تبلیغات
انسان و زندگی - مطالب بهمن 1392

مطالعه به روش PQRST

چهارشنبه 23 بهمن 1392 10:01 ق.ظنویسنده : حسین رضایی

 
غلب دانش آموزان، دانشجویان و علاقه‌مندان آموزشی از مربیان و استادان خود بارها پرسش می کنند که چگونه مطالعه کنیم تا مطالب را بهتر در ذهن سازماندهی کنیم؟ صبح زود مطالعه کنیم یا شب هنگام؟ با صدای بلند مطالعه کنیم یا به آهستگی مطالب را مرور کنیم؟ پیشکسوتان فرهنگی نیز با توجه به تجربیات و روش‌های علمی شیوه‌هایی را توصیه می کنند.



مطلب زیر از کتاب زمینه روانشناسی "هیلگارد" تهیه شده که می تواند پاسخگوی برخی از پرسش ‌های مربوط به شیوه‌ های مطالعاتی باشد. با هم این مطلب را مرور می کنیم:
اساس امر مطالعه و خواندن بدون فراموشی، یادگیری و حافظه است. در این جا با تکنیک" PQRST"  که مخفف آن در زبان لاتین، "Preview" مرور اجمالی، "Question" سوال، "Read" خواندن، "Self-recitation" تلقین و تکرار "Test" آزمون است، آشنا می شوید.

مرحله P (مرور اجمالی):
در اولین گام مطالعه، مروری اجمالی بر کل مطالب مورد مطالعه کنید تا از موضوعهای اصلی آن تصوری پیدا کنید. این کار را می توان با خواندن رئوس مطالب و سپس گفتارهای اصلی و تصاویر و عکس‌های آن انجام داد.
مهمترین جنبه مرحله مرور اجمالی این است که می توان خلاصه مطالب را در پایان هر فصل به دقت خواند و در مورد هر یک از نکاتی که در این خلاصه آمده است تامل کرد. خواه نا خواه به ذهنتان خطور می کند که باید پس از خواندن مطالب جواب را پیدا کرده باشید و دستاورد این مرحله، به دست آوردن دید کلی نسبت به عناوین فصل‌ها و نحوه سازماندهی آنهاست.

مرحله Q (پرسش کردن):
عناوین اصلی مطالب را به یک یا چند پرسش تبدیل کنید؛ پرسش‌هایی که با خواندن آن گفتارها، به پاسخ آنها دست می یابید. باید از خود بپرسید: "مطالب عمده ای که مولف می خواهد در این گفتار بیان کند، چیست؟"

مرحله R (خواندن):
در این مرحله، گفتار مورد نظر را با دقت به معنای آن بخوانید و بکوشید جواب پرسش‌هایی را که در مرحله Q مطرح کرده بودید بیابید، لذا باید در مورد آنچه که در دست مطالعه دارید تامل کنید و آن را به مطالب دیگری که می دانید، ارتباط دهید. پس می توان واژه‌ ها یا عبارات کلیدی را در متن علامت زد. اصولا می بایست 10 الی 15 درصد متن را علامت زد زیرا در این مرحله، هدف این است که واژه‌ها یا مطالب اصلی متن مشخص شود تا بعد بتوانید آنها را مرور کنید. تا وقتی تمام گفتار و مطالب کلیدی آن را نخوانده ‌اید یادداشت بر ندارید این کار کمک می کند اهمیت نسبی هر نکته را دریابید.

مرحله S (تلقین و تکرار):
پس از به پایان رساندن مطالعه مطالب بکوشید تا نکات عمده آن را به یاد آورید و اطلاعاتی را که در آن مطرح شده است از حفظ بیان کنید، درس پس دادن به خود، روش بسیار موثری برای تثبیت مطالب در حافظه است. مطالب را به زبان خودتان بیان کنید و اطلاعات مطرح شده را از حفظ بگویید. در نبود افراد بهتر است با صدای بلند این کار را انجام دهید اما اگر افراد دیگری هم حضور دارند می توانید این کار را در ذهنتان انجام دهید. مطلب را با متن مقابله کنید تا مطمئن شوید که آنها را درست و کامل به یاد آورده‌اید. با تکرار یا از برکردن مطالب، متوجه می شوید که چه چیزهایی را به خاطر نسپرده ‌اید. این کار به شما کمک می کند تا اطلاعات را در ذهن خود سازماندهی کنید. پس از آنکه گفتار اولی به پایان رسید می توانید به گفتار بعدی بپردازید و باز هم مراحل S.R.Q را در مورد آن به کار بندید . همین روش را تا پایان گفتارهای یک فصل اعمال کنید.

مرحله T (آزمون):
پس از پایان مطالعه یک فصل، باید از خودتان امتحان بگیرید و کل مطالب فصل را مرور کنید. بنابراین یادداشت‌های خود را دوره کنید و ببینید که آیا نکات اصلی را به یاد می آورید یا نه؟ بکوشید تا دریابید که مطالب مختلف فصلها چه ارتباطی با هم دارند؟ در مرحله T ، ممکن است برای یافتن مطالب و نکات کلیدی به کل فصل مراجعه کنید و در این مرحله باید خلاصه فصل‌ها را بخوانید، همچنین به هر مدخلی جزئیات بیشتری بیفزائید. مرحله T را نباید به شب امتحان موکول کرد، بهترین زمان برای اولین مرور هر فصل، بلافاصله پس از خواندن آن است.

پژوهشهای انجام شده نشان می دهد که روش (PQRST) بسیار مفید بوده است، به گونه ای که بر روخوانی ساده مطالب فصل، از ابتدا تا انتها ارجحیت دارد، مرحله تلقین و تکرار در این روش بسیار مهم است. به جای چند بار خواندن مطالب بخش عمده زمان مطالعه را برای حفظ کردن فعالانه مطالب صرف کنید.


بر اساس پژوهش های انجام شده، خواندن دقیق خلاصه مطالب هر فصل، پیش از خواندن آن، بهره وری مطالعه را بسیار بیشتر می کند. خواندن خلاصه هر فصل سبب می شود که کل مطالب آن در ذهن سازماندهی شود. حتی اگر نخواهید از تمام مراحل روش (PQRST) پیروی کنید، خوب است به اهمیت تلقین و تکرار و خواندن خلاصه مطلب فصل برای ورود به مطلب توجه خاصی مبذول کنید.



آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 بهمن 1392 10:02 ق.ظ

 

اهمیت بهداشت روانی کودکان

سه شنبه 8 بهمن 1392 02:13 ب.ظنویسنده : حسین رضایی

 

اهمیت بهداشت روانی کودکان

تهیه کننده : فاطمه عموعلی

آموزش خاص یکی از سرویس های حمایتی است که مدارس برای کمک به رویارویی با نیاز های منحصر به فرد کودکان و نوجوانانی که انواع مختلفی از مشکلات بهداشت روان را دارند ، فراهم می کنند.
نه هر فردی که تحت آموزش خاص قرار دارد مشکل سلامت روان دارد و نه اینکه هر کودک و نوجوان دارای یک مشکلا سلامت روان از آموزش ویژه برخوردار است.

عبارت اختلالات هیجانی جدی برای کودکان و نوجوانان به مشکلات سلامت روان اشاره م یکند که بشدت زندگی روزانه و عملکرد آنها را در خانه ، مدرسه و یا در اجتماع مختل می کند.
بدون کمک ، چنین مشکلاتی ممکن است منجر به افت تحصیلی ، روی آوری به مواد مخدر و الکل ، ناسازگاری در خانواده ، یا حتی خود کشی شود.                                                       

ما همه علل مشکلات سلامت روان در جوانان را نمی شناسیم. اما می دانیم که هم محیط و هم ساختار بیولوژِیک فرد دراین امر دخالت دارد.
از جمله علل بیولوژیک می توان به ژنتیک ، عدم تعادلات شیمیایی و صدمه به سیستم اعصاب مرکزی اشاره کرد. این عوامل در علم پزشکی تحت عنوان اختلالات نوروبیولوژیک نامیده می شوند.
بسیاری از عوامل محیطی می توانند کودکان را در معرض خطر قرار دهند. برای مثال کودکانی که با خشونت ، سوء استفاده ، مسامحه ، یا مرگ عزیزان ، طلاق و یا روابط از هم گسیخته مواجه می شوند ، بیشتر در معرض مشکلات سلامت روان قرار دارند.سایر ریسک فاکتورها شامل طرد شدن بعلت نژاد ، جنسیت ، مذهب یا فقر است.

شما بعنوان والدین ، مسئول سلامت جسمی و روحی فرزندتان هستید. هرگز یک راه مشخص شده و ثابت برای تربیت فرزنان وجود ندارد.
شیوهای تربیتی متفاوتند اما همه کسانی که مراقب فرزند شما هستند باید انتظارات فرزند شما را دریابند.
کتابهای خوبی در این زمینه وجود دارد که می توانید از آنها برای بهبود تربیت فرزنادنتان استفاده کنید.
در اینجا به برخی از راهکار های کلی در زمینه تعلیم و تربیت اشاره شده است :
-
سعی کنید در کنار رسیدگی و تامین تغذیه مناسب ، ایمن سازی بدن ، و فراهم کردن امکانات ورزشی و غیره ، محیط امن و سالم خانوادگی و اجتماعی را برای فرزندتان فراهم کنید.
-
از مراحل رشد کودک آگاهی پیدا کنید تا بیش از حد و یا کمتر از حد لازم از او انتظار نداشته باشید.
-
این نکته بسایر حائز اهمیت است که فرزند تان راتشویق کنید احساسات خود را ظاهر کند.
اجازه دهید بداند که همه افراد ، درد ، ترس ، خشم و اضطراب را تجربه می کنند. به او کمک کنید عصبانیت خود را بگونه ای مثبت ظاهر کند بدون آنکه متوسل به خشونت شود.
-
احترام و اعتماد متقابل را ایجاد کنید. صدای خود را برای او بلند نکنید حتی زمانی که با او توافق ندارید. راههای ارتباطی را باز نگه دارید.
-
به حرفهای فرزنداتان خوب گوش دهید. از کلمات و اصطلاحاتی استفاده کنید که برای او قابل فهم باشد.
او را به سوال کردن ترغیب نمایید. کاری کنید با شما راحت باشد و مایه دلگرمی اش باشید. تمایل خود را برای صحبت در باره هر موضوعی با او ، نشان دهید.
-
به مهارت های خود تان برای حل وکنار آمدن با مشکلات رجوع کنید. آیا شما مثال خوبی در این مورد هستید؟ اگر احساسات و عملکرد فرزندتان مایه دستپاپچگی شما شده یا قادر به کنترل خشم و ناامیدی خودتان نیستید ، کمک بجویید.
-
مشوق او در زمینه رشد استعدادهایش باشید و به او کمک کنید محدودیت های موجود را بپذیرد. براساس توانای ها و علائقش ، در تعیین اهداف یاریش کنید.
-
موفقیت هایش را جشن بگیرید.
-
توانائی های او را با توانمندی های سایر کودکان مقایسه نکنید.
-
منحصر بفرد بودن او را بستایید.
-
از اینکه وقت خود را صرف او کنید دریغ ننمایید.
-
استقلال و خود ارزشی را در او پرورش دهید.
-
در رویارویی با فراز و نشیب های زندگی ا و را یاری کنید.
-
نشان دهید که به توانایی های در کنترل اوضاع بهنگام مشکلات ، او اعتماد دارید.
-
اصول تربیتی را بطور مفید ، دائم و مناسب بکار بندید. (بدانید که تربیت کردن به معنای تنبیه نیست).
-
کودکان با یکدیگر متفاوتند.
سعی کنید بفهمید چه روشی برای کودک شما مناسب است. بدون توجه به خواست های فرزندتان از رفتار های تربیتی دیگران تقلید نکنید.
-
برای کارهای مثبتی که انجام می دهد تایید تان را ابراز کنید.
-
به او کمک کنید از اشتباهاتش درس بگیرد.
-
بدون قید و شرط او را دوست بدارید و محبت کنید.
-
ارزش عذرخواهی برای اشتباه مرتکب شده ، همکاری ، صبر ، بخشش و احترام به دیگران را به او بیاموزید.
-
انتظار نداشته باشید بی نقص عمل کنید ، تربیت فرزند ، کار دشواری است.
بهداشت روانی همه کودکان حائز اهمیت است. بسیار ی از کودکان دچار مشکلات سلامت روان هستند.
این مشکلات واقعی و دردناکند و ممکن است شدید باشند. با این حال مشکلات فوق قابل تشخیص و درمانند.
توجه خانواده ها و عملکرد اجتماع به همراه هم می تواند به رفع این مشکلات کمک کند.


آخرین ویرایش: - -

 

درمان تنش واضطراب با ماساژدرمانی

سه شنبه 8 بهمن 1392 02:11 ب.ظنویسنده : حسین رضایی

 

درمان تنش واضطراب با ماساژدرمانی

به نقل از فصلنامه ِِِیوگا پیام مهر

سال چهارم، شماره شانزدهم، تابستان ٨٣


 


    تصمیم‌های خوب توسط «مغز و قلب» گرفته می‌شوند. ما معمولاً موقعی تصمیم‌های بهتری می‌گیریم که از ذهن خودآگاه و ناخودآگاهمان توأماً استفاده کنیم. پژوهشگران در دانمارک دو نوع تصمیم‌گیری را مورد مطالعه و مقایسه قرار دادند. یکی تصمیم‌گیری توسط کسانی که مجاز به فکر کردن دربارة حق انتخاب‌هایشان بودند و دیگری تصمیم‌گیری توسط کسانی که حواسشان پرت بوده و اجازة فکر کردن آگاهانه دربارة مسائلشان را نداشتند. نتیجة جالب این مطالعه این بود که افراد وقتی که حواسشان پرت بوده، تصمیم‌گیری بهتری کرده‌اند! یعنی هنگامی که تصمیم‌گیری آنها به شدّت تحت تاثیر ذهن ناخودآگاهشان بوده است.

به نظر می‌رسد که بهتر است برای تصمیم‌گیری، گزینه‌های مختلف را در ذهن ناخودآگاهمان نگاه داریم و آن‌ها را در «پس زمینة فکرمان» پردازش کنیم. ذهن خودآگاه ما تنها می‌تواند در هر لحظه در یک یا دو جا حضور داشته باشد!

اگر با تصمیم‌گیری مهمی در زندگی خود روبرو هستید، گامهای زیر را بردارید

بر پایه آمارهاى موجود در این موسسه، ساکنان ایالات متحده آمریکا هر ساله ١١٤ میلیون بار به ماساژگران مراجعه و مبلغى بین ٤ تا ٦ میلیارد دلار از پول خود را براى این روش درمانى هزینه مى کنند . در این میان، گروه سنى ٣٥ تا ٤٤ ساله بیشترین تعداد (٢٥ درصد ) مراجعان به ماساژگران را تشکیل مى دهند .

این گروه سنى حدود ٧٧ میلیون تن از مردم این کشور را تشکیل مى دهند که اینک رفته رفته آثار گذشت سالیان عمر را بر استخوانهاى پشت و زانوان خود احساس مى کنند . یافته هاى پژوهشى حاکى از آن است که افراد این گروه سنى براى رهایى از دردهاى ماهیچه اى و استخوانى و نیز کاهش تنشهاى روزمره خود بهره گیرى از روشهاى طب جایگزین از جمله ماساژ درمانى را بر استفاده از روشهاى متداول پزشکى امروز ترجیح مى دهند .

بر پایه نتایج یک طرح پژوهشى، که به تازگى در موسسه خدمات درمانى تریاد انجام شد، ٤٠ درصد از افراد ٣٥ تا ٤٤ ساله آمریکایى معتقدند که روش ماساژ درمانى مى بایست مبناى اصلى برنامه هاى درمانى آنان قرار گیرد . نتایج طرح پژوهشى موسسه خدمات درمانى آکسفورد نیز حاکى از آن است که در مناطقى که روش ماساژ درمانى به مردم ارائه مى شود، ١٠٠ درصد افراد گروه سنى ٤٥ تا ٥٥ ساله از این روش بهره مى گیرند .

این استقبال روز افزون و افزایش شمار یافته هاى پژوهشى مبنى بر کارایى روش ماساژ درمانى در درمان برخى بیماریها، جامعه پزشکى را بر آن داشته است تا اندک اندک ماساژ درمانى را نیز در شمار شیوه هاى درمانى رایج خود بپذیرد . بخش باز توانى مرکز درمان بیماریهاى سرطانى در توسلاى اوکلاهما یکى از نمونه هاى بارز این مدعاست .

در این موسسه پژوهشى درمانى، در کنار متخصصان فیزیوتراپى، کاردرمانى و گفتار درمانى، چهار ماساژ درمانگر نیز به کار گرفته شده اند . در این مرکز ضرورت کاربردروش ماساژ درمانى در مورد هر یک از بیماران سرطانى از سوى متخصصان ماساژ درمانگر تشخیص داده و به اجرا گذاشته مى شود .

