باشد؟
ممكن است كسی علوم حوزوی را هم نخوانده باشد اما دارای این علم (شناخت حقیقی خداوند) گردد. مرحوم شیخ رجبعلی، یك خیاط بود اما در این راه گوی سبقت را از بسیاری ربوده بود.ممكن است فردی مهندس، دكتر و یا ... باشد اما از همان علم خود در جهت كمال بهره ببرد بدین ترتیب كه با آگاهی یافتن از اسرار هستی،‌ معرفتش نسبت به حضرت حق بیشتر گردد. یك پزشك وقتی عجایب خلقت انسان را می بیند و از طرفی عجز و ناتوانی انسان ها را در درمان بسیاری بیماری ها مشاهده می كند،‌ باید بانگ بر‌آورده و به بزرگی خدا اعتراف كند و الله اكبر بگوید. شخصی ممکن است از علم شیمی آن چنان خدا را بشناسد که از مطالعه کتاب های دینی نشناسد. از آن جا كه علوم تجربی محض،‌ ما را تجربی بار می آورد و ممكن است از خداوند دور شویم باید در كنار این علوم،‌ مطا لعاتی در مورد خداشناسی و تفكر در این امور را ضمیمه كار خود نماییم.
پس آن چه مهم است شناخت کیمیای هستی و مركز آفرینش است. بعضی از علوم و رشته ها- مانند الهیات- مستقیم درباره این موضوع بحث می کنند و سایر علوم تجربی به صورت غیر مستقیم قدرت و خالقیت خداوند را آموزش می دهند.
در نگاه كلى قرآن، هر علمى كه انسان را به دنیاپرستى سوق دهد و به چنگال مادیات بسپرد و هدف نهایى او را تنها وصول به مادیات قرار دهد، چیزى جز ضلالت و گمراهى نیست پس علوم غیردینى نیز مى‏تواند نقش‏آفرین بوده و موجبات سعادت آدمى را فراهم كند.
این در صورتى است كه هدف تلقى نشود، بلكه وسیله پیشرفت و رسیدن به كمال باشد. از طرف دیگر علوم دینى نیز اگر طالب آن قصد رسیدن به دنیا را داشته باشد، موجب بدبختى انسان مى‏شود.
علوم مختلف دانشگاهی مثل گیاه پزشكی، زیست شناسی و... از دو جهت نافع اند، یکی اینکه راهی هستند برای معرفت آفاقی خداوند و دیگر اینکه بشر برای ادامه حیات خود به آن ها نیاز دارد. این دو دلیل باعث شده است که تحصیل این علوم از نظر دینی برای عده ای كه از عهده آن بر می آیند واجب و لازم باشد و بعنوان یك وظیفه شرعی تلقی می شود، علاوه بر آنكه انسان با نیت خدایی همه امور را می تواند به عبادت تبدیل كند حتی راه رفتن و آب خوردن را.
بنابراین دروس دانشگاهی که در جهت حل مشکلات علمی و عملی افراد و جامعه قرار دارند، نه تنها علم لاینفع نیست بلکه علومی هستند که در خدمت به جامعه و مردم است و کسانی که به قصد کمک به مردم و کسب رضایت خداوند و خدمت رسانی به افراد جامعه، به تحصیل آن علوم می پردازند، عمل آن ها نه تنها پسندیده، بلکه در برخی موارد واجب می شود.

چند نكته مهم در مورد علم و اثرات کمال آفرین آن:
1- کمال انسان در علم و عمل است. برای رسیدن به کمال باید با دو بال علم و عمل پرواز كرد. علم بدون عمل و تقوا، انسان را زمین می زند همان گونه كه پرنده با یك بال به زمین می خورد. علم بدون عمل همان علمی است كه امام خمینی فرمود:‌ العلم هو الحجاب الاكبر. البته عمل بدون علم نیز راه به جایی نمی برد و باعث گمراهی انسان می شود.
2- علم،‌ بینش و معرفت می آورد، معرفت نیز یقین را ازدیاد می بخشد و ثمره یقین اخلاص است. اخلاص با كمال رابطه مستقیم داشته بلكه اخلاص عین كمال است.
3- خداوند در قرآن می فرماید: «قل هل یستوى الذین یعلمون والذین لایعلمون...؛ [اى پیامبر!] بگو: آیا كسى كه عالم است با كسى كه نمى‏داند برابر است؟ از این آیه معلوم می گردد كه عالم و غیر عالم در كمال و تقرب نیز با هم برابر نیستند.
4- طلب علم بر هر مسلمانی واجب است و فرا گرفتن علم در صورتی که با انگیزه الهی همراه باشد, به خودی خود كمال زا است، ولی چون کمال انسان صرفا در سایه علم به سرانجام نمی رسد، از جهتی می توان گفت: علم وسیله است نه هدف؛ علم زمینه و انگیزه عمل و رفتار را در انسان ایجاد می کند و این دو با هم كمال انسان را تامین می کنند و و دنیا و آخرت او را آباد مى‏سازند.
5- عالمی که به علمش عمل می کند؛ از عابدی که علم ندارد؛ بسیار برتر است تا آن جا كه فرموده اند « عالم ینتفع بعلمه افضل من عباده سبعین الف عابد»؛ عالمی که علمش مورد استفاده قرار گیرد از هفتاد هزار عابد برتر است. (میزان الحكمة، ح13418)
زیرا علم، دید انسان را وسعت می بخشد و بر روی تمام حركات انسان اثر می گذارد. از طریق معرفت است که تمام حركات و سكنات انسان، خدایی می شود و .... .پیامبر فرمود: قسم به خداوندی که جان محمد (ص) در دست او است یک عالم بر شیطان سخت تر و دشوارتر از هزار عابد است چون عابد برای خود کار می کند(و تنها خود را حفظ می کند) ولی عالم علاوه بر خود برای دیگران نیز کار می کند (دیگران را نیز نجات داده و هدایت می کند).( میزان الحكمة ح13431 )
6- خشوع و خشیت که کمال عملی انسان است, ثمره علم و آگاهی است. «انما یخشی الله من عباده العلماء» از بندگان خدا تنها دانایانند كه از او می خشیت دارند (فاطر, آیه 28)

احساس خسارت معنوی

ارسال شده توسط elmkhah در تاریخ 21. آبان 1390 - 13:17

پرسش: 

من دانشجوام، ترم سوم،20 سالمه، این ترم رو تو خوابگاهم، هم خوابگاهیام خیلی تو فاز مذهب و دین و این مسائل نیستن، خودم احساس می کنم خیلی از عقاید و دیدگاههایی که به بعضی چیزا داشتم به کلی عوض شده مثلا در مسئله موسیقی، روابط دختر و پسر، ظاهرم و خیلی چیزای دیگه یا مثلا قبلا وقتی نماز می خوندم چنان لذت می بردم که دوست داشتم ساعتها نماز بخونم ولی نمی دونم چرا این طوری شدم، نگاه به نامحرم برام عادی شده و اصلا احساس گناه نمی کنم، یه راهی جلو پام بذارید، ایمانم ضعیف شده خیلی مسائل دینی برام جذابیت ندارند، کمکم کنید؟