اغلب بیماران این مرکز را مبتلایان به انواع گوناگون سرطان تشکیل مى دهند، اما شمارى از بیماران کلینیکهاى درد بیمارستانى نیز به آن مراجعه مى کنند . در این موسسه که دکتر کارن گیلبرت سرپرستى آن را بر عهده دارد، شش روش اصلى ماساژ درمانى براى بیماران گوناگون به کار گرفته مى شود .

در این موسسه هم چنین آرشیوى از مقالات مربوط به کارایى روش ماساژ درمانى در بیماریهاى گوناگون از جمله : سرطان روده بزرگ و سینه نگهدارى مى شود . موسسه پژوهشى درمان از طریق تماس، وابسته به دانشگاه میامى در فلوریدا نیز از دیگر مجامع پزشکى است که به تحقیق در زمینه آثار درمانى ماساژ درمانى پرداخته است .

به گفته خانم دکتر ماریا هرناندزریف مدیر این موسسه پژوهشى، برنامه هاى تحقیقاتى هم اینک به بررسى اثر ماساژ درمانى در کاهش درد و تنش، تقویت دستگاه ایمنى بدن و نیز کمک به رشد نوزادان نارس و نیز نوزادان طبیعى متمرکز شده است .

به گفته وى نتایج یافته هاى پژوهشى این مرکز نقش ماساژ درمانى در کاهش سختى ماهیچه ها و بهبود توان حرکتى بیماران مبتلا به فلج مغزى و نشانگان داون و نیز بهبود علایم برخى بیماریها از جمله آسم، دیابت و پاره اى از بیماریهاى پوستى را به اثبات رسانده است .

مبتلایان به بیمارِیهاى مزمن اغلب در کنار علائم بیمارى اصلى خود از افسردگى و اضطراب نیز رنج مى برند . به گفته پرفسور هرناندز یافته هاى پژوهشى متعدد کارایى روش ماساژ درمانى را در کاهش میزان افسردگى و اضطراب در بیماران سنین گوناگون را به اثبات رسانده است .

از این میان مى توان به کودکان مادران افسرده، نوجوانان مبتلا به ناهنجاریهاى تغذیه اى و سالمندان اشاره کرد . افزون بر این، نشان داده شده است که ماساژ درمانى در بهبود کیفیت زندگى و خواب بیماران نیز موثر است .

در مطالعه دیگرى نیز نشان داده شده است که نوزادان نارسى که روزانه ١٥ دقیقه ماساژ داده مى شوند در مقایسه با سایر نوزادان نارس ٤٧ درصد بیشتر وزنشان افزایش مى یابد و مدت کمترى در بیمارستان مى مانند ( این امر به نوبه خود به کاهش هزینه هاى درمانى کمک شایانى مى کند) . هم چنین، در مورد نوزادان طبیعى نیز نشان داده شده است که آن دسته از نوزادانى را که ماساژ داده اند، کمتر گریه مى کنند و فعالیت بیشترى دارند .

در مطالعه دیگرى که نتایج آن در نشریه پزشکى Erfahrung Sheilkunde – Acta Medica Emprica انتشار یافت، نشان داده شد که روش شیرودهارا (که نوعى ماساژ درمانى است ) با ایجاد امواج مغزى نوع آلفا به شفافیت ذهن، بهبود حافظه و تقویت توان رویارویى با تنشهاى روزمره و نیز افزایش توان دستگاه ایمنى بدن کمک مى کند .

یافته هاى پژوهشگران دانشگاه ویکتوریا در ملبورن استرالیا نیز حاکى از آن است که ماساژ درمانى در کاهش درد پس از اعمال جراحى، بهبود وضع تنفس کودکان مبتلا به آسم، کاهش میزان ترشح هورمونهاى مربوط به استرس در بیماران ایدزى، کاهش علائم افسردگى و نیز کاهش سردردهاى ناشى از انقباضات ناخواسته ماهیچه هاى سر، صورت و گردن موثر است .

نکته مهم در تمامى این پژوهشها این است که روش ماساژ درمانى را نباید جایگزین روشهاى رایج پزشکى در نظر گرفت، بلکه از این روش در کنار روشهای متداول براى کمک به درمان بیماران استفاده کرد .

از این میان مى توان به کودکان مادران افسرده، نوجوانان مبتلا به ناهنجاریهاى تغذیه اى و سالمندان اشاره کرد . افزون بر این، نشان داده شده است که ماساژ درمانى در بهبود کیفیت زندگى و خواب بیماران نیز موثر است .

در مطالعه دیگرى نیز نشان داده شده است که نوزادان نارسى که روزانه ١٥ دقیقه ماساژ داده مى شوند در مقایسه با سایر نوزادان نارس ٤٧ درصد بیشتر وزنشان افزایش مى یابد و مدت کمترى در بیمارستان مى مانند ( این امر به نوبه خود به کاهش هزینه هاى درمانى کمک شایانى مى کند) .

هم چنین، در مورد نوزادان طبیعى نیز نشان داده شده است که آن دسته از نوزادانى را که ماساژ داده اند، کمتر گریه مى کنند و فعالیت بیشترى دارند . در مطالعه دیگرى که نتایج آن در نشریه پزشکى Erfahrung Sheilkunde – Acta Medica Emprica انتشار یافت، نشان داده شد که روش شیرودهارا (که نوعى ماساژ درمانى است ) با ایجاد امواج مغزى نوع آلفا به شفافیت ذهن، بهبود حافظه و تقویت توان رویارویى با تنشهاى روزمره و نیز افزایش توان دستگاه ایمنى بدن کمک مى کند .

یافته هاى پژوهشگران دانشگاه ویکتوریا در ملبورن استرالیا نیز حاکى از آن است که ماساژ درمانى در کاهش درد پس از اعمال جراحى، بهبود وضع تنفس کودکان مبتلا به آسم، کاهش میزان ترشح هورمونهاى مربوط به استرس در بیماران ایدزى، کاهش علائم افسردگى و نیز کاهش سردردهاى ناشى از انقباضات ناخواسته ماهیچه هاى سر، صورت و گردن موثر است .

نکته مهم در تمامى این پژوهشها این است که روش ماساژ درمانى را نباید جایگزین روشهاى رایج پزشکى در نظر گرفت، بلکه از این روش در کنار روشهای متداول براى کمک به درمان بیماران استفاده کرد .

  در چه مواقعى نباید از ماساژ درمانى استفاده کرد ؟  

  به رغم فواید فراوان این روش، کاربرد آن در برخى شرایط باعث شدت یافتن علائم برخى بیماریها مى شود . از جمله مى توان به سرماخوردگى اشاره کرد . ماساژ دادن بدن هنگام سرماخوردگى باعث راه یافتن عوامل بیمارى زا به درون جریان خون مى شود . بنابراین، افراد سرماخورده نباید ماساژ داده شوند .

ر برخى بیماریهاى پوستى نیز که با ظهور بثورات جلدى همراهند و نیز در بیماران مبتلا به واریس یا ترمبوز وریدهاى عمقى، ماساژ باعث کنده شدن لخته ها و انتشار آنها در جریان خون خواهد شد و مشکلات حادى را در پى دارد .

هم چنین، افراد مبتلا به بیماریهاى دریچه اى قلب نیز نباید از ماساژ درمانى استفاده کنند . به بیماران توصیه مى شود پیش از شرکت در جلسه ماساژ درمانى سوابق پزشکى خود را درمانگران در میان بگذارند . سودمندى ها   چگونگى انجام   اصول درمانى

کاهش سردرد، تسکین کمردرد و درد مفاصل و تقویت دستگاه ایمنى بدن    درمانگر با وارد آوردن فشار ملایم در اطراف سر، گردن و ستون فقرات انسداد جریان مایع مغزى نخاعى را بر طرف مى کند .    مغز و نخاع در درون آبشامه اى محتوى مایع مغزى نخاعى محافظت مى شوند . بر اثر وارد آمدن فشارهاى جسمى و روحى روند گردش مایع مغزى نخاعى مختل مى شود .    کرانیوساکرال

گردش خون موضعى را افزایش مى دهد و گرفتگیهاى عضلانى را بر طرف مى کند .    درمانگر در این روش از ضربه هاى آهسته، فشار مستقیم یا مالش بهره مى گیرد . این حرکات در طول عضلات و تاندونها انجام مى شود .    با تمرکز بر بخشهاى عمقى عضلات، به رهایى تنشهاى مزمن عضلانى کمک مى کند.    بافت عمقى -

افزایش میزان خودآگاهى و انرژى بدن .    در این روش درمانگر بر انسداد مجازى انرژى جسمى، روحى و روانى متمرکز مى شود و از کششهاى خفیف، تکانهاى ملایم و فشار بر نقاط ویژه اى از بدن استفاده مى کند .    زمانى که تعادل و توازن میان انرژیهاى عناصر پنج گانه بدن یعنى : خاک، هوا، آتش، آب و فضا بر هم مى خورد بیمارى بروز مى کند.    روش قطبى -

تعادل طبیعى بدن را برقرار مى سازد و به روند بهبود بیمارى و افزایش انرژى بدن کمک مى کند .    بیمار به گونه اى مى نشیند که سر و تنه او راست قرار گیرد . سپس به نقاط مختلف پا فشارهایى وارد مى کنند .    پا نمادى از کل بدن است . وارد آوردن فشار بر برخى نقاط پا، گوش یا دست آثار درمانى در بر دارد.    رفلکسولوژى

استرس را کاهش و درد را تسکین مى دهد . براى کاهش تنشهاى روزمره و درمان بیماریها و ضربه هاى خفیف موثر است .    در این روش درمانگر با دست خود قسمتهاى مختلف بدن فرد را معاینه مى کند و سپس با ماساژ ملایم سر، سینه، شکم و پشت جریان (کی) را به وضع طبیعى برمى گرداند .    روشى ژاپنى است (کى ) مرکز استقرار احساسات و تفکرات ما است . زمانى که جریان کى بر هم مى خورد بدن مستعد ابتلا به بیمارى است .    ریکى

وضعیت قرار گیرى سر، شانه ها، قفسه سینه، لگن و پاها را اصلاح مى کند . افراد پس از این روش احساس مى کنند بلند قدتر و بسیار راحتتر شده اند .    در ابتدا درمانگر نقاطى را که بر اثر استفاده نادرست دچار گرفتگى و سفتى شده اند، مشخص مى کند و سپس، از انگشت، مشت بسته و آرنج خود براى باز کردن گرفتگیها کمک مى گیرد    وضعیت بد بدنى و آسیبهاى روحى روانى مرکز ثقل بدن را جا به جا مى کند و به پیدایش تنش در عضلات و بافتهاى هم بند مى انجامد.   رلفینگ

به بدن انرژى مى دهد و در درمان خستگى مزمن و کمبود انرژى موثر است . در درمان دردهاى حاد مفاصل و اصلاح وضعیت بدن نیز موثر است .    فرد روى زمین به پشت دراز مى کشد . ابتدا، با کمک برخى حرکات سبک بدن را آماده مى کنند و سپس، با روش طب فشارى نصف النهارات مسدود شده را باز مى کنند .    عبارت است از کسب توازن و هماهنگى روانى از طریق منظم کردن نصف النهارات بدن، این خطوط به عناصر پنج گانه بدن وابسته اند.    شیاتسو

به رهایى مفاصل، فعال شدن اعضاى بدن و کشش عضلات و تاندونها کمک مى کند.    بیمار با لباسى راحت روى تشکى به پشت مى خوابد . درمانگر با کمک حرکتهاى ویژه اى کششهاى مخصوصى به بدن وى وارد مى کند .   ماساژ به روش تایى در طب سنتى آیوروها و طب سنتى چین ریشه دارد و ترکیبى است از طب فشارى، رفلکسولوژى و یوگا    تایى

به افزایش توان حرکت و آرامش عمقى بدن و نیز شفافیت ذهنى فرد کمک مى کند .   درمانگر ابتدا کار خود را با حرکات موجى شکل آغاز مى کند و سپس به آرامى ماهیچه ها، مفاصل و اندامهاى فرد را تکان مى دهد .    در این روش از حرکات ملایم و موزون براى رهایى از تنشها و اصلاح وضعیت بدن استفاده مى شود .   تریگر

میزان خودآگاهى را افزایش مى دهد و به فرد احساس شادابى و جوانى مى بخشد .    درمانگر بدن فرد را از ناحیه سر و گودى کمر نگه مى دارد و او را براى انجام حرکات خمشى چرخشى و کششى هدایت مى کند    جلسات این ماساژ در وان آبى با دماى اندکى پایینتر از دماى بدن انجام مى شود    واتسو


آخرین ویرایش: - -

 

مهارت های زندگی

سه شنبه 8 بهمن 1392 02:02 ب.ظنویسنده : حسین رضایی

 
مهارت های زندگی

هر كس كه هنر خوب زندگی كردن را بداند، می‌تواند ضمن تأثیر گذاری مثبت بر دیگران، پذیرش بهتری نیز داشته باشد. با یك نگاه سطحی به اطرافیان به خوبی در می‌یابیم كه بعضی از افراد همچون شناگرانی هستند كه تنها تلاش می كنند تا غرق نشوند و عده دیگری هستند در عین حال كه شنا می‌كنند به اطراف خود مسلط بوده و حتی بازی و تفریح نیز می‌كنند، بعضی از افراد هنگام رانندگی تنها و تنها به روبرو خیره گشته و از اطراف خود غافل هستند امّا عده‌ای ضمن رانندگی نه تنها به تمامی جوانب تسلط دارند به همراه استماع آهنگ پخش اتومبیل خود، با تلفن همراه هم صحبت نموده و حتی توأمان با آشنای كنار خیابان نیز از طریق ایما و اشاره احوال‌پرسی می‌نمایند. برخی كار را توأم با تفریح انجام می‌دهند و گروهی چنان تفریح می كنند كه گویا در حال كار كردن هستند. عده‌ای به راحتی تسلیم تقاضای دیگران می‌شوند، برخی قدرت تصمیم گیری قاطع و حتی در صورت نیاز قدرت «نه» گفتن را دارند. عده‌ای با كوچكترین محركی عصبانی شده و سریع از كوره در می‌روند و برخی نیز با شدیدترین برخوردها و مخرب‌ترین ترفندها، آرامش خود را حفظ می‌نمایند. عده‌ای زندگی می‌كنند به دلیل اینكه نفس می‌كشند و گروهی تلاش می‌كنند تا به عالی‌ترین مقام یعنی قرب الهی برسند. بخش بزرگی از این تفاوتهای رفتاری به تجهیز انسانها و یا عدم تجهیز آنها به مهارتهای اساسی زندگی برمی‌گردد، آنانی كه به این مهارتها آگاهی داشته باشند در درون اجتماع كاركردهای مطلوب‌تری خواهند داشت. از دیدگاه روانشناسان افرادی كه به نحو بسیار شایسته و مقبول با دیگران تعامل داشته باشند و در محیط پیرامون خود به گونه‌ای رفتار نمایند كه ضمن حفظ آرامش خود و بروز توانمندیها، مورد پسند اجتماع نیز واقع شوند آنانی هستند كه از كاركرد مطلوب برخوردار هستند. روانشناسان انسان‌گرایی چون: مازلو، یونگ، فرانكل، آدلر، راجرز در خصوص افراد برخوردار از كاركرد مطلوب چنین نظراتی دارند:

اینان كسانی هستند كه:

<!--[if !supportLists]-->-      <!--[endif]-->توانایی برقراری روابط سالم و صمیمانه با دیگران را دارند.

<!--[if !supportLists]-->- <!--[endif]-->به قدری توانا هستند كه می‌توانند زندگی فردی خود را به صورت هوشیارانه مهار نمایند.

<!--[if !supportLists]-->- <!--[endif]-->نقاط قوت و ضعف خود را به خوبی می‌شناسند و ادراك خوبی از خود و محیط اطراف دارند.

<!--[if !supportLists]-->- <!--[endif]-->قدرت سازگاری بهتری دارند و در عین حال در برابر دیگران بردبار هستند.

<!--[if !supportLists]-->- <!--[endif]-->ضمن اینكه تلاش می‌كنند از تنش‌ها دور باشند از طریق روشهای اصولی به دنبال هدفهای مثبت هستند.

      

       برای اینكه بتوان از كاركرد مطلوبی برخوردار شد نیاز است با بسیاری از افرادی كه روزانه برخورد مختصری با آنان می‌شود، به شیوه‌های مناسبی تعامل ایجاد كرد. و در همین حال در رابطه با افرادی كه ارتباطات منظم‌تری فی ما بین‌ِ آنهاحاكم است لازم است یك زمینة مشاركتی مناسب‌تری در فعالیتهای اجتماعی پدید آورد و افزون بر آنها، ضروری است با عدة قلیلی از افراد كه در مركزی‌ترین نقاط دایره زندگی حضور دارند. رابطه‌ای ویژه و عاطفی نزدیكی برقرار كرد كه از دیدگاه كمال گرایی، ایجاد روابط بهینه از ویژگیهای اصلی كاركرد آرمانی است و ایجاد چنین روابط مطلوبی و تأثیروتاثر مفیدی میسور نخواهد بود مگر اینكه افراد با دانش مهارتهای اساسی زندگی آشنا بوده و یا اینكه در آموزش آنها تلاش نمایند.

 

         به طور كلی مهارتهای زندگی، مهارتهایی هستند كه برای افزایش تواناییهای روانی و اجتماعی افراد، آموزش داده می‌شوند و فرد را قادر می‌سازند تا به صورت مؤثر و كارآمد با مشكلات و مسائل زندگی روبرو شود و در تعامل با محیط پیرامون كاركرد مطلوبی داشته باشد. این نوع مهارتها در واقع مهارتهای شخصی، خانوادگی و اجتماعی هستند كه شایسته است همه آحاد یك جامعه آنها را یاد بگیرند تا بتوانند در خصوص زندگی فردی و در تعامل با انسانهای دیگر به صورت شایسته و مطمئن عمل نمایند.

 

       عدم آشنایی و مجهّز نبودن فرد به مهارتهای زندگی، یكی از مهمترین مسائلی است كه باعث می‌شود تا یك فرد نتواند آنچنان كه لازم است با محیط پیرامون خود تعامل مناسبی داشته باشد و در عین حال در حل مشكلات فردی و درونی خود به خوبی عمل ننماید و به عبارتی دیگر نتواند طوری رفتار نماید كه هم مورد پذیرش و محبوبیت دیگران واقع شود و هم اثر گذاری قابل قبولی داشته باشد. به عنوان مثال در هفت سال دوم زندگی یك انسان، یك سلسله تغییرات قابل توجهی در جسم و روان او پدیدار می‌شود و در عین حال وارد یك محیط اجتماعی گسترده‌تری به نام مدرسه می‌شود در این شرایط خاص و متفاوت از گذشته، نگرش نوجوان به خود و محیط اطراف دگرگون می‌شود و با ورود به مدرسه، گسترة زندگی و تعامل او با افراد زیادتر می‌شود و به همین ترتیب در تمام مراحل رشدی و در طول زندگی یك انسان در موقعیتها و شرایط مختلفی قرار می‌گیرد و یا تغییرات قابل توجهی در جسم و روان و اندیشة او بوجود می‌آید فلذا نیاز است فرد با آموزش مهارتهای خاصی چه از ابعاد شخصی و چه از ابعاد اجتماعی، ضمن اینكه در محیط كاری، خانوادگی و یا اجتماعی توانایی حل مشكلات و تأثیر و تأثر سالم داشته باشد، به این احساس رضایت بخش نیز برسد كه در كنار اثرگذاری مثبت خود به دیگران، می‌تواند از جانب دیگران پذیرش بهتری نیز داشته باشد.

 

        كاملاً روشن است بسیاری از مشكلات امروزی جامعه، از عدم آشنایی افراد از چگونگی زندگی كردن مؤثر، سرچشمه می‌گیرد. گروهی از افراد در حل مسائل فردی خود ناتوان هستند، گروهی در تعامل صحیح با اعضاء خانواده مشكل دارند، افرادی هستند كه در محیط اجتماعی پیرامون خود در تعامل با افراد ناتوان هستند و در ایفای نقش‌های محوّل و محقّق خود ضعیف عمل می‌نمایند و كسانی نیز یافت می‌شوند كه در اكثر زمینه‌ها با بحران روبرو هستند. فلذا بایستی به این گونه افراد كمك كرد تا با كسب مهارتهای اساسی زندگی به شكلی مؤثر در جامعه حضور پیدا كنند.

 

        من حیث المجموع، افرادی كه بخواهند چه در بخش خصوصی، چه در بخش اجتماعی، چه در بخش كاری و چه در محیط خانوادگی اثرگذاری و پذیرش بهتری داشته باشد، شایسته است در چهار بخش اساسی زیر مهارتهایی را داشته باشند:

بخش اول: مهارتهای شخصی _ مهارتهای شخصی به آن دسته از مهارتها اطلاق می‌شود كه اگر فرد به آن مهارتها مسلح شود در زندگی فردی خویش، موفق عمل خواهد نمود، در غیر اینصورت در حل مسائل فردی خویش عاجز بوده و دچار مشكلاتی خواهد شد. از جملة این مهارتها می‌توان از عنوان زیر نام برد:

 

تفكّر خلّاق، حل مسئله، قدرت تصمیم گیری، قدرت بیان، قدرت «نه» گفتن در تقاضاهای نابجا، شناخت اهداف خود، آموختن واقعیت‌ها، شناسایی استرس و ....

 

بخش دوم: مهارتهای خانوادگی _ این نوع مهارتها مربوط به كیان خانواه بوده و در پایداری بنیان خانواده و تحكیم و تعمیق علقه‌های درون خانوادگی نقش اساسی دارند و هر اندازه اعضاء خانواده به این گونه مهارتها آشناتر باشند به همان میزان زندگی پویایی خواهند داشت و در صورت عدم آشنایی اعضاء خانواده به این مهارتها، پایه‌های زندگی متزلزل شده وعواقب خطرناكی همچون؛ درگیریهای خانوادگی، تشنجات، از هم پاشیدگی خانواده، طلاق، فرار فرزندان از خانه و ... را به دنبال خواهد داشت، از جملة این مهارتها عبارتند از: چگونگی رفتار با فرزندان، چگونگی رفتار با والدین، شیوه‌های همسرداری، تنظیم روابط بین فرزندان، پذیرش فرزندان، شناخت سطح درك و میزان فهم فرزندان، جهت دهی مثبت به احساسات و گرایشات فرزندان، آیین فرزندپروری، رفاقت با اعضاء خانواده و...

بخش سوم: مهارتهای اجتماعی _ این نوع مهارتها فنونی هستند كه افراد جامعه در تعامل با یكدیگر و با استفاده از آنها، زندگی گروهی بهتری را به دست می‌آورند و هر فردی حوزة تعامل خود با دیگران را مشخص نموده و در چارچوب قواعد اجتماعی تأثیر دارد. هر چه قدر افراد یك جامعه به این گونه مهارتها تجهیز شوند و نقش های خود را به خوبی ایفا نمایند به همان اندازه جامعه ای با ثبات و پویا خواهند داشت و بر عكس عدم آشنایی اعضاء جامعه به این مهارتها ، آن جامعه در مسیر انحطاط و فروپاشی پیش خواهد رفت و یا به یك جامعة سرد و بی روح تبدیل خواهد شد . از جمله این مهارتها می توان به عناوین زیر اشاره نمود :

توانایی برقراری ارتباط اجتماعی و بین فردی ، همدلی و همنوایی ، آیین دوست یابی ، چگونگی نگهداری یك دوست خوب ، آداب معاشرت ، وظیفه شناسی ، رعایت حقوق دیگران ، آداب سخن گفتن ، آشنایی با ارتباطات غیر كلامی ( زبان بدن ) ، آشنایی به رفتارها ( انفعالی ، پرخاشگرانه ، قاطعانه ) ، شناخت ویژگیهای یك دوست خوب ، شیوه های مقابله با خشونت ، مهارت مذاكره كردن ، چگونگی بیان خواسته ها و شناخت توقعات ، سلام كردن ، لبخند زدن ، عذرخواهی كردن و...

 

بخش چهارم : مهارتهای روابط شغلی _  این نوع مهارتها باعث می شوند تا فرد در محیط كاری خود ، به شكل مؤثر و كارآمد ظاهر شده و با استفاده از توان خود و شناخت موقعیت شغلی همكاران ، در انجام وظایف به نحو احسن ظاهر شود و با رعایت حریم دیگران و شناخت ظرفیت و توانایی آنان در جهت اهداف شغلی محیط كار ، گام بردارد و در این خصوص هر چه قدر فرد با مهارتهای بیشتری آشنا باشد به همان میزان در امور شغلی و روابط درون سازمانی خود، موفق تر خواهد بود كه در این زمینه می توان به مهارتهای زیر اشاره نمود:

شیوة تعامل با همكاران ، شیوة برخورد با زیر دستان ، شیوة برخورد با فرا دستان ، آشنایی به فرهنگ پذیرفته شدة همكاران ، درك طبقه اجتماعی همكاران ، درك اینكه ظرفیت و تیپ شخصیتی همكاران به یك شكل نیست ، آشنایی به ضوابط اداری ، شناخت جایگاه اجتماعی همكاران و ...

بطور كلی یك فرد زمانی به بیشترین سطح رضایتمندی می رسد كه در چهار بخش مذكور مهارتهای لازم را كسب نماید تا به این احساس لذّت بخش برسد كه در اثر گذاری بر دیگران و پذیرش از سوی دیگران ، توانا بوده است .

 

منبع :

ساپینگتون ، اَندرو اِ . بهداشت روانی ( ترجمة حسین شاهی برواتی ) 1384 .


آخرین ویرایش: - -

 

جملات قصاردرباب خنده وخندیدن

سه شنبه 8 بهمن 1392 01:59 ب.ظنویسنده : حسین رضایی

 

جملات قصاردرباب خنده وخندیدن

ما بهشت را برای کسانی که دل مومنین را شاد کنند مباح ساختیم. (حدیث قدسی)
*
نشانه آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است. (رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)
*
بعد از سلامتی خنده بزرگترین نعمت خداست.(امام علی علیه‌السلام)
*
خنده و تبسم نشانه بارز خوشرویی است و آن موجب دوست یابی است. (امام علی علیه‌السلام)
*
خوشحال کردن قلب مومن از ده حجّ با ارزش‌تر است. (امام صادق علیه‌السلام)
*
نزد خداوند کافر خوشرو از مؤمن ترشرو عزیزتر است. (امام رضا علیه‌السلام)
*
هر که مؤمنی را از غم و اندوه شاد کند خداوند دل او را در روز قیامت شاد می‌کند. (امام جواد علیه‌السلام)
*
هیچ چیز مثل خوشرویی زندگی را شیرین نمی‌کند. (امام حسن عسگری علیه‌السلام)
*
خنده در بهبود روابط انسان بسیار موثر است.
*
خنده در طولانی نمودن عمر نقش موثر دارد.
*
خنده فشار خون را تعدیل می‌کند.
*
خنده سن افراد را کمتر نشان می‌دهد.
*
خنده زبان مشترک همه جهانیان است.
*
خنده هیچ هزینه‌ای ندارد.
*
خنده پیامی زیبا دارد و آن این است: به سوی من بیایید.
*
خنده ، خنده می‌آورد و مسری است.
*
خنده در هیچ حیوانی دیده نمی‌شود و مختص آدمی است.
*
خنده نقش درمانی دارد، آنقدر که در بیمارستان‌های امروزی اتاق خنده طراحی شده است.
*
خنده انبساط عروقی ایجاد می‌کند که در سلامتی موثر است.
*
خنده آنقدر مهم است که معمولا در هر درباری دلقکی ، هر روزنامه صفحه طنزی و هر شبکه تلویزیون فیلم کمدی است.
*
خنده در هر شرایطی امکان پذیر بوده و قابل دسترس است.
*
خنده گرفتن حمام اکسیژن و به قولی دویدن درجا است. (پزشک فرانسوی)
*
خنده با بازدم انجام می‌شود و این کار باعث می‌گردد CO2 از خون خارج شده و احساس مطلوبی ایجاد نماید.
*
خنده تعادل ظریف هورمونی ایجاد می‌کند.
*
خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده و ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد می‌کند.
*
خنده هورمون سروتونین را نیز افزایش داده احساس سرخوشی ایجاد می‌نماید.
*
خنده تعداد ضربان قلب (HR) را کاهش می‌دهد که در سلامتی موثر است.
*
خنده به دلیل شستن CO2 از خون و صورت را شفاف می‌کند.
*
خنده محبوبیت و جذابیت ایجاد می‌کند.
*
خنده شادی می‌آورد، همای طور که شادی خنده می‌آورد.
*
خنده قدرت یادگیری را افزایش می‌دهد. نقش خنده در کلاس‌های درسی و آموزشی فوق العاده است.
*
خنده نشانه رضایت از وضعیت موجود است.
*
خنده نوعی تخلیه روانی بوده تنشها و احساسات سرکوب شده را رها می‌سازد.
*
خنده آنقدر مهم است که عکاسان می‌گویند لبخند ، لبخند ، لطفا لبخند بزنید!...
*
خنده به‌دلیل انبساط عروقی ترمیم بافتهای آسیب دیده را تسهیل می‌نماید.
*
خنده از بیماریهای زخم‌معده و اثنی عشر جلوگیری می‌کند.
*
خنده کلسترول خون را کاهش می‌دهد.
*
خنده در پیشگیری از سکته قلبی و سکته مغزی بسیار موثر است.
*
خنده «دویدن بی‌حرکت» نام گرفته است و به این دلیل افراد لاغر را چاق و افراد چاق را لاغر می‌کند.
*
خنده باعث می‌شود که به دندانهایمان بیشتر توجه کرده و در نظافت آنها بکوشیم.
*
خنده سبب می‌شود دوستان بیشتری پیدا کنیم.
*
خنده زیاد ، مشکل فیزیولوژی ایجاد نمی‌کند چرا که خنده زیاد باعث افزایش ریزش اشک از چشم می‌شود و این نوع مکانیسم جبرانی یا دفاعی است که فشار خون مغزی را کاهش می‌دهد.
*
خنده بر خلاف تصور عموم چروک صورت را از بین می‌برد ولی اخم چین و چروک را زیاد می‌کند.
*
خنده باعث افزایش اندرفین مغز می‌شود که نوعی مورفین طبیعی است و باعث احساس سرخوشی و شادی می‌شود.
*
خنده تحمل دردهای جسمی را آسانتر می‌سازد. 5 دقیقه خنده از ته دل موجب 5 ساعت تسکین درد می‌شود.
*
خنده نشانه بارز اعتماد به نفس ، سلامت روان و احساس امنیت است.
*
خنده با افزایش سن نسبت عکس دارد متاسفانه هرچه سنمان زیادتر شود کمتر می‌خندیم.
*
خنده با افزایش تحصیلات دانشگاهی نسبت عکس دارد. متاسفانه هرچه افراد تحصیلکرده‌تر می‌شوند. کمتر و دیرتر می‌خندند.
*
خنده چنان است که مقدار آن در ادیان و ملتها و نژادهای مختلف متفاوت است.
*
خنده در بروز ایده‌های نو و خلاق موثر است.
*
خنده گرفتگی‌ها و کرامپهای عضلانی را برطرف می‌سازد.
*
خنده باعث رفع خستگی می‌شود.
*
خنده اولین رفلکس مثبت یک نوزاد است.
*
خنده از فاصله 45 متری قابل تشخیص است. سایر احساسات را از این فاصله نمی‌توان شناسایی کرد.
*
بگشا پسته خندان و شکر ریزی کن ........... خلق را از دهن خویش مینداز به شک (حافظ شیرازی)
*
بد و نیک هر دو ز یزدان بود ............ لب مرد باید که خندان بود (فردوسی)
*
خنده و تبسم صورت را زیبا می‌سازد.
*
اخم کردن کار اهریمنان است.
*
چهره خندان بیشتر در حافظه می‌ماند.
*
برای غلبه انسان بر دشواریها خداوند 3 روش در اختیار انسان قرار داده است. خواب - امید - خنده (پروفسور امانویل)
*
خنده بهترین دارو برای معالجه افسردگی است.
*
خنده به آزادسازی تنش و احساساتی که باعث افزایش استرس می‌شود، بدون استفاده از لغات کمک می‌کند.
*
خنده روحیه دشمن را ناراحت و ضعیف می‌کند پس می‌تواند سلاح هم باشد.
*
خنده خیلی زیاد و بی‌مورد دل را می‌میراند. (حضرت علی علیه‌السلام)
*
از پس از هر گریه آخر خنده است. (ایرانی)
*
خنده خون سالم تولید می‌کند. (ایتالیایی)
*
تبسم عمیق از شمشیر برنده‌تر است.(اسپانیولی)
*
دنیا مثل آینه است اگر در آن بخندی به تو می‌خندند. (انگلیسی)
*
خنده در برابر عصبانیت مثل یخ روی آتش است.(یونانی)
*
انسان خنده‌رو موفق‌تر است. (ژاپنی)
*
اگر از کسی چیزی می‌خواهید اول او را بخندانید.
*
انسان خنده‌رو از دنیا راضی‌تر است مثل من.
*
خندیدن ، تمایل به برتر جلوه کردن نیز می‌باشد.
*
خنده بر هر درد بی‌درمان دواست. (ایرانی)
*
یک تبسم شروع درایت است. (ماکسول ماتز)
*
جدی‌ترین آدمها کسانی هستند که می‌خندند و می‌توانند بخندانند. (فرانسوی)
*
تبسم دشمن را دوست می‌کند. (جرج نیکلا)
مؤمن می‌بایست عبوس و گرفته نباشد و گشاده‌رو و خندان باشد و قدری مزاح مطلوبست و در صورت قهقهه حتما بگوید «اللهم لاتمقتنی» یعنی خدایا مرا دچار غم و اندوه دامنگیر مگردان.
*
از ام حلیمه همسر گرامی رسول اکرم نقل شده است که ایشان حتی در خواب هم تبسم بر لب داشتند گویی نه سرما و نه گرما بر ایشان اثر نداشت.