از این که پاسخ گوی جوان با ایمانی هستیم خدا را سپاس گذاریم. امیدواریم راهنمای خوبی برای حس اعتماد شما باشیم.
آدمی همان گونه که می تواند بر دیگران اثر بگذارد، از آنان نیز تأثیر می پذیرد. گاهی انسان با افراد اهل علم و دانش، جود و سخاء، اهل معرفت و ایمان همنشین می شود، از آنها درس ها می آموزد. اما گاهی با افرادی برخورد می کند، که رهزن خوبی های او هستند. امام علی -علیه السلام-به خوبی به این مطلب اشاره فرموده اند:« آفت خوبی، همنشین بد است».(میزان الحكمه/ج 1/ ص 182)
از این رو است که ائمه هدی-علیهم السلام- از طرح دوستی ریختن با چنین افرادی نه تنها ما را برحظر می دارند، بلکه از جاهای که تهمت برانگیز هستند نیز دوری می دهند. امام علی -علیه السلام- می فرماید:« از رفت وآمد به جاهای تهمت برانگیز و مجالسی كه گمان بد به آنها برده می شود بپرهیز؛ زیرا دوست بد همنشین خود را می فریبد».( میزان الحكمه/ج 2/ ص 117).
واى آن زنده كه با مرده نشست---مرده گشت و زندگى از وى بجست‏
این دوستانی که اهل نفس و خودخواهی هستند نه خدا خواهی، به این خاطر اهلیت معاشرت را ندارند، که انسان را به گناه می کشانند و به مرور معصیت را برای انسان عادی می سازند. امام علی -علیه السلام ـ فرمودند:«وقتی از وی پرسیده شد: بدترین همنشین كدام است؟ ـ فرمود : آن كه معصیت خدا را در نظرت زیبا جلوه دهد». ( میزان الحكمه/ج 1 ص 90 ).
آشنایى عقل با عقل از صفا---چون شود هر دم فزون باشد ولا
آشنایى نفس با هر نفس پست---تو یقین مى‏دان كه دم دم كمتر است‏
ز انكه نفسش گرد علت مى‏تند--- معرفت را زود فاسد مى‏كند
همنشینی با نااهلان در تمام ابعاد بر روی اطرافیان اثر گذار است. امام علی -علیه السلام- می فرماید:« همه بدیها در مجالست با همنشینِ بد است».( میزان الحكمه/ج 2/ص 225)
با این توضیحات معلوم می شود، که چرا شیرینی عبادت در ذائقه ی شما کم شده است:
در حقیقت دوستانت دشمنند--- كه ز حضرت دور و مشغولت كنند
هنگامی که علت حادثه ای مشخص شد، حذف آن علت و یا جلوگیری از تأثیر گذاری آن، عاملی برای جلوگیری از رُخ دادهای گذشته خواهد بود.
بنابراین لازم است تمام فکر و اندیشه ی خود را بکارگیرید تا از این افراد دوری گزینید. حتماً در خوابگاهها افراد مومن وجود دارند، می توانید با آنها مسئله ی خود را مطرح کنید و برای همنشین شدن با آنها اقدام کنید. در ضمن می توانید از کمک اساتید یا مسئولین دل سوز در دانشگاه نیز در این زمینه بهره ببرید.
حضرت عیسی -علیه السلام- در پاسخ به سوال یاران خود که سوال کرده بودند با چه کسی همنشین شویم، فرمود:« با آن كه دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و گفتارش بر دانش شما بی افزاید و كردارش شما را به آخرت ترغیب كند».( میزان الحكمه/ج 2/ص 225)
گر نخواهى دوست را فردا نفیر---دوستى با عاقل و با عقل گیر
اگر پرسشگر گرامی می خواهید ایمان خود را حفظ کنید ضروری است مطلب بیان شده را عملی کنید. چرا که این افراد نه تنها ایمان شما را می ربایند، بلکه از درس و دانش شما را محروم می سازند. علمی که خود می توانست برای حال و آینده ی شما و جامعه مفید باشد.
خاتم ملك سلیمان است علم--- جمله عالم صورت و جان است علم‏
تا هنگامی که برای رهائی از دست این افراد فکری می کنید، لازم است با مواردی که ذکر می شود، از آسیب افکار و گفتار آنها خود را تا حد زیادی ایمن کنید.
1.هر مقدار که می توانید قرآن بخوانید و در آیات آن تأمل کنید. چرا که قرآن کتاب هدایت افراد خاکی با افلاک است. اگر به زندگی پیامبران الهی در قرآن برخوردید نوع عمل و رفتار آن بزرگواران را با دقت مطالعه کن و درس بگیرید و در مدرسه ی زندگی آنها را پیاده کنید. چرا که دنیا نیز زنگ امتحان است.
چون تو در قرآن حق بگریختى---با روان انبیا آمیختى‏
هست قرآن حالهاى انبیا---ماهیان بحر پاك كبریا
2. دوستی را طرح رفاقت برای همراهی در راه خدا بدانید و با دانشجویان خوب طرح دوستی و معاشرت بریزید، و در صورت امکان بیشتر با آنها هم صحبت باشید و با دیگران معاشرت خود را به حداقل برسانید. برای یافتن دوستان خوب سری به محل نماز جماعت دانشگاه بزنید، بسیار شما را در دوست یابی می تواند کمک کند. در ضمن در مراسم عبادی حتماً شرکت کنید.
اى خنك آن مرد كز خود رسته شد--- در وجود زنده‏اى پیوسته شد
3. با هم خوابگاهی هایتان رفتار مناسبی داشته باشید. تا به خاطر رفتار و اخلاق مناسب شما از مواردی که شما دوست ندارید دوری کنند، و زمینه مناسبی برای پذیرش سخنان شما در آنها ایجاد شود. اگر سخنان شما را می پذیرند، می توانید آنها را نیز راهنمائی کنید و الا این کار را انجام ندهید.
4. همان گونه که خود ذکر کرده اید آنها به برخی مسائل اعتقاد دارند. می توانید از مواردی که آنها نسبت به آن پذیرش دارند، پُلی بزنید تا رفتار و گفتار آنها را تنظیم کنید. هر چه از امور مشترک مثبت که در شما و آنها وجود دارد، استفاده کنید تأثیر گذار است. به طور مثال آنها امام حسین –علیه السلام- را قبول داشته و به حضرت عشق می ورزند. می توانید از این علاقه آنها بهره ببرید و گوش زد کنید که این کارهای شما در راستای دوست داشتن شما نسبت به حضرت نیست.
5. به نظر می رسد هم خوابگاهی هایتان و نیز خود شما به افزایش علم و آگاهی نیاز دارید. برای افزایش این کار و تأثیر پذیری خود و تأثیری گذاری بر دیگران کتابهای شهید مطهری را مورد مطالعه قرار دهید.
6. اگر از گناه دوری کنید و حقیقتاً بخواهید که خوب باشید و پاک زندگی کنید، دستان یاری خدا را احساس خواهید کرد، و شیرینی عبادت را دوباره خواهید چشید.
در حقیقت هر عدو داروى تست---كیمیا و نافع و دل جوى تست‏
كه از او اندر گریزى در خلا--- استعانت جویى از لطف خدا
آری شیرینی گناه، مذاق انسان را تغییر می دهد، و ذائقه ی انسان دیگر از عبادت حلاوت نمی برد.
در حقیقت دوستانت دشمنند--- كه ز حضرت دور و مشغولت كنند