همیشه با لبی خندان زندگی دلپذیر داشته باشید
آخرین ویرایش: - -

 

روانشناسی چیزی بنام"حسادت"

سه شنبه 8 بهمن 1392 01:58 ب.ظنویسنده : حسین رضایی

 

روانشناسی چیزی بنام"حسادت"
 همه چیز از خواستن شروع می شود
خواستن، غریزی ترین واکنش بشر نسبت به نداشته هایش است
همین که خیره میشوی به چیزی که تنها دلت تصاحبش را میخواهد،
اینجاست که خواستن، قدرتش را به رخ می کشد ...
مشکل انسان ها در خواستن ِ نداشته هایشان نیست
مشکلشان در کنار آمدن با این نداشته هاست ...
اینجاست که احساس خوشبختی مقطعی می شود

به محض اینکه شما چیزی را دیدید که داشتنش را میخواهید
خوشبحتی تبدیل به احساسی می شود که تا آن را بدست نیاورید از آن محرومید
همه چیز از خواستن شروع می شود
خواستن، غریزی ترین واکنش بشر نسبت به نداشته هایش است
همین که خیره میشوی به چیزی که تنها دلت تصاحبش را میخواهد،
اینجاست که خواستن، قدرتش را به رخ می کشد ...
مشکل انسان ها در خواستن ِ نداشته هایشان نیست
مشکلشان در کنار آمدن با این نداشته هاست ...
اینجاست که احساس خوشبختی مقطعی می شود
به محض اینکه شما چیزی را دیدید که داشتنش را میخواهید
خوشبحتی تبدیل به احساسی می شود که تا آن را بدست نیاورید از آن محرومید
و اینجاست که حسادت رخ میدهد
حسادت مفهومی لحظه ایست که در یک لحظه در ناخود آگاه شما جوشش میکند
و شما را ملزم به تصاحب میکند
حسادت یعنی تشخیص چیزی که دیگران دارند و شما ندارید
اما میخواهید داشته باشید
در حسادت، مشکل شما نداشته های دیگران نیست،
بلکه داشته هایی است که آنها دارند و شما ندارید
به عنوان مثال شما هیچوقت برای داشتن یک سیاره حسادت نمیکنید،
زیرا دیگران هم سیاره ندارند
خیلی مهم است که بدانید میزان حسادت به میزان ارزشی است، که شما برای دیگران قائلید
تا مادامی که در درون شما به همان اندازه که حواستان به دیگران هست
به خودتان نیست، حسادت رخ می دهد
زیرا حواس ِ چندگانه ی بشر ذاتا عاشق جستجو است.
و نسل ما را از کودکی طوری بار آورده اند
که بیشتر در دیگران جستجو کنیم تا خودمان
اینگونه است که به چشم خود با بهترین هایمان نمی آییم
اما مراقبیم دیگران با چه چیزهایی به چشممان می آیند
تا مادامی که دنیایمان درگیر بدست آوردن ِ داشته های دیگران است
هیچگاه احساس خوشبختی در ما متولد نمی شود
زیرا همیشه در هر سطحی که باشیم یا هر چقدر از دیگران به دست آورده باشیم
باز هم چیزی هست که نداشته باشیم
و دوباره درگیر تصاحب میشویم و تا بدست نیاوریمش آرام نیستیم ...
و این چرخه ی باطل ادامه دارد
سخت است باور اینکه یک انسان میتواند خودش را با نداشته هایش بپذیرد
انسان تا وقتی خود را کشف نکرده، از خود لذت نمی برد و
تا مادامی که از خود لذت نبرد نمی تواند به خودش قناعت کند
تا وقتی هم که نتواند به خودش قناعت کند، جواب سوال هایش را در دیگران میجوید
آنهم چه دیگرانی ؟ که همه شبیه خودش گم کرده ای دارند ...
که هیچ گاه پیدا نمی شود
نیت ها، نقش بزرگی در احساس رضایت دارند
شما درس نمی خوانید که به دانشگاه بروید تا از دانشگاه رفتن ِ خودتان لذت ببرید
شما درس میخوانید که دانشگاه بروید تا از دیگران عقب نمانید
شما زیباترین لباستان را در مهمانی به خاطر این تن نمیکنید که خودتان از خودتان لذت ببرید
شما زیباترین لباستان را میپوشید که دیگران از آن لذت ببرند
و این لذت را با تعریف هایشان به شما انتقال دهند
شما 3 سال سخت کار نمی کنید تا ماشینی را بخرید
که در رویایتان همیشه پشتش نشسته اید
شما کار میکنید تا ماشینی را بگیرید که دیگران به شما القا کرده اند فوق العاده است
شما آنقدر در دیگران حل شده اید که تمام نیت هایتان وابسته به تفکر، نگرش،
زندگی و ارزش های آنهاست
ارزش هایی که چون همیشه به واسطه ی حضور دیگری ارزش میگیرد
پس رقابت ایجاد می کند
رقابت بین تمام افرادی که "خود" را جا گذاشته اند
و با هم بر سر اول بودن رقابت میکنند
طبیعی است که شما حتی اگر اول هم باشید خیلی احساس خوشبختیتان دوام نمی آورد
زیرا همیشه در هر چیزی، بالای داشته های شما وجود دارد..
باید باور کرد احساس زیبایی در زندگی به درون شماست.
به صرف اینکه وارد دنیای بیرونتان می شوید
اگر "خود" را همراه نداشته باشید به "جلب توجه" پناه میبرید.
و هر چقدر هنرمندانه توجه ها را جلب کنید
در لحظات تنهایی چیزی برای لذت بردن ندارید
زیرا توجه نیز مفهومیست که با حضور دیگران تعریف می شود.
و دیگران هم برای مدت زیادی شما را اول نگه نمیدارند ...
زیرا طاقت دوم بودن را ندارند
و اینگونه است که دیگران میتوانند برای احساس ِ خوشبختی شما تصمیم بگیرند
زیرا این احساس را روی اطرافیانتان سرمایه گذاری کرده اید ...
یـــــــاد بگیرید که شما در یک چیز اول هستید.

حتی اگر نخواهید هیچ کسی نمی تواند جز شما در آن اول باشد
آن هم خود بودن است.
شما اگر خودتان باشید جذابید
زیرا جذابیت مختص هر چیز کمیاب است.
و از هر انسان، تنها یکی به وجود آمده
مشکل از جایی شروع می شود که شما آنقدر خود را فراموش کرده اید
که دیگر نمی توانید خصوصیات واقعی خودتان را زندگی کنید
برای همین است که به همین شیوه ادامه میدهید.
هیچ کسی نمی تواند شما را به خود بیاورد
چون خیلی ها شبیه شما خودشان را چال کرده اند و طبق هنجار های اجتماع بار آمده اند
باور کنید همین الان این نوشته را با لذت می خوانید
اما بعد از ظهر وقتی میخواهید به خیابان بروید طوری لباس می پوشید، طوری حرف میزنید، طوری رفتار میکنید که دیگران بپسندند
آنقدر خودتان نبوده اید که به طور ناخود آگاه از پس خود نبودن بر می آیید ...
بیایید باور کنید کافیست یک بار باب میل دلتان بچرخید
تا شب وقت خوابیدن پر از احساس خوب باشید
به درک که دیگران میگویند "این جو گیر رو نگاه کن"
وقتی دلتان میخواهد زیر باران برقصید خوب برقصید ...
وقتی دلتان میخواهد رانندگی پشت یک فولکس واگن را تجربه کنید،
این کار را انجام دهید
وقتی دوست دارید دستمال گردن بگذارید خوب بگذارید

مهم احساس شماست.
اگر دیگران هم عکس العملی نشان دادند به پای این بگذارید
که شهامت انجام خواسته های درونی خود را ندارند
و میخواهند از کسی که این کار را میکند ایراد بگیرند
این را بدانید که :
خوشبختی احساسی درونیست که با بدست آوردن نداشته ها حاصل نمی شود
خوشبختی مستقل تر از این حرفاست که وابسته به بود و نبود ِ چیزی شود
و هنگامی حاصل می شود که شما از خویش احساس رضایت داشته باشید
اگر روزی توانستید از خودتان با تمام گند هایی که میزنید راضی باشید
خوشبختی در شما استمرار پیدا میکند ... و هر لحظه برای شما زیباست
حتی دردهایتان را دوست دارید
زیرا دردهایتان بیشتر از هر چیزی به درونتان تعلق دارند ...
دردهایتان را به آغوش می کشید که بوی اصالت میدهند
و زیباتر از این نخواهد بود
که خوشبختی را با واقعیت ها تجربه کنید نه با رویاهای نافرجام


آخرین ویرایش: - -

 

نقش خندیدن درسلامتی

سه شنبه 8 بهمن 1392 01:56 ب.ظنویسنده : حسین رضایی

 

نقش خندیدن درسلامتی

به نقل از نشرِیه «پیام مشاور» شماره 27

 سال سوم، بهمن 1383 

 

  خنده باعث می شود انرژی از منبع دورنی وجود شما به سطح بیاید. انرژی همانند سایه ای خنده را دنبال می کند و بدنبال آن جاری می شود. آیا تا کنون توجه کرده اید اوقاتی که واقعاً و از ته دل می خندید به طور عمیق در حالت مدیتیشن قرار دارید؟! در واقع در این لحظات فکر کردن کاملاً کاملاً متوقف می شود. اصلاً غیر ممکن است که در یک زمان هم فکر کرد و هم خندید. خندیدن و فکر کردن دقیقاً متضاد یکدیگرند. اگر واقعاً بخندید، فکر کردن متوقف می شود ولی اگر فکر کردن ادامه پیدا کند خنده، واقعی و از ته دل نخواهد بود. هنگامیکه شما عمیقاً می خندید، ناگهان فکر ناپدید می شود. خندیدن یکی از بهترین، ساده ترین و طبیعی ترین راههای خلاصی از شر ناآرامیهای ذهن می باشد. خندیدن می تواند مقدمه ای شورانگیز برای وارد شدن به مرحله توقف افکار و بی ذهنی باشد.

مدیتیشن خندیدن

هر روز صبح پس از بیدار شدن از خواب قبل از باز کردن چشمانتان به خوبی بدنتان را کش و قوس دهید و خستگی احتمالی را به این ترتیب از تن خود بیرون کنید. پس از سه یا چهار دقیقه همانطور با چشمان بسته شروع به خندیدن کنید. برای مدت پنج دقیقه فقط بخندید. در ابتدا ممکن است خنده شما واقعی نباشد ولی پس از مدتی صدای این خنده مصنوعی باعث خواهد شد تا واقعاً بخندید. خود را کاملاً رها کنید و به این خنده بسپارید. شاید چند روزی طول بکشد تا این حالت بطور واقعی اتفاق بیفتد. این مدیتیشن تاثیر بسایر خوبی خواهد داشت و باعث می شودتا کل روز شما تغییر کند.

چرا خنده بر هر درد بی درمان دواست؟

خندیدن نوعی آنتی بیوتیک طبیعی است که همه انسانها با استفاده از آن، می توانند بسیاری از دردهای خود را تخفیف دهند. خنده واکنشی است غیر ارادی که باعث انقباض هماهنگ پانزده ماهیچه صورت و سریع شدن تنفس و جریان خون و نتیجتاً افزایش ترشح آدرنالین در خون می شود که تاثیر نهایی آن ایجاد احساس لذت و شادابی در فرد است. خنده ارزانترین داروی پیشگیری و مبارزه با بسیاری از بیماریها است و باعث پائین آمدن ضربان قلب و کاسته شدن فشار خون می گردد و از آنجا که شخص را وادار می کند نفس عمیق بکشد، موجب می شود میزان اکسیژن بافتها افزایش یابد، لذا خنده باعث طولانی شدن عمر می شود.

ترشح هورمون «ایمونوگلوبولین» در بدن با میزان خندیدن ما ارتباط مستقیم دارد. «ایمونوگلوبولین"» به مبارزه دستگاه ایمنی بدن با باکتریها و میکروبها کمک کرده و شخص را برای مقابله با بیماریها آماده می کند. علاوه بر آن هورمون «سایتاکیناز» که به آن هورمون شادی نیز گفته می شود، در اثر خندیدن، نوعی ماده شیمیایی خاص سیستم عصبی به نام «آندروفین» تولید می شود که در شخص اعتماد به نفس و سرخوشی ایجاد می کند. پژوهشهای دیگر بر روی خندیدن نشان می دهد که انسانها به وسیله خنده، درد را بیشتر تحمل می کنند به این دلیل که خنده ترشح آندروفینها را زیادتر می کند و آندروفینها کشنده های طبیعی درد در بدن هستند.

در واقع «آندروفین» ماده ای مشابه مرفین است که در بدن ساخته می شود، مقدار این ماده در خون، در اثر ورزش و فعالیتهای نشاط آور، بالا می رود. دانشمندان انگلیسی بعد از سالها تحقیقات به این نتیجه رسیدند که یک دقیقه از ته دل خندیدن معادل 45 دقیقه ورزش، انسان را سر حال می آورد. بنابر آخرین تحقیقات علمی، خندیدن، باعث کاهش بروز انواع بیماریها از جمله بیماریهای قلبی می شود. از طرفی خنده با ایجاد تغییراتی در راههای تنفسی، باعث می شود هوای بیشتری در بینی ما جریان یافته و به سرد شدن مغز کمک کند و هر چه مغز خنک تر باشد ما شادتر خواهیم بود. بر روی سایت اینترنتی BBC مقاله ای وجود دارد به این مضمون که، کسانی که دچار حمله قلبی شده اند در روز با حداقل 30 دقیقه خندیدن می توانند احتمال حمله قلبی دوم را تا حد قابل توجهی کاهش دهند. همچنین کسانی که فشار خون دارند نیز با وجود روحیه شاد و خندیدن می توانند فشار خون خود را در حد مطلوب نگه دارند. در حال حاضر این عقیده که قسمت اعظم بیماریها بر اثر احساسات منفی و اضطرابها بوجود آمده و پیشرفت می کند، توسط اکثر روانشناسان و روانپزشکان مورد قبول قرار گرفته است.

استرسها و اضطرابهای روزانه در طول زمان چنان ناهماهنگیهایی در جسم ایجاد می کند که ممکن است به بحران روانی منتهی گردد. زمانیکه هورمونهای ناشی از فشار روانی بطور دائم به مقدار زیاد تولید گردد، سیستم دفاعی بدن قادر به انجام وظیفه کامل نخواهد بود و همین راه را برای انواع عفونتها و بیماریها هموار کرده و اندامهای داخلی بدن را تحت فشار شدیدی قرار خواهد داد. خندیدن می تواند سلاح موثری برای مقابله با این فشارهای روانی و استرسهای روزمره باشد.