حدیث پایانی:
خداوند متعال به داوود -علیه السلام- وحی كرد: ای داوود! به بندگان زمینی من بگو: من دوست كسی هستم كه دوستم بدارد وهمنشین كسی هستم كه با من همنشینی كند وهمدم كسی هستم كه با یاد و نام من انس گیرد وهمراه كسی هستم كه با من همراه شود، كسی را بر می گزینم كه مرا برگزیند وفرمانبر كسی هستم كه گوش به فرمان من باشد. (میزان الحكمه/ج 2/ ص 432)


آخرین ویرایش: - -

 

استرس و راه های مقابله با آن

چهارشنبه 28 خرداد 1393 08:14 ق.ظنویسنده : حسین رضایی

 
http://iran-tejarat.com/ImagesNews/2012/1/16-9-33-13-X1Y.jpgاسترس عبارت است از واكنش های فیزیكی ، ذهنی و عاطفی كه در نتیجه تغییرات و نیازهای زندگی فرد، تجربه می شوند. تغییرات می توانند بزرگ یا كوچك باشند. پاسخ افراد به تغییرات زندگی متفاوت است . استرس مثبت می تواند یك انگیزش دهنده باشد در حالی كه استرس منفی می تواند در زمانی كه این تغییرات و نیازها، فرد را شكست می دهند، ایجاد شود.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، برای مقابله با استرس ها یا فشارهای روانی، راهكارهای مختلفی وجود دارد كه شیوه مدیریت صحیح، آنها را به ما می آموزد.

با رعایت و بكارگیری این روش ها، می توانیم علاوه بر حل یا كم كردن مشكلات به آرامش پایدارتری دست یابیم :

به خداوند توكل كنیم

وقتی انسان یاد خدا را در دل خود زنده نگهدارد و ارتباط روحی و معنوی بین خود و خدا برقرار كند، به آرامش عمیق، همراه با خشنودی می رسد و با توكل به خدا از هرگونه یاس و اضطراب و فشار روانی رها می شود.

عوامل استرس زا را كم كنیم

عوامل بی شماری ممكن است باعث استرس ما شوند كه باید آنها را شناخته و سعی كنیم از زندگی خود حذف كنیم. برای مثال، اگر شلوغی موجب ناراحتی ما می شود، زمانی را برای خرید انتخاب كنیم كه خلوت باشد.

از وقایع اطراف خود با اطلاع باشیم

بی اطلاعی و نادیده گرفتن حوادث و وقایع اطرافمان، دلیل بر شادی و عدم وجود مشكل نیست. گاهی اوقات آن چه ما بعلت عدم آگاهی از اصل موضوع در ذهن خود تصور می كنیم، بسیار بدتر و ناراحت كننده تر از آن چیزی است كه واقعا اتفاق افتاده است.