آخرین ویرایش: - -

 

رهبری ومدیریت از دیدگاه امام علی ع

سه شنبه 8 بهمن 1392 01:55 ب.ظنویسنده : حسین رضایی

 
هبری و مدیریت از دیدگاه حضرت علی (ع) • احترام به قرآن و سنت آن جه بر تو لازم است آن كه حكومت های دادگستر پیشین، سنت های با ارزش گذشتگان روشهای پسندیده رفتگان و آثار پیامیر كه در كتاب خواست را همواره به یادآوری و به آن چه ما عمل كرده ایم، پیروی كنی، ایشان در نامه ای به مالك اشتر نویسد: • ضرورت خودسازی باد غرورت، جوشش خشمت، تجاوز دستت، تندی زبانت را در اختیار خود گیر و با پرهیز از شتابزدگی و فرو خودرن خشم خود را آرامش ده تا خشم فرو نشیند و اختیار نفس در دست تو باشد. نیكوترین اندوخته تو باید اعمال صالح و درست باشد. هوای نفس را دراختیار گیر و از آن چه حلال نیست خویشتن داری كن ، به او فرمان می دهد تا نفس خود را از پیروی آرزوها بازدارد و به هنگام سركشی رامش كند كه : «همانا نفس همواره به بدی وا می دارد، جز آن كه خدا رحمت آورد». • اخلاق رهبری o مهربانی با مردم: مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش مبادا هرگز چنان حیوان شكاری باشی كه خوردن آنان را غنیمت دانی. آنان را ببخشای و بر آنان آسان گیر آن گونه كه دوست داری خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد. به مردم نگو، به من فرمان دادند و من نیز فرمان می دهم پس باید اطاعت شود. o پرهیز از غرور و خود پسندی: بپرهیز كه خود را در بزرگی همانند خداوند پنداری و در شكوه خداوندی خود را همانند او دانی . زیرا خداوند هر سركشی را خوار می سازد و هر خود پسندی را بی ارزش می كند. در جای دیگر همین نامه می فرمایند: مبادا هرگز دچار خودپسندی شوی و به خوبی های خود اطمینان كنی و ستایش را دوست داشته باشی. o در نامه 46 می فرمایند: در آن جا كه مدارا كردن لازم است مدارا كن و در جایی كه جز با درشتی كار انجام نگیرد درشتی كن. پر و بالت را برابر رعیت بگستران ، با مردم گشاده روی و فروتن باش و در نگاه و اشاره چشم، در سلام كردن و اشاره كردن با همگان یك رو باش. o هشدار از منت گذاری و خلف و عده: مبادا هرگز با خدمت هایی كه انجام می دادی بر مردم منت گذاری یا آن چه را كه انجام دادی بزرگ شماری و یا مردم را وعده داده ای سپس خلف وعده نمایی. منت نهادن پاداش نیكوكاری را از بین می برد و كاری را بزرگ شمردن نور حق را خاموش گرداند و خلاف وعده عمل كردن خشم خدا و مردم را برمی انگیزد. كه خدای بزرگ فرمود: « دشمنی بزرگ نزد خداوند كه بگویید و عمل نكنید.» رعایت عدالت و انصاف با خدا و با مردم و با خویشاوندان نزدیك و با افرادی از رعیت خود كه آنان را دوست داری، انصاف را رعایت كن كه اگر چنین نكنی ستم روا داشتی و كسی كه به بندگان خدا ستم روا دارد خدا به جای بندگانش دشمن او خواهد بود. o مردم گرایی و حق گرایی دوست داشتنی ترین چیزها در نزد تو، در حق میانه ترین ، در عمل فراگیرترین و در جلب خشنودی مردم گسترده ترین باشد. o مشورت بخیل را در مشورت كردن دخالت نده كه تو را از نیكوكاری باز می دارد. ترسو را در مشورت كردن دخالت نده كه در انجام كارها روحیه تو را سست می كند. حریص را در مشورت كردن دخالت نده كه حرص را به ستمكاری نظرت زینت می دهد. از میان دوستانت، افرادی را كه در حق گویی از همه صریحترند و در آن چه را كه خدا برای دوستانش نمی پسندد، تو را مدد كار نباشند، انتخاب كن. o ساده زیستی آگاه باش! هر پیروی را امامی است كه از او پیروی می كند و از نور دانشش روشنی می گیرد. آگاه باش امام شما از دنیای خود به دو جامه ی فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است. اگر چه شما توانایی چنین كاری ندارید اما با پرهیز كاری و تلاش فراوان و پاكدامنی و راستی مرا یاری دهید. o امانت داری: كسی كه امانت الهی را خوار می شمارد و دست به خیانت آلوده كند خود و دین خود را پاك نساخته و درهای خواری را در دنیا به روی خود گشوده و در قیامت خوارتر است و همانا بزرگترین خیانت، خیانت به ملت و رسواترین دغلكاری با امامان است. همانا فرمانداری برای تو وسیله ی آب و نان نبوده بلكه امانتی در گردن توست. (نامه 5) o روابط اجتماعی: 1. تا می توانی با پرهیز كاران و راستگویان بپیوند و آنان را چنان پرورش ده كه تو را فراوان نستایند و تو را به انجام اعمال زشت تشویق نكنند. 2. هرگز نیكوكار و بدكار در نظرت یكسان نباشند، زیرا نیكوكاران در نیكوكاری بی رغبت و بدكاران در بدكاری تشویق می گردند. 3. با دانشمندان فراوان گفتگو كن و با حكیمان فراوان بحث كن كه مایه ی آبادانی و اصلاح شهرها و برقراری نظم و قانون است. o برگرفته از فایل گروه مشاوره شهرستان شهرضا
آخرین ویرایش: - -

 

دیدگاه پیاژه در باره یادگیری

سه شنبه 8 بهمن 1392 01:54 ب.ظنویسنده : حسین رضایی

 
دیدگاه پیاژه در مورد روش‌های یادگیری و نقش فلسفه در فعالیت های تربیتی برگرفته از : سایت مركز تحقیقات معلمان استان اصفهان كارشناسی تكنولوژی و گروه های آموزشی سال تحصیلی 86-1385 بحث یادگیری یكی از مباحثی است كه از دیرباز تاكنون مورد توجه دانشمندان وپیشروان تعلیم وتربیت بوده است. و هر كدام با توجه به هدف بهبود روند یاددهی-یادگیری نظریه‌های گوناگونی ارائه داده اند: نظریه‌های یادگیری پیاژه جزو نظریه های كه از زمان مطرح شدن تاكنون بسیاری از مولفان مرهون اویند و بسیاری از روشهای جدید تدریس برگرفته از دیدگاه این دانشمندان بزرگ است. در این مقاله سعی شده است كه به طور مختصر سه روش یادگیری از دیدگاه ایشان ارائه گردد. موضوع تعامل گرای پیاژه، پیامدهای مهمی برای آموزش و پرورش دارد. موضوع آموزش و پرورش آن است كه هم آزادی و هم (فطرت) وهم ساخت(تربیت) باید جا ومرتبتی داشته باشند. معلم ساخت و سازماندهی را در مواردی كه در كلاس عرضه می شود به وجود می آورد، ولی كودكان را در فرصت‌هایی كه در كاوش و تكمیل این مواد دارند آزاد می گذارد.به طور كلی ساخت و آزادی در كلاس درس نسبت به یكدیگر بطور دائم در حالت تناوب قرار دارند، به طوری كه هیچ یك از این دو بر قلمرو تربیتی مسلط نمی شود. بنابراین مطابق نظریه پیاژه، آزادی و ساخت، رشد و تجربه، همواره در یك برنامه آموزشی، موثرند. «فرد تنها تا آن حد از یك شی ء شناخت پیدا می‌كند كه روی آن عملی صورت داده باشدو این عمل با ویژگی غیر فعّالی كه تجربه‌گرایی به درجات مختلف به معرفت نسبت می دهد، ناسازگار است.» پیاژه تعریف یادگیری از نظر روانشناسی رشد: در اثر تجربه، نه تنها اندیشه وعمل كودك تغییرمی یابند، بلكه خود تجربه هم مستقیماً در نتیجه عملیات ذهنی رو به رشد و نیز هماهنگی های حركتی كودك تغییر پیدا می‌كند. یقیناً عملیات ذهنی رو به رشد و هماهنگی های حركتی مذبور تا اندازه‌ای قابل استناد به تجربه و از آن ناشی می‌شوند، لكن این نیز حقیقت دارد كه تجربه خودتا اندازه ای وابسته و قابل استناد به آنهاست. بین عوامل بالا یك تعامل قرار است یعنی آن چه كودك فرامی گیرد همواره محصول تجربه اوست كه این تجربه خود مشروط به سطح رشد ذهنی كودك است. هر گونه یادگیری حاصل هم جنبه جذب(درون سازی) و هم انطباق(برون سازی) است،‌با این توصیف تشخیص و تمییز وجوه یادگیری برجسته وجالب توجه است. از این نظر می توانیم3 شیوه ی یادگیری را مشخص سازیم: 1- آن كه جریان جذبی را مورد تاكید قرار می دهد. 2 - آن كه جریان انطباق را مورد تاكید قرار می دهد.3- آن كه تكیه برتركیب نتایج در آن دو وجه یادگیری می نماید. سه شیوه یادگیری به شرح ذیل ارائه می‌گردد: 1-یادگیری عملیاتی: وقتی به كار می‌افتدكه هوش كودك فعالاته نسبت به مواردی كه او مشغول تعامل با آن هاست، درگیر یا جلب شود، و زمانی یادگیری صورت می گیرد كه كودك با تعارضات منطقی و تضادهایی كه مایه ترغیب او به سازمان‌دهی در سطح عالی باشند روبرو گردد. به طور مثال در یادگیری عملیاتی اگر كودكان نگهداری ذهنی(توده، وزن، تعداد، طول و...) را خودشان فرا می‌گیرند، زیرا كه این موضوعات خود آموزند. به این معنی كه ذاتاً دشواریهایی را در مفهوم سازی ایجاد می‌كنند. كودكی كه مشغول مقایسه دو مداد با یكدیگر است، یا جا به جایی‌های متوالی متوجه می شود كه طول مدادها یكسان است، اما با توجه به عقب یا جلو قرا گرفتن آن‌ها طول مدادها به نظر متفاوت می‌رسد. این تضادها جزء ذاتی قضاوتهای مبتنی بر ادراك هستند. یادگیری عملیاتی علاوه بر اینكه رشد عملیات ذهنی را تسهیل می‌سازد، موجب پیدایش هوش عملی نیز می شود هوش عملی شامل عملیات و معلوماتی می شود كه كودك برای به راه افتادن زندگی روزمره دنیوی خود به آنها نیازمند است. در خصوص یادگیری عملیاتی معلم باید نقش رهنمودی بسیار كمتری داشته باشد، موقعی یادگیری عملیاتی صورت می‌گیرد كه كودك از طریق كاوش فعال خودش از چیزها، مفاهیم را كشف نماید. یادگیری عملیاتی یعنی اكتساب مفاهیم به كمك استدلال واستقراء از تجارب واقعی با چیزها ولوازم كه نه كاملاً كودك- رهبر است و نه به كلّی معلم- رهبر بلكه شامل یك تبادل انعطاف پذیردر رهبری است. 2- یادگیری شكلی: بعضی از جوانب واقعیت را نمی توان به میزان زیادی باز ساخته یا بازیافت و می باید كه بیشتر آن ها را تقلید كرد. برای مثال، زبان تا اندازه‌ای به این نحو كسب می شود. اصوات بی معنا و غیر قابل دركی كه طفل صادر می كند، شامل غالب اصوات مصوّت و صامتی است كه تقریباً در همه ی زبان های جهان وجود دارد. لیكن كودك به تدریج زبانش را با زبان آنهایی كه در محیطش تكلم می كنند، وفق می دهد. در زبان، تلفظ، لهجه و آهنگ همه كم یا بیش نشانه‌های زبانی تقلید شده ای هستند كه بخشی از ارتباط میان فردی را تشكیل می‌دهند. بسیاری دیگر از جوانب ارتباط مثل حالات چهره، حركات و اشارات دست و سر و... از نظر فرهنگی شرطی سازی می شوند یعنی به صورت شكلی فرا گرفته می شوند. به یاد سپاری حقایق ریاضی، شماره تلفن و اشعار همه نمونه‌های از یادگیری شكلی هستند. این نوع یادگیری اگرچه ساده تر از یادگیری عملیاتی به نظر می‌رسد، اما براساس ساختمانهای هوش عملیاتی نهاده می شود. همین كه كودك جزیی از واقعیت را ساخت، ناآگاهانه و از طریق عملیات عینی قادر است كه آن جزء را به صورت شكلی و آگاهانه فرا بگیرد. گاهی اوقات یادگیری شكلی به هوش نمادی موسوم گشته است در حقیقت نارسایی های هوش نمادی در اختلالات تكلمی، كه در آن یك یا دیگر جنبه های از جریان نمادی دچار بی نظمی و اختلال می شود، به بهترین وجه نشان داده می‌شود. فراموش كردن یك اسم، زبان پریشی آنی و موقت یعنی كه در عمل هوش نمادی، نارسایی زودگذر صورت گرفته است. در یادگیری شكلی معلم به عنوان الگویی عمل می كند كه كودكان از او تقلید می‌كنند كه این امر آگاهانه یا بالقوه آگاهانه است. 3- یادگیری مبتنی بر دلالت ضمنی: كودكان كوشش می كنند بین مفاهیمی كه می دانند و نمادهای كلامی كه در اختیار دارند، پیوندی به وجود آورند. جریانی كه نامش را یادگیری مبتنی بر دلالت می توان گذاشت. یادگیری مبتنی بر دلالت به خصوص با ساخت معانی ارتباط دارد. یعنی به برقراری ارتباط بین مفاهیم ونمادهای شكلی سروكار دارد. همین كه كودك بر مفهوم یا كلمه‌ای تسلط پیدا كرد و آن را خوب یاد گرفت می خواهد با معلومات جدیدش بازی كند. بازی با یك مفهوم غالباً به آزمایش گذاشتن عبارات مختلف كلامی به جای آن مفهوم و بازی با كلمات غالباًً یعنی پیوند دادن آن كلمات با مفاهیم جدید. موقعی كه كودك شعر می نویسد، به توصیف گردش بیرون از شهر و یا بیان خاطره می‌پردازد، نوعی از یادگیری مبتنی بر دلالت ضمنی در جریان است. كودك سعی دارد به شیوه‌ای تجربی تفكر را با زبان جور سازد و برعكس. به معنی واقعی این نوع یادگیری شامل تجسم یا بازنمایی تجربه در سطح عملیات عینی است. یادگیری مبتنی بر دلالت ضمنی رهبری و رهنمود كمتری اعمال می‌كند و كودكان نقش هدایت‌كننده بیشتری به عهده دارند. هنگامی كه كودكان از فعالیت های عملیاتی مشاهده و مباحثه درباره حیوانات، درخت كاج، گل ها و... لذت برده اند، برای جلب توجه و مشغول كردن كودكان به یادگیری مبتنی بر دلالت ضمنی مناسبت دارد كه فرصتی به آنان داده شود تا تجربه‌های خود را به شیوه خودشان- كلاسی، ترسیمی یا جور دیگری بازنمایی كنند. یادگیری شكلی ابزار چنین بیانی را فراهم می‌سازد. در حالی كه یادگیری عملیاتی محتوا را فراهم می‌كند. با این توصیف شیوه های یادگیری گوناگون هستند. یك معلم هنرمند با درایت خود می‌داند كه در هر جای برنامه‌ی آموزشی كدام شیوه كارآمدتر است. منابع رشد كودك و تعلیم و تربیت از دیدگاه پیاژه دیوید الكایند ترجمه دكتر حسین نائلی روانشناسی پرورشی تالیف: دكتر علی اكبر سیف روانشناسی یادگیری بر بنیاد نظریه تألیف دكتر محمد پارسا اصول و مبانی سنجش و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و تربیتی نقش فلسفه در فعالیت های تربیتی فلسفه نظامی از مفروضات مرتبط با هم است كه به طور آگاهانه یا ناخودآگاه آن قدر اساسی و كلّی هستند كه شایستگی و توانایی عمل در هر حوزه ای را دارند. انسان به عنوان موجودی اندیشمند و آگاه، اندیشه و آگاهی خود را از راه فلسفه و فعالیت فلسفی به دست می آورد. فلسفه در تمام فعالیت های زندگی بشر نقش اساسی ایفا می كند. فعالیت های تربیتی هم از جمله فعالیت های زندگی است كه خواه ناخواه متأثر از فلسفه است. بی اوتانل اسمیت و دیگران(1983) بر نقش فلسفه در ابعاد زیر تأكید ویژه‌ای دارند؛ - تنظیم اهداف و مقاصد تربیتی - انتخاب وسازماندهی دانش -تنظیم فعالیت ها و انتخاب روش‌ها و راهبردهای آموزشی و ارزشیابی -تحلیل كلمات، واژه ها و مفاهیم آموزشی تنظیم و تعیین اهداف و مقاصد آموزشی به شدت متأثر از تعریف ما از جهان و انسان است. این كه معلم یا برنامه‌ریز با چه دیدگاهی به جهان و انسان بنگرد و مفروضات متافیزیكی او چه باشد اهداف و مقاصد تربیتی وی را تحت تأثیر قرار می دهد. انتخاب و سازماندهی دانش، از جمله فعالیت های یك معلم یا برنامه ریز درسی است. معلم یا برنامه ریز درسی باید تبیین كند كه از دیدگاه وی دانش چیست؟ چه دانشی مهم و با ارزش است یا به عبارت دیگر محتوای تربیتی و درسی برتر و ارزشمند از نظر او چه محتوایی است و ملاك‌های انتخاب و گزینش آن چیست؟ پس از پاسخ به این پرسش ها امكان انتخاب و سازماندهی دانش فراهم خواهد شد. تنظیم فعالیت‌ها و انتخاب روش‌ها و راهبردهای آموزش و ارزشیابی و یا به عبارت دیگر تعیین اینكه بهترین روش آموزش كدام است؟ تابعی خواهد بود از اینكه منظور و تعریف ما از شناخت و یادگیری چیست؟ پس از تعریف شناخت و یادگیری، معلم یا برنامه ریز درسی ابزار، روش و راهبرد به دست آوردن شناخت و سنجش میزان آن را متناسب با اهداف تربیتی مشخص می سازد. نقش فلسفه در تحلیل واژه‌ها، معانی و افكار نیز قابل توجه است. علوم ونظریه‌های علمی سرشار از واژه‌ها یا مفاهیم است كه به طور نظام‌دار و منطقی به هم ارتباط و انسجام دارند. یك معلم یا برنامه‌ریز نیز مانند یك فیلسوف باید قادر باشد در مباحث، گفت وگوها و آموزش خود واژه ها و مفاهیم را تحلیل كند و به عبارت دیگر با روشن ساختن معانی واژه‌ها و توضیح استدلال موجود در آنها بتواند تدریس اثر بخشی را طراحی و اجرا نماید. رابطه‌ی فلسفه با برنامه ی درسی اصولاً در بحث از چگونگی ارتباط فلسفه و تعلیم و تربیت به سه نوع رابطه اشاره می شود. در صورت اول، هم فلسفه و هم برنامه ی درسی به عنوان دو موضوع مجزا و مستقل تلقی شده و ارتباط بین این دو رشته به این صورت برقرار می شود كه معلّم ضمن تدریس محتواهای مختلف نظریات فلسفی را در مورد انسان و جهان پدیده ها مورد بررسی قرار داده و اساس معرفت و چگونگی تشكیل آن را نیز مطرح می كند. گاه ممكن است معلّم یا برنامه ریز در هنگام انتخاب محتوا، از طریق گنجانیدن موادّی مانند فلسفه، متافیزیك، منطق یا اخلاق دانش آموزان را در جریان آموزش با این موضوعات مرتبط سازد. در صورت دوم؛ معلّم یا برنامه ریز درسی اجرای روش‌های فلسفی یا پژوهشی فلسفه را در جریان برنامه‌ی درسی مورد نظر قرار می دهد و تجربیاتی را سازماندهی می كند كه در آن دانش آموزان از روش‌های مناظره، استقراء، قیاس و یا حل مسأله استفاده كنند. در این نوع رابطه سازماندهی و تدارك تجاربی كه دانش‌آموزان بتوانند فعالیت‌هایی چون تحلیل مفاهیم و افكار، انتقاد، ارزشیابی نظرات، تركیب، ارتباط دادن عقاید در یك زمینه منطقی و چگو نگی تشكیل ارزش‌ها را تجربه كنند؛ مورد توجه قرار می‌گیرد. همچنین تلاش برای گسترش ویژگی‌های روح و یا ذهن فلسفی نظیر تردید منطقی، كنجكاوی، ژرف اندیشی، دیدوسیع، سعه ی صدر، ترقی طلبی، وحدت شخصیت و طرفداری از ارزش های انسانی در میان دانش‌آموزان از وظایف برنامه ریزان درسی و معلّمان است. وظیفه معلّم و برنامه ریز درسی، سازمان دهی و هدایت فرصت های تربیتی است كه دانش آموزان از طریق آنها به این هدف مهم نائل شوند. در نوع رابطه ی سوم، فلسفه به عنوان تئوری وتعلیم و تربیت و برنامه ریزی به عنوان عمل تلقّی می شود. از طرف دیگر فلسفه از لحاظ نظری فرد را با جهان و انسان آشنا می سازد و گرایش و تمایل خاصی را در او به وجود می آوردكه تقویت این گرایش یا تمایل، كار تعلیم و تربیت یا قسمت عملی فلسفه است. شكل سوم ارتباط به این نكته اشاره دارد كه در هر عمل تربیتی و درهر برنامه ی درسی كه تدوین می شود پایه ای از فلسفه نهفته است.نوع مفروضاتی كه برنامه ریز یا معلّم به آن معتقد است طرح برنامه ی درسی او را تحت الشعاع قرار می دهد. برنامه ریز و یا معلّم باید انواع مقولات فلسفی و مفروضات آنها را بشناسد تا بتواند برنامه‌ی خوبی برای هدایت رشد دانش آموزان طراحی و سازماندهی كند. رابطه ی حوزه های بینشی فلسفه و برنامه‌ی درسی فلسفه به سه مقوله یا حوزه ی مهم بینشی تقسیم می شود. به عبارت دیگر سؤالات و مفروضاتی كه انسان در طول تاریخ زندگی‌اش با آنها برخورد داشته به سه دسته‌ی كلّی تقسیم می شوند؛ 1- متافیزیك یا حوزه ای كه سؤالات و مفروضات انسان را در ماهیت و چگونگی پیدایش جهان و انسان دربر می‌گیرد. بحث در مورد ماهیت یادگیرنده و جهان پیرامون او، ویژگی ها و خصایص یادگیرندگان و نقش دانش‌آموزان در محیط و جامعه ای پیرامون آنها از جمله بحث های مهم در حوزه ی متافیزیك محسوب می‌شود. 2- مقوله یا حوزه‌ی معرفت شناسی، سؤالات و مفروضاتی را در مورد ماهیت معرفت یا شناخت، چگونگی كسب معرفت یا یادگیری و منابع كسب معرفت، انواع معرفت و یادگیری را مورد بحث قرار می دهد. چگونگی سازماندهی فرصت های یادگیری و راهبردهای آموزش و ارزشیابی تحت الشعاع این حوزه قرار دارند. 3- ارزش شناسی مقوله یا حوزه ای از فلسفه است كه در پی طرح سؤالاتی در مورد ماهیت ارزش ها، انواع آنها و چگونگی تشكیل نظام ارزشی است. پاسخ‌های انسان به این سؤالات یا مفروضاتی در مورد اخلاق و زیبایی در این حوزه قرار می گیرد.چگونگی انتخاب و اولویت بندی محتوا و روش های آموزش و ارزشیابی به شدّت تحت تأثیر این حوزه ی فلسفی از دانش بشری قرار دارد. پاسخ‌های متفاوت به پرسش هایی كه در حوزه های متافیزیك، معرفت شناسی و ارزش شناسی مطرح می‌شوند نظیر این پرسش كه مهم ترین ویژگی انسان چیست؟ آیا ذهن است یا روح؟ و یا روش مناسب برای آموزش و ارزشیابی چیست؟ و... موجب ظهور و توّلد مكاتب فلسفی مختلف شده اند. هر كدام از مكاتب فلسفی تعریف ویژه ای در مورد ماهیت انسان و جهان، هدف تربیتی و محتوای درسی كه بیشتر مورد تأكید قرار می‌گیرد ارائه می‌كنند. چگونگی و ابزار شناخت، ماهیت یادگیری و روش مناسب برای آموزش و ارزشیابی نیز در مكاتب مختلف فلسفی به صورتی متفاوت تعریف شده اند. به طور مثال در مكتب فلسفی رئالیسم ابزار اصلی شناخت، حوّاس بشری است. یادگیری یا شناخت از طریق گیرنده های حسّی آغاز و سپس به كمك عقل، منظم و سازمان دهی می شود. مشاهده، آزمایش و روش های استقرایی عینی كردن مفروضات انتزاعی، گردش،‌بازدید علمی از جمله روش های آموزش محسوب می شوند و به طور حتم روش های ارزشیابی نیز متناسب با روش‌های آموزش انتخاب می‌شوند. مكاتب فلسفی جدید چون پراگماتیسم و اگزیستانسیالیزم كه به صورت نظام دار و در طی قرن‌های اخیر پدید آمده اند نیز تأثیر خود را بر برنامه ی درسی و تعلیم و تربیت با ظهور فلسفه‌های تربیتی و پیشرفت‌گرایی و انسان‌گرایی ثابت كرده‌اند. ارتباط نظریه‌های یادگیری با فلسفه با وجود آن كه بیش از یك قرن از علمی شدن روان شناسی می گذرد و این دانش همانند علوم تجربی با یافته‌ها و معیارهای علمی سروكار دارد، با این همه ارتباط آن با فلسفه هم چنان برقرار است. در واقع نظریه‌های كه روان‌شناسی امروزی به بحث درباره‌ی آنها می پردازد دارای ریشه‌ها و پیوندهای عمیقی است كه از نظر فلسفی، تجربی وسرشتی از اهمیت چشم‌گیری برخوردارند. نظریه‌های یادگیری و آموزش مانند بسیاری از بررسی‌های روان شناسی مبتنی بر برداشت‌های پژوهندگان از طبیعت و سرشت انسان است به دیگر سخن؛ نظریه پرداز یادگیری در ضمن یك فیلسوف نیز هست ودر پژوهش های خود دارای یك پیش پندار از ماهیت آدمی است. به عنوان مثال اگر تصور ما این باشد كه انسان از نظر عملكردی ذاتاً فعّال است، باید بپذیریم كه این فعال بودن از نیروی درونی ویا ویژگی‌های فطری سرچشمه می‌گیرد ومحیط فقط جایگاهی برای شكوفایی طبیعی آن محسوب می‌شود. در مجموع پیش پندارها مبنی بر اینكه دانش آموزان را از نظر عملكردی ذاتاً فعّال، منفعل و یا تعاملی فرض كنیم و از نظر اخلاقی آنها را ذاتاً خوب، بد و یا خنثی تصور نماییم، در نوع انتخاب ما از نظریه‌های یادگیری و آموزش تأثیر خواهد گذارد. به طور مثال معلّمی كه دانش آموزان را با سرشتی خنثی و انفعالی فرض می‌كند، بیشتر روش‌های آموزش و ارزشیابی مبتنی بر نظریه های محرك- پاسخ یا وابسته گرایی ثورندایك شرطی‌سازی رفتار را به كار می‌گیرد. ماهیت یادگیری و انتخاب روشهای آموزش و ارزشیابی تاكنون نظریه‌های متفاوتی از یادگیری مطرح شده‌اند. هر یك از این نظریه ها در مورد ماهیت یادگیری، هدف یادگیری، اصول و قوانین یادگیری قضاوتهای ویژه ای دارند. امروز برنامه ریزان درسی یا رویكردهای متعدد یادگیری روبرو هستند و برمبنای نظریه های یادگیری مورد قبول خود تصمیم گیری می كنند. همه‌ی عناصر یك برنامه‌ی درسی شامل هدف، محتوا، سازماندهی محتوا، تجربیات یادگیری استراتژی‌های یادگیری و سنجش و ارزشیابی از فرایند یاددهی- یارگیری از نظریه های یادگیری حاكم بر تصمیم گیریها تأثیر می پذیرد. این نكته بسیار مهم است كه در انتخاب روش های آموزش وارزشیابی نباید به اصول یادگیری در نظریه خاصی تأكید نمود. زیرا نظریه های یادگیری هر كدام دارای مزایایی هستند. تركیب این مزیت ها می‌تواند امكان استفاده از