از وضعیت جسمی خود آگاه باشیم

از نشانه های پریشانی در خود از قبیل سردرد، آشفتگی، درد معده، نداشتن تمركز، سرماخوردگی، خستگی زیاد و ... مطلع باشیم. زیرا این علائم می توانند نشانه های استرس باشد كه باعث اختلالات جدی تر از قبیل: زخم معده، فشار خون بالا، بیماری های قلبی و..... باشند.

برنامه های زندگی را اولویت بندی كنیم

هنگامی كه با انبوهی از مشكلات به طور همزمان روبرو هستیم، به آسانی در مقابل آنها به زانو در آمده و از حل آنها عاجز می شویم. زیرا آشفتگی و بی نظمی، در كارها و برنامه ها می تواند تولید استرس كرده، یا نقطه ای برای شروع آن از شكست طرح های ناتمام می شود. اولویت بندی مسائل به ترتیب اهمیت و بررسی آنها به ما این امكان را می دهد كه به هر كاری در زمان و مكان خود رسیدگی كنیم، بهتر است كه طرح ها را یكی بعد از دیگری به انجام برسانیم.

از ارتباط با افرادی كه سبب استرس ما می شوند دوری كنیم. یا اگر دوری كردن از این افراد برایمان مشكل است، می توانیم ارتباط خود را با او در جمع برقرار كنیم .

وقت خود را تنظیم كنیم

كارهای روزمره خود را به ترتیب اهمیت و مدت زمان آنها یادداشت كنیم، با این كار در می یابیم وقت خود را چگونه تنظیم كنیم تا همیشه كارهایمان به موقع انجام شود. اگر وقت كافی برای انجام تمام فعالیت های مورد نظر و مهم خود نداریم، شاید بیش از حد و بیهوده تلاش می كنیم.

شب ها به موقع و به اندازه كافی بخوابیم

بدن انسان برای تجدید قوا به خواب كافی و لذت بخش نیاز دارد. شب به موقع بخوابیم و تا دیروقت بیدار نباشیم. هنگام خواب بهتر است به سمت چپ خود بخوابیم و نفس عمیق بكشیم. در این حالت سوراخ راست بینی تحریك و سمت راست بدن فعال تر می شود. زیرا سمت راست، قسمت فعال بدن است.

عادت های استرس زای خود را تغییر دهیم

ما از عادت های خوب و بد خود اطلاع داریم و آنها را خوب می شناسیم. می توانیم آنهایی را كه موجب آزار روحی ما می شوند را ترك كنیم. یا اگر ترك آنها مشكل است سعی كنیم از حال و هوای آن عادت خود را خارج كرده یا مسیر فكر خود را تغییر دهیم.

از معاشرت با افراد استرس زا بپرهیزیم

از ارتباط با افرادی كه سبب استرس ما می شوند دوری كنیم. یا اگر دوری كردن از این افراد برایمان مشكل است، می توانیم ارتباط خود را با او در جمع برقرار كنیم.

از رقابت با دیگران خودداری كنیم

رقابت با دیگران در كار، شغل، مقام، زندگی و مخصوصا تجملات و ظواهر، می تواند یكی از منابع اجتناب ناپذیر استرس یا فشار روانی باشد شاید هم افرادی را بشناسید كه كار می كنند تا حسادت و خشم دیگران را برانگیزانند ولی در واقع استرس حاصل از حسادت و رقابت، به خود فرد تحمیل می شود.

از تكنولوژی درست استفاده كنیم

وسائلی مانند موبایل، كامپیوتر،.... باعث می شوند كه طی یك روز بیش از حد كار و فعالیت انجام دهیم. قبل از خرید وسائل و تجهیزات جدید مطمئن شویم كه این وسایل به پیشرفت موقعیت فعلی ما كمك می كند.

به چشمان خود استراحت بدهیم

اگر مدت طولانی به تلویزیون یا مانیتور نگاه می كنیم باید به چشمان خود استراحت دهیم هر چند كم. در این زمان به فضای سبز، آسمان یا درختان خیره شویم. اگر در دسترس نیستند می توانیم یك عكس یا پوستر بر روی دیوار نصب كنیم كه بیشتر رنگ های آبی و سبز در آن به كار رفته باشد. این رنگها بسیار آرام بخش هستند.

مشكلات را بپذیریم

باید پذیرفت كه برخی اوقات شرایط طاقت فرسایی در زندگی پدید می آید و كاری نیز از دست ما بر نمی آید. در این شرایط باید با صبر و پذیرش مشكل و دگرگون كردن موقعیت، بار عاطفی مشكل را كم كنیم.

ورزش كنیم

تحقیقات نشان داده است كه ورزشكاران از استرس و افسردگی كمتری نسبت به دیگران برخوردارند. همچنین برنامه تمرینات هوازی باعث بهبود حالات افسردگی، اضطراب، آشفتگی فكری و خستگی شدید می باشد. یك پیاده روی تند و سریع به مدت 40 دقیقه میزان استرس را بطور متوسط تا 14 درصد كاهش می دهد.

مثبت فكر كردن باعث آرامش فكر می شود، كه این امر می تواند با تغییرات فیزیولوژیك كه هنگام بوجود آمدن استرس اتفاق می افتد، مقابله كند، بسیاری از استرس هایی كه تجربه می كنیم از احساسات منفی اطرافمان ناشی می شوند

قدم بزنیم

در تحقیقاتی كه در دانشكده پزشكی دانشگاه استنفورد در سال 2002 انجام گرفته، آمده است افرادی كه چهار بار در هفته پیاده روی می كنند، استرس كمتری دارند و را حت تر می خوابند.

بطور صحیح تنفس كنیم

تنفس صحیح باید به این صورت باشد: دم ( دادن هوا به ریه ها ) یك شماره، نگهداشتن نفس چهار شماره ، بازدم ( بیرون فرستادن هوا از ریه ها ) دو شماره .

به تغذیه خود برسیم

خوردن مناسب بسیار مهم است. زیرا انرژی مورد نیاز بدن را تامین می كند و كمتر دچار حالت عصبی یا فشار روانی می شویم. همیشه از مواد غذایی سبوس دار، میوه، تركیبات كربوهیدرات، سبزیجات و حبوبات ثابت ماندن اندازه ی قند خون شده و كمتر خسته می شویم. از مصرف زیاد نمك، چربی، خوراكی های سرخ شده و مواد قندی ساده كه به آزاد شدن اپی نفرین كمك و باعث عدم مقاومت بدن در برابر فشار روانی می شود خودداری كنیم. به مقدار كافی آب بنوشیم و از مصرف زیاد قهوه، چای و نوشابه های گازدار تا حد امكان پرهیز نماییم.

روابط اجتماعی خود را گسترش دهیم

هنگامی كه تحت استرس یا فشار روانی هستیم، بطور غریزی تمایل داریم كه به گوشه تنهایی پناه ببریم. كاری اشتباه تر از این وجود ندارد، چون گوشه گیری باعث می شود تا حواس خود را بیشتر روی مشكلات و افكار منفی متمركز كنیم كه به جای حل آن به تشدید استرس كمك می كند.

هیجانات سركوب شده خود را تخلیه كنیم

متخصصان معتقدند عمل ساده افشای خود باعث تسكین فشار روانی می شود. نوشتن احساساتمان در دفترچه یا صحبت كردن در نوار كمك می كند تا فشار روانی ناشی از رویدادهایی مثل از دست دادن شغل و ... كم شده و راحت تر و منطقی تر درباره راه حل های مشكلاتمان بیندیشیم.

مثبت بیندیشیم

مثبت فكر كردن باعث آرامش فكر می شود، كه این امر می تواند با تغییرات فیزیولوژیك كه هنگام بوجود آمدن استرس اتفاق می افتد، مقابله كند، بسیاری از استرس هایی كه تجربه می كنیم از احساسات منفی اطرافمان ناشی می شوند. اندیشیدن به اشخاص یا چیزهایی كه به آنها عشق می ورزیم آثار خوبی را برجای می گذارد.

روی موضوع آرامش بخش تمركز كنیم

اگر افكارمان به دام اوضاع و احوال نگران كننده ای اسیر شد، سعی كنیم با انحراف افكار روی موضوع های آرام بخش مانند یادآوری خاطرات لذت بخش و یا دقت در تصاویر زیبا، از افكار منفی دوری كنیم.

منبع ایسنا

آخرین ویرایش: چهارشنبه 28 خرداد 1393 08:15 ق.ظ