اصول یادگیری متعدد و روش های تدریس و ارزشیابی متناسب با آن اصول را برای برنامه‌ریزی معلّم فراهم سازد. چرایی انتخاب موضوعات و مواّد آموزشی، محتوای آموزش، راه و روش های تحقّق هدف ها وراهبردهای عمل و ارزشیابی همه ریشه در طرز فكر برنامه ریزی درسی ویا معلّم از یادگیری و چگونگی انجام آن در نظام های آموزشی متمركز مانند كشور ما و نیز به طرز فكر معلّمان نسبت به مبانی و اصول یادگیری و چگونگی آن به هنگام تهیه طرح تدریس دارد. این ریشه‌های فكری مربوط به یادگیری است كه مبانی طراحی تدریس را تشكیل داده و در واقع نقشه‌ی راه معلّم و دانش آموز را برای طی مراحل یاددهی- یادگیری نشان می دهد. طرح تدریس ما در مقام معلّم تفاوت خواهد كرد اگر تابع نظر رفتارگرایان و توصیه های آنها برای آموزش و ارزشیابی از فراگیران باشیم. زیرا در چنین شرایطی ما طرح تدریس خود را بر مبنای مدل های یادگیری هدف گرا و نتیجه مدار تنظیم خواهیم نمود وبر تغییر رفتارهای قابل مشاهده و قابل اندازه گیری بیشتر تأكید خواهیم كرد. و امّا در شرایطی كه از مدل‌های یادگیری شناخت گرا پیروی كنیم، چگونگی فعل وانفعالات ذهنی یادگیرنده به هنگام یادگیری بیشتر مورد نظر ما خواهد بود. در این صورت برنامه ی درسی را زمینه و محملی برای رشد توانمندی های ذهنی دانسته و بر اتخاذ شیوه‌ها و راهبردهای ایجاد ادراك عمیق، توان تجزیه و تحلیل و قدرت تخیّل و تعقّل و مهارت ابداع و ابتكار دانش آموزان پافشاری خواهیم نمود و رشد فردی دانش آموزان بیش از هر چیز مورد توجه ما خواهد بود و بالاخره چنانچه دانش آموزان را انسان هایی اجتماعی تصور كنیم كه در سایه‌ی آموزش های مدرسه‌ای باید سرنوشت زندگی و جامعه ی خود را به دست گیرند در این صورت بر آموزش های مهارتهای زندگی، با هم زیستن، هم‌آموزی، خودارزیابی... بیشتر تأكید خواهیم نمود. این نوع بینش نیز برگرفته از نظریه‌ی ساخت‌گرایی است . بدون تردید هرچه دانش و بینش معلّمان در زمینه ی فلسفه و ماهیت یادگیری رشد یافته و از رمز و رازهای بهره‌‌گیری از نظریه‌های متفاوت یاددهی- یادگیری آگاهی یابند، در زمینه‌ی طراحی و انتخاب محتوا، شیوه‌ی آموزش و ارزشیابی مناسب، با مهارت و به شكل حرفه ای اقدام خواهند نمود. مقاله‌ی علمی گروه پیش از دبستان: وظیفه آموزش این است كه ذهن های خالی را به ذهن های باز تبدیل كند، نه ذهن های پر (مالكولم فوریس) افلاطون در حدود قرن سوم قبل از میلاد معتقد بود: آموزش در دوران اولیه ی كودكی امری اجتماعی است و باید در این سنین كودكان را از والدینشان جدا كرد و جهت مراقبت و تعلیم به مؤسسات اجتماعی سپرد. ظهور مراكز پیش از دبستان حاصل تحقیقات و مطالعات بزرگان تعلیم و تربیت چون دیویی در آمریكا،كلاپارد در سویس، مونته سوری در ایتالیا و دكرولی در بلژیك و... می باشد كه همگی از آموزش سنتی انتقاد كرده و در آموزش و پرورش جدید براساس شناخت عالم كودكی هم رای و هم صدا بودند. همچنین تحقیقات لورنر(1873) مطرح كرد: تمرین و آموزش باید در زمان معین و مشخصی صورت گیرد و مساله ی دوران حساس را در رشد انسان عنوان كرد و اینكه زمان عامل پدید آمدن دوران حساس است یعنی كودك را باید در زمان مناسب وقتی كه برخوردهای محیطی بیشترین تأثیر را در شكوفایی استعدادهای ذاتی كودك می گذارند. اما وقتی سخنی واژگون بنجامن بلوم(1964) بیان كرد كه 50% رشد هوشی بین تولد تا 4سالگی، 30% بین 4 تا 8 سالگی و 20% از 8 تا 17 سالگی می باشد ومحیط سرشار و غنی فرهنگی در افزایش رشد هوشی تأثیر به سزایی دارد و با بزرگ شدن كودك، محیط تأثیرپذیری خود را از دست می دهد، اهمیت توجه به آموزش و پرورش پیش از دبستان بیش از گذشته مطرح شد. این مراكز با اهداف مشخصی تاسیس شده اند، هر چند كه هدف كلی آموزش و پرورش رسانیدن انسان به فلاح و قرب به خدا است اما در آموزش و پرورش پیش از دبستان علاوه براین هدف، رشد همه جانبه كودكان مدنظر است كه دارای چند زیرمجموعه می باشد و از اصلی ترین این اهداف می توان به توسعه ی مهارتهای شناختی،‌ فیزیك، زبان شناختی، عقلانی، عاطفی و اجتماعی و شخصیتی كودكان رده های5-2 ساله اشاره كرد. هرچند مراكز پیش از دبستان از جمله مهدكودك ها با هدف اولیه ی نگهداری كودكان راه اندازی شدند، اما با گذشت زمان به نهاد آموزشی تبدیل شدند، زیرا كارشناسان متوجه شدند كه یادگیری اولیه ی رفتارها و روابط اجتماعی، زبان های خارجی، نقاشی، موسیقی و كارهای دستی اگر از كودكی آغاز شود نه تنها بازده بیشتری در روند فراگیری دارد، بلكه كودك را از نظر زمانی به پیش می برد و ارزش های مهمی چون صداقت، نوع دوستی، محبت، استفلال، عطوفت، سازگاری و هماهنگی با جامعه به او آموخته می شود. اكنون كه خداوند متعال عنایت فرموده آغاز تربیت نوآموزانمان در پیش از دبستان را با آموزش قرآن كریم و فرهنگ اهل بیت عصمت و طهارت شروع كنیم تا قلب پاكش با انوار مقدس این كتاب آسمانی بذرافشانی شود، لذا باید با تلفیق دانش و تجربه می خود با روشهای جدید و استفاده از ابزاری توانمند . با بهره گیری از عنایث خداوند كودكانمان را یاری دهیم تا به اهداف پیش از دبستان و تربیت دینی دست یابند. باید در نظر داشته باشیم كسی كه خود را رهبر مردم قرار می دهد باید پیش از آن كه به تعلیم دیگران بپردازد خود را بسازد و این جمله امام علی(ع) را كه در نهج البلاغه(حكمت73) آمده را الگوی خود قرار دهد.« به گفتار تربیت كنید و باكردارتعلیم دهید، زیرا آن كسی كه خود را تعلیم دهد وادب كند سزاوارتر به تعظیم است از آن كه دیگری را تعلیم دهد وادب بیاموزد.» در امر آموزش قران در پیش از دبستان باید به این نكته توجه شود كه از تكنیك و فن مناسبی می توان استفاده كرد تا فرایند یادگیری آسان و جذاب و شاد باشد. آموزش مهارتهای بنیادی و ضروری برای كودك فقط و فقط از طریق فراهم آوردن فرصت های آموزشی مناسب و منطبق با روحیه كنجكاو و كاوشگرانه او، امكان پذیر است. ایجاد لحظات شاد در آموزش، هنگامی میسر است كه دانش آموزان در فرایند یادگیری به صورت یك« پذیرندۀ صرف» نباشند. اگر آنها در جریان آموزش فعالیت و تحركی نداشته باشند، فضای كلاس خسته كننده میشود ومعلّم نیز بازدۀ مناسبی نخوا هد داشت. بنابراین، بهتر است مربیان نوآموزان را در جریان یادگیری دخالت دهند وازآنها درهر یك از مراحل آموزش استفاده كنند. امام علی(ع) می فرمایند: قلب كودك و نوجوان مانند یك زمین آماده است. زمین خالی یعنی زمین دانه پذیری كه دانه درونش نیست و هر دانه ای كه در دل آن قرار دهی می پذیرد. مثل تأثیری كه یك كودك از برنامه های تلویزیون می پذیرد. پس قلب كودك هر بذری كه در آن بكاری زود می پذیرد. ضرورتیكه برآغاز آموزش قرآن از پیش دبستانی احساس می شود بدین قرار است: 1- استفاده از بهترین زمان برای كسب مهارت های لازم در تركیب حروف و حركات(خواندن یك سال قبل از نوشتن) انگیزه كسب این مهارتها در سال های اول ابتدایی كامل شده و بعد به شدت كاهش می یابد ودقت و توجه كودك به این امر ضعیف می شود. 2- ایجاد علاقه وانگیزه نسبت به یادگیری قرآن كریم و انس با آن، صحیح و زیبا خواندن و توجه دادن به معنای آیات در بهترین زمان. 3- علاقه مند شدن كودك به شنیدن قرائت زیبای قرآن كه در پرورش روحیۀ دینی كودك نقش سازنده دارد. 4- علاقه مند شود قرآن را زیبا بخواند و معنای آن را از بزرگترها بپرسد. 5- علاقه مند شود سوره های قرآن وآیات داستانی قرآن كریم را حفظ نماید. 6- جایگاه قرآن را بشناسد و به آن احترام بگذارد. 7- از خردسالی در برنامه ها وجلسات قرآنی شركت نماید. 8- قرآن را سخن خداوند متعال و قابل احترام بداند. 9- با بعضی از آداب خواندن قرآن مانند پاكی و پاكیزگی آشنا شود. 10- با بعضی از سخنان خداوند و داستان های قرآن آشنا شود. 11- فراهم شدن فرصتهای تقویت حس مذهبی 12- توجه به نعمتهای خدا در زندگی و سپاس از نعمتها 13- تقویت روحیه مشاركت در مسئولیتهای اجتماعی و ایفای نقش خود از طریق آیات 14- پیش بینی تمرینها و فعالیتهای كه رفتارهای دینی را در كودك تقویت كند از طریق تمرین آیات، امربه معروف و نهی از منكر و یا تعاون و همكاری و... 15- توجه به وظایف دینی در برنامه ریزی های روزانه كودك(مانند صبح زود از خواب بیدار شدن، ابتدای شب خوابیدن، دعا در ابتدای خواب و ...) 16- تقویت حس زیبایی گرایی و هنری كودك برای درك زیبایی ها 17- آشنایی با قرآن كریم به عنوان تنها نسخۀ نجات بخش انسان از ظلمت و تاریكی ها از طریق آیات و احادیث كوتاه و قابل درك با زبان كودكانه 18- احادیث و روایات فراوانی از رسول اللّه و ائمه معصومین(ع) به ما رسیده كه بهترین زمان خردسالی است. و از طرفی هر فرد مسلمانی علاقه دارد فرزندش بتواند قرآن را صحیح و زیبا بخواند و به تدریج به كمك درك معنای آیات آن با انوار الهی این كتاب مبین آشنا شود. مقاله‌ی علمی گروه آموزشی تربیت بدنی دوره ابتدایی استان سال تحصیلی 86- 85 موضوع: راز وضعیت مطلوب بدنی: - صاف بایستید و هیچ گاه خمیده راه نروید: چند بار در سن بلوغ، با حرف های تمسخر آمیز دیگران روبه رو شده اید؟ شاید آنقدر زیاد است كه اصلاً میل ندارید آنها را به یاد آورید. اما در پس آن الفاظ و حرف هایی كه شاید هم به فراموشی سپرده شده اند، پیامی با ارزش و مهم نهفته است. وضعیت خوب بدنی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، زیرا كمك می كند تا سرعت بدنی ارتقاء كارایی حركتی و استقامتی را بهبود می بخشد و با بهزیستی عمومی مشاركت می كند. وضعیت خوبی بدنی نیز نوعی پیشگیری مناسب است. اگر از وضعیت مطلوب بدنی برخوردار نباشید استخوان‌های شما در وضعیت متعادلی نیست و عضلات، مفاصل و لیگامنت های شما فشار بیشتری را نسبت به وضعیت طبیعی تحمل می كنند. وضعیت نا مناسب بدنی می تواند باعث چاقی، فشار عضلانی و در مراحل بعدی منجر به دردهای مزمن بدنی گردد. البته افرادی كه از وضعیت مطلوب بدنی برخوردار هستند، دارای اعتماد به نفس، شادابی و نشاط نیز می باشند. - تصویر وضعیت خوب بدنی: وضعیت خوب در حالت ایستاده، خط عمودی بدن از بالای سر تا مركز بدن و تا انتهای پاها می باشد. وضعیت خوب از پهلو، خط فرضی و عمودی است كه از گوش، شانه، لگن، زانوها و قوزك پا كشیده شده است. از این نما، سه انحنای طبیعی در پشت نیز قابل مشاهده است. در وضعیت خوب از ناحیه پشت، ستون مهره ها و سر در یك راستا بوده و به سمت راست یا چپ منحرف نشده اند. در وضعیت خوب از جلو، ارتفاع شانه ها، لگن و زانوها مساوی هستند. در این وضعیت، سر به صورت مستقیم نگه داشته می شود و هیچ گونه انحراف یا چرخش به سمت راست و چپ ندارد. در نمای وضعیت خوب از جلو، از پشت و در حالت نشسته ستون مهره ها و سر صاف هستند و سه انحنای طبیعی پشت كاملاً حفظ شده اند. - بررسی انحنای طبیعی ستون مهره ها: پشت به دیوار طوری بایستید كه پاشنه های پا، 6 س از دیوار فاصله داشته باشند. یكی از دست‌ها را طوری روی گردن بگذارید كه پشت دست رو به دیوار باشد و دست دیگر را طوری روی كمر بگذارید كه كف دست رو به دیوار باشد. اگر فضای زیادی بین كمر و دیوار باشد به طوری كه بتوانید به راحتی دست ها را به جلو و عقب و بیش از 3 س حركت دهید، لازم است وضعیت بدنی خود را برای رسیدن و برگرداندن به انحناهای طبیعی مهره ها تنظیم نمایید. - بررسی وضعیت بدن از روبه رو: جلوی آینه تمام قد، صاف بایستید و به سؤالات زیر پاسخ دهید. وضعیت خوب: آیا سر شما راست نگه داشته می شود؟ آیا هر دو شانه ی شما در یك سطح هستند؟ آیا فضای بین دست ها و پهلوهای شما مساوی است؟ آیا باسن شما در یك سطح است؟ آیا كشكك هر دو زانو رو به جلو هستند؟ آیا هر دو قوزك شما مستقیم هستند؟ وضعیت بد: آیا سر شما به یك سمت منحرف شده است؟ آیا یكی از شانه های شما پایین تر از دیگری است؟ آیا فضای بین دست ها و پهلوهای شما نامساوی است؟ آیا یك قسمت از باسن شما بالاتر از قسمت دیگر است ؟ آیا یكی از زانوهای شما به سمت داخل یا خارج چرخیده است؟ آیا هر دو قوزك پای شما به سمت داخل طوری چرخیده است كه وزن شما به داخل پا منتقل می شود؟ - بررسی وضعیت بدن از پهلو: بهترین روش برای ارزیابی وضعیت بدنی از پهلو این است كه از دوستی بخواهید عكس شما را از پهلو بگیرد. تصویر خود را با پاسخ دادن به سؤالات زیر ارزیابی نموده و مورد سنجش قرار دهید. وضعیت خوب: آیا سر شما صاف نگه داشته شده است ؟ آیا شانه های شما با گوش ها در یك خط هستند؟ آیا چانه شما موازی با زمین است؟ آیا سینه شما برآمده و بالای پشت صاف است؟ آیا دیواره ی شكمی شما صاف است؟ آیا پایین پشت شما از انحنای كمی به سمت جلو برخوردار است؟ آیا زانوهای شما صاف و راست هستند؟ وضعیت بد: آیا سر شما به سمت جلو خم شده است؟ آیا چانه ی شما با عقب رفتن سر، به سمت بالا كشیده شده است؟ آیا شانه های شما به سمت جلو یا به سمت عقب كشیده شده اند؟ آیا سینه شما به سمت داخل و بالای پشت شما گرد شده است؟ آیا شكم به سمت بیرون كشیده شده است؟ آیا پایین پشت شما بیش از حد طبیعی صاف است؟ آیا زانوهای شما به سمت جلو خم شده اند یا به عقب متمایل هستند؟ وضعیت نامناسب بدنی می تواند باعث چاقی، فشار عضلانی و در مراحل بعدی منجر به دردهای مزمن بدنی گردد. - می توان وضعیت بدنی خود را حفظ نمود یا بهبود بخشید. بهترین شیوه برای بهبود یا حفظ وضعیت بدنی این است كه در حین نشستن، ایستادن یا حركت كردن، حفظ وضعیت بدنی صحیح را تمرین كنید اما تمرین وضعیت صحیح همیشه به سادگی امكان پذیر نیست. لیكن، دو تمرین زیر كمك می نماید تا احساس وضعیت خوب بدنی را به خود بازگردانیم. - تمرینات ایستاده • پشت به دیوار طوری بایستید كه پاشنه های پا در حدود 6 س و ساق پاها در حدود 12 س از دیوار فاصله داشته باشند. وزن بدن باید به طور مساوی روی هر دو پا تقسیم شود. • دست ها را طوری در پهلو قرار دهید كه كف دست ها رو به جلو باشند. • زانوها را طوری نگه دارید كه كشكك زانوها رو به جلو باشند. • پایین پشت را نزدیك به دیوار نگه دارید. • بالای پشت را راست نگه دارید. ناحیه سینه را بالا نگه دارید و شانه ها را به سمت عقب، به طرف دیوار هدایت كنید. • سر را طوری به سمت عقب هدایت كنید كه با دیوار تماس پیدا كند. • عضلات پایین شكم را به سمت بالا و داخل بكشید و سعی كنید شكم را از وضعیت برآمده به صورت صاف در آورید. • ده ثانیه در همین وضعیت بمانید وبه طور طبیعی نفس بكشید. • به وضعیت طبیعی و عادی برگردید و سه تا چهار بار این تمرین را انجام دهید. • این تمرین را برای كسب نتیجه مطلوب حداقل سه بار در روز انجام دهید. - تمرینات نشسته • در یك صندلی بدون دسته، صاف بنشینید، پاها را صاف روی زمین بگذارید و پشت را به صندلی تكیه دهید. • دست ها را طوری در پهلو قرار دهید كه كف دست ها به سمت جلو باشند. • بالای پشت را صاف كنید و سینه را بلند كنید. • شانه را به سمت عقب هدایت كنید و به پشت صندلی تكیه دهید. • سر را صاف نگه دارید. • این وضعیت را ده ثانیه حفظ كنید. به طور طبیعی نفس بكشید و بدن را در وضعیت آرام نگه دارید. • عضلات شكم را بدون فشار نگه داریدو سه تا چهار بار این وضعیت را تكرار كنید. • همه تمرین ها را سه بار در روز انجام دهید. - نكاتی در حفظ وضعیت خوب بدنی در حین نشستن • در حین نشستن به صندلی تكیه دهید. صندلی باید آنقدر كوتاه باشد كه پاها روی زمین قرار بگیرند و زانوها كمی بالاتر از سطح لگن باشند. • سر را بالا نگه دارید و بدن را به جلو متمایل نكنید. اگر ساعت ها پشت میز مشغول كار هستید، صندلی را به میز نزدیك كنید تا وضعیت و قامت راست بدنی را حفظ كرده باشید. • اگر احساس می كنید كه پایین پشت شما در حالت نشسته به جلو خمیده، پاها را روی هم بگذارید و یا آنها روی زیر پایی قرار دهید. - تمرینات دیگر: فقط بعد از ارزیابی دقیق وضعیت بدنی توسط درمانگر می توانید به مشكلات وضعیت بدنی خود پی ببرید. قبل از آن، با تمریناتی كه به شما توصیه می شود می توانید تا حدودی به اصلاح مشكلات بپردازید. یكی از مشكلاتی كه اغلب افراد با آن مواجه هستند، ضعف، عضلات پایین شكم است. اگر عضلات پایین شكم برآمده شده باشند، می توان به ضعف آن پی برد. بهترین راه برای تقویت این عضلات اجرای فعالیت های ورزشی است كه به صورت فعال این عضلات را به كار می گیرد. علی رغم عقیده عموم مردم، تمرین دراز و نشست همیشه این هدف را محقق نمی كند در حقیقت، اگر دراز ونشست به صورت نا مناسب انجام گیرد، فشار غیرمتعارفی به عضلات پشت وارد نموده و ممكن است باعث ایجاد مشكلات پیچیده تری شود. - تمرینات ورزشی برای عضلات شكم • راحت بایستید. • دست ها را به دور عضلات پایین شكم به هم قفل كنید. • عضلات شكم را به سمت بالا و داخل بكشید. • این وضعیت را تا ده ثانیه حفظ كنید. • تمرین كامل را حداقل سه بار در روز انجام دهید. - طریقه حفظ و نگهداری وضعیت قامت صحیح در طول عمر • در حفظ سه منحنی طبیعی پشت در وضعیت توازن و تناسب بكوشید. • وزن خود را همواره در وضعیت مطلوب نگه دارید. • در مدت طولانی بر یك وضعیت تمركز نكنید. • روی تشك های سفت بخوابید و از بالش مناسب استفاده كنید. • همواره ورزش كنید. • زمانی كه شیئی را از زمین بلند می كنید یا آن را روی زمین می گذارید، زانوهای خود را خم كنید. • كفش های راحت و استاندارد بپوشید. به طور مستمر از پوشیدن كفش های پاشنه بلند كه شكل طبیعی پا را به هم زده و قسمت های طبیعی پشت را از حالت توازن خارج می كنند، استفاده نكنید. • هنگام راه رفتن وضعیت صحیح بدنی خود را حفظ كنید. -اصلاح وضعیت بدنی خود را از هم اكنون آغاز كنید. اگر از وضعیت صحیح بدنی برخوردار هستید، به شما تبریك می گوییم و اگر دوستان شما دچار چنین عوارضی هستند آنها را در راز حفظ وضعیت مطلوب بدنی خود شریك نمایید و این مطالب را در اختیار آنان نیز قرار دهید. منبع: The secret of Good Posture:A Physical Therapist’s Perspective‚ American Physical Therapy Association Virginia‚1994
آخرین ویرایش: - -

 

روان شناسی شادی

سه شنبه 8 بهمن 1392 01:53 ب.ظنویسنده : حسین رضایی

 
روان شناسی شادی بیشتر مردم هنگامی کـه مـی خــواهند در مورد شادی وخـوشحالی صـحـبـت کـنـنـد از فـعـل هـای زمـان گـذشـته اسـتـفـاده مـی کنند. چند بار از دوستان خود شنیده اید: "اگـر مـن مـرد ایـده آل زنـدگی ام را پیدا کنم، از آن به بعدشـاد خـواهـم بـود." امـا خـوشحالی موقعیتی نیست که شـما بـرای آن انتظار بکشید. شادکامی احساس رضایت از خودتان، جایی که در آن هستید و مکانی که می خواهید بروید، است. در مورد هیچ کس جز خود شما نیست و هیچ نیازی به تایید و اجازه دیگران هم ندارد. شادی یکی از معدود مواردی است که شما می توانید کنترلی کامل و همه جانبه بر روی آن داشته باشید. البته شاید رسیدن به شادکامی تا حدودی مشکل به نظر رسد اما به هر حال هیچ کس جز خودتان نمی تواند کاری در این خصوص انجام دهد. دیوید مایرز ، نویسنده کتاب « به دنبال شادکامی ؛ چه کسی شاد است و چرا ؟ » شادکامی را چنین تعریف می کند حس خوشی ؛ احساس اینکه زندگی درکل ، به خوبی و خوشی ادامه می یابد او می نویسد که این احساس ، از طریق رسیدن به چیزهای خیلی زیاد و برجسته به دست نمی آید ؛‌بلکه ، لذت های کوچک ، بیشتر می توانند ما را شادمان سازند. مطالعات و پژوهش های روان شناسان در سا ل های اخیر ، نشان می دهد که اگر مردم ، عوامل شادکامی نسبتاً پایدار ( مانند همسر یا دوستانی مهربان و حمایت کننده ، شغلی سالم و سازنده ، برنامه تفریحی لذت بخش و منظم ) را با شادی های کوچک و گذرا ( نظیر گرفتن نمره خوب یا تشویق کاری ، رفتن به گردش یا مسافرتی کوتاه مدت ) بیامیزند ، به بالاترین درجه شادکامی نائل می شوند، مدت هاست که ثابت شده خوشبختی به پول و امکانات زیاد ، موقعیت اجتماعی بالا ، زن یا مرد بودن ، از نژاد خاص بودن ، برخورداری از چهره زیبا و ... بستگی ندارد ؛ چرا که اگر نگوییم بسیاری از دارندگان عوامل یاد شده ، دارای گرفتاری ها و رنج های فراوان تری از مردم عادی هستند ، می توان گفت که از نظر شادی پایدار و درونی ، امتیازی بر دیگران ندارند . پس شادکامی به چه خصوصیات وعواملی مربوط است ؟ پژوهش های تجربی ، بر صفات معینی از شخصیت ، شغل متناسب با مهارت ها ، پیوندهای صمیمانه دوستی و ایمان مذهبی تأکید می کنند .در میان صفات و خصلت های شخصیت ، اعتماد به نفس بالا ، خوش بینی ، برون گرایی و احساس و باور کنترل داشتن بر خود ، اهمیت بیشتری دارند ، شادی ، تنها یک حالت روانی یا ذهنی نیست ؛ بلکه به وضعیت مغز نیز ارتباط دارد . دانشمندان عصب شناس ، پی برده اند که ترکیبات شیمیایی و کارکرد مغز کسانی که دارای خلق شاد ، افسرده ، خشمگین و ... هستند ، با هم تفاوت دارد . شادکامی ، هم در زنان و هم در مردان به منطقه جلویی قشر مخ ، مربوط می شود ؛ گر چه در حالت غمگینی ، وسعت این منطقه مغزی در زنان ، بیشتر از مردان است ، شادکامی ، علاوه بر تغییراتی که در قسمت های شیمیایی مغزایجاد می کند ، بر کارکرد آن نیز تأثیر می گذارد . در یک آزمایش معلوم شد که تفاوت افراد در پردازش اطلاعاتی که در زمینه نامیدن و تشخیص کلمات به آنها داده شده است به میزان حالات شادی آنها بستگی دارد * شوخ طبعی و سلامت روان روان شناسان نامدار ، آن گاه که درباره سلامت روان بحث می کنند ، شوخ طبعی را یکی از ویژگیهای مهم افراد سالم می شمرند . برای نمونه به دیدگاه آبراهام مازلو روان شناس معروف معاصر ، اشاره می کنیم . مازلو نیازهای اساسی انسان را به صورت سلسله مراتبی از پایین به بالا ، مطابق شکل زیر تعریف کرده است این سلسله مراتب را می توان همچون نردبانی پنداشت که همه ما پیش از رفتن به پله دوم آن ، باید پای خود را روی پله اول بگذاریم و پیش از رفتن به پله سوم ، باید پایمان را روی پله دوم قرار دهیم و همین طور تا بالاترین پله . به عبارت دیگر ، شرط دست یافتن به عالی ترین نیازها ( یعنی خودشکوفایی ) ، ارضای نیازهای پایین تر است خودشکوفایی یا ( تحقق خود ) را می توان بالاترین مرتبه کمال دانست . کسانی که به این مرتبه برسند ( یعنی آنها که نیازشان شکوفا کردن تمام استعدادهای خدادادشان است ) ، طبق طرح مازلو ، نیازهای سطوح پایین ترشان ، یعنی نیازهای جسمانی ، ایمنی ، محبت ، احترام ، دانستن و زیبایی را برآورده ساخته اند . آنها روان رنجور و درمانده نیستند و از بلوغ ، پختگی ، سلامت و آرامش برخوردارند و می دانند که کیستند و به کجا می روند "مازلو" ، ویژگی های زیر را مهم ترین خصوصیات خواستاران تحقق خود می داند ادراک صحیح واقعیت - پذیرش کلی طبیعت ، دیگران و خویشتن - خودانگیختگی ، سادگی و طبیعی بودن - توجه به مسائل بیرون از خویشتن ، وظیفه شناسی و فداکاری- نیاز به خلوت و استقلال- واکنش مستقل و متکی بودن به انگیزه های درونی - تازگی مداوم تجربه های زندگی - تجربه های عارفانه - نوع دوستی و احساس همدلی با جامعه انسانی - داشتن روابط متقابل با دیگران - اهمیت دادن به هدف ، بیش از وسیله و قدرت تشخیص خیر از شر - شکیبایی ، بردباری و مردمگرایی - حس طنز و شوخی مهربانانه - آفرینندگی و ابتکار- مقاومت در برابر فرهنگ پذیری و فشار های اجتماعی- مازلو معتقد است که شوخ طبعی افراد کاملاً سالم ، با شوخی کردن و خندیدن افراد عادی تفاوت دارد . اشخاصی که از سلامت روان کمتری برخوردارند ، به سه گونه شوخی می خندند شوخی خصمانه که لازمه اش آزار کسی است - شوخی برتری طلبانه که به تحقیر شخص یا گروهی دیگر می پردازد - شوخی عصیان در برابر قدرت که نشانه های ضعف و وقاحت را با خود دارد - شوخی خواستاران خودشکوفایی ، در عین اینکه فیلسوفانه است و به کل انسانها بازمی گردد ( نه به یک فرد خاص ) ، غالباً طنزی است آموزنده و علاوه بر خنداندن ، نکته ای در آن هست ؛ طنزی است اندیشمندانه که به جای خنده بلند ، تبسم و سرتکان دادنی حاکی از فهم و ادراک را در پی خود می آورد . این گونه طنز تنها مورد تحسین کسانی قرار می گیرد که به همان پایه ،‌از سلامت روان برخوردار باشند پژوهش های اخیر ، ثابت کرده است که شوخی های سالم ، یکی از بهترین راههای مقابله با فشارهای زندگی است . خنده ، بر فعالیت سازنده قلب می افزاید ، امواج مغزی را نظم می بخشد ، ریتم های تنفسی را اصلاح می کند و ادراک از درد را کاهش می دهد . شوخی و خنده ای که از انگیزه های سالم بر می خیزد ، تراوش هورمونهای مربوط به فشار روانی را کم می کند و توان سیستم ایمنی بدن را بالا می برد . از این رو ، حتی در بیماری های وخیم و مهلک ، شوخ طبعی کمک می کند تا بیمار با شادی و آرامش بیشتری زندگی خود را سپری کند بذله گویی ، خندیدن و خنداندن ،‌ راههای مثبتی برای ابراز هیجانهای خوشایند و نیز عوامل مؤثری برای غلبه بر ترس و تردیدها هستند . با شوخ طبعی متعادل و درست ، می توان با دیگران پیوند دوستی برقرار کرد و از شعله ور شدن زبانه خشم ، جلوگیری نمود ؛ چرا که غیرممکن است خنده و خشم را با هم بیامیزیم و در حال بذله گویی بر سر کسی فریاد بکشیم . تصورات نادرستی که باعث از بین رفتن شادی می شوند. دلیل ناراحتی و بدبختی بسیاری از مردم چیست؟ دلایل بسیار زیادی وجود دارد اما بدون شک درصد بسیار زیادی از آن باز می گردد به رسانه های گروهی و مردم اطراف ما، زیرا آنها همیشه به ما القا می کنند که ناراحت هستیم و از زندگی خود آنطور که باید و شاید راضی نیستیم. به ما دیکته می شود که باید چه انتظاراتی در زندگی خود داشته باشیم، چگونه احساسات خود را بروز دهیم و چه موقع شرایط زندگی مناسب است. باید سعی کنید تا طرز فکر خود را تغییر دهید. در این قسمت به 2 نمونه از مهم ترین تصورات نادرستی که باعث عقب نگه داشتن ما در زندگی می شوند اشاره می کنیم. تصور1- شما برای شاد زیستن به شخص دیگری نیاز دارید . شاید بزرگترین دروغ دنیا همین باشد ولی متاسفانه بیشتر افراد به این مسئله اعتقاد دارند. آیا اگر کسی که خیلی خاص و استثنایی است تمام وقت خود را با شما صرف کند و همیشه با شما باشد آنگاه خوشحال و سعادتمند می شوید؟ غلط، اگر کسی؟! هیچ کس بهتر از دیگری نیست. البته از این قسمت نباید برداشت نادرست کنید. برقراری ارتباط با یک مرد ایده آل تجربه ای است که در شما تاثیر مثبت می گذارد و هر چقدر که برای آن رابطه تلاش کنید ارزش دارد. اما اگر شما صرفا به دنبال مردی هستید که خلا موجود در زندگی شما را پر کند کاریست غیر ممکن که در آخر هم شما احساس نا امیدی کرده و به پوچی خواهید رسید. تصور2- اگر بتوانم ازدواج کنم همه چیز درست می شود. شاید یکی از بزرگترین تصور اشتباه همین باشد. اما فکری است که در هر لحظه به ذهن تعداد بسیار زیادی از خانم ها خطور می کند. فکر می کنید که 2 تا مغز بهتر از 1 مغز کار می کند؟ اگر این چنین بود تمام مشکلات با ازدواج حل می شد. اما خود می دانید که چنین نیست. همسر شما یا همسر آینده تان جزء خدایان افسانه ای نیستند که یک چوب جادویی به دست داشته باشند و تمام مشکلات شما را ناپدید کنند. شاید فریادهای شادی شب عروسی کمی شما را اغفال کند اما تنها برای زمان کوتاهی دوام دارند، هنگامیکه از ماه عسل بازگردید حقیقت در انتظار شما نشسته است. واقعیت این است که هیچ مردی حال هر چقدر هم که کامل و جذاب باشد به تنهایی قادر به خوشحال کردن شما نیست. شادکامی یک امر فردی است. فقط شما و لحظات زندگی تان هستید، اینکه چه تصوری از خود در ذهنتان دارید، با چه افرادی معاشرت می کنید و نظرتان در مورد شغل و جایگاه شخصیتان در جامعه چیست همه و همه از مواردی هستند که تاثیر بسزایی بر روی خوشحالی شما دارند و هیچ مردی هم نمی تواند چنین چیزهایی را برای شما فراهم آورد، و این خبر بسیار خوبی است زیرا دیگر لازم نیست که شما به انتظار کسی بنشینید. از همین حالا می توانید تلاش برای شادزیستن را شروع کنید. روان شناسان معتقدند كه اندیشه ها و پندارهای ماست كه كیفیت زندگی ما را می سازند، اندیشه ها هستند كه موجب موفقیت یا شكست، عامل سلامتی یا مریضی، باعث خوشبختی یا بدبختی ما هستند. با اندیشه های مثبت است كه انسان سرشار از شور و شوق و اشتیاق، احساس خوشبختی، تندرستی و آرامش می كند و با افكار منفی است كه احساس شكست، بدبختی، مریضی، بیچارگی و بدبینی می كند. با اندیشه های مثبت است كه توانمندی ها، اعتماد به نفس و خودباوری ها قویاً افزایش می یابند، در حالی كه با افكار منفی احساس ناتوانی، حقارت و خودكم بینی ها در انسان تشدید گردیده و در نتیجه بسیاری از امراض روحی و جسمی گریبان گیر فرد می شود. جای تأسف است كه اكثر مردم بدون این كه خود متوجه باشند، با تكرار اندیشه های مجرب، انرژی های خود را بر ضد خویش به كار برده و سبب بدبختی های خود می شوند! وقتی اندیشه های منفی را در سر داریم، آنها را خواسته یا ناخواسته هر روز چند هزار مرتبه تكرار می كنیم، در نتیجه افكار منفی قوی تر می شوند و جای بیشتری در ذهن به خود اختصاص می دهند در نهایت تمام بخش تولید فكر را تحت نظارت خود می گیرند و به مجموعه افكارمان، ماهیت منفی می دهند. با این روند، بدون این كه بخواهیم و ندانسته، بخش عظیمی از توانایی های (بالقوه و بالفعل) خود را ناتوان ساخته و بیهوده هدر می دهیم در نتیجه بی حوصله، كم اشتها، پریشان حال، بدخواب و افسرده… می شویم و به ناراحتی های قلبی و عروقی و فشار خون و درد دیگر دچار می شویم، به عبارت ساده سموم حاصل از نگرانی، خشم، ترس، ناكامی و منفی بافی ما را به سوی بیماری و نابودی می كشاند.انسان برای بقا و بهتر زیستن همیشه تلاش می كند، در این حركت مهم ترین مسأله بهره مندی از تفكر مثبت است و این تلاش، بشر را به سرمنزل آرامش و آسایش جسم و روح سوق می دهد. گواه آن سفارش بسیاری از بزرگان دین است كه انسان را به اندیشه مثبت رهنمون كرده اند. اولین مرحله در راه رسیدن به شادی اگر در زندگی خود خوشحال نیستید، همین حالا زمان مناسبی است که به چراها و علل مختلف آن نگاهی بیندازید. به چه علت ناراحت هستید؟ آیا تنها و نا امید هستید؟ از چیزی می ترسید؟ احساس عقب ماندگی و بی ارزشی می کنید؟ خشم شما را فرا گرفته است؟ ذهن شما تبدیل به لنگرگاه پشیمانی رها شده؟ برای یک لحظه هم که شده به احساسات درونی خود توجه کنید، همانطور که دکتر "فیل مک گرو" مربی ارتباطات در برنامه تلویزیونی "اپرا" گفته است: "تا چیزی را درک نکنید و نسبت به آن اشراف کامل پیدا نکنید قادر به تغییر آن نخواهید بود." شاید وقت آن رسیده است تا چیزهایی را که در زندگی باعث رنجش خاطرتان می شود، تشخیص دهید. پیش از اینکه درگیر یک رابطه شوید به مواردی که باعث ایجاد ناراحتی و نارضایتی در شما می شوند فکر کنید، برای یک لحظه هم که شده کمی خودخواه باشید، به چیزهایی فکر کنید که خودتان از یک رابطه انتظار دارید، به چیزهایی که کمبود آنها را احساس می کنید: صمیمیت، سعادت، خوشبختی و... اگر احساس کردید که به تنهایی نمی توانید از پس چنین اموری برآیید باید به دنبال یک دوست خوب بگردید و نه یک شوهر. این منصفانه نیست از کسی که به تازگی با او آشنا شده اید انتظار داشته باشید که با شما بر روی چنین اموری کار کند. این فکر که او با شما صادقانه برخورد خواهد کرد را از سر بیرون کنید. اما از سوی دیگر یک دوست خوب نه تنها شما را به خوبی می شناسد بلکه به راحتی نیز می تواند شما را دلداری دهد، تشویق و کمک کند و توانایی شما را برای در نظرگرفتن دیدگاههای مثبت و دوست داشتنی افزایش دهد. ارتباط نوپای خود را به خاطر تغییر بحث سر میز شام به یک جلسه روان درمانی نابود نکنید. اول باید خودتان را دوست بدارید. یکی از عوامل کلیدی برای دست یابی به خوشحالی، یافتن صلح و آرامش در درون خودتان است. اگر نظر مثبتی در مورد خودتان داشته باشید، آمادگی بیشتری را برای رویارویی با مشکلات زندگی پیدا می کنید. اگر شما از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستید ( و خیلی از ما اینطور هستیم) اولین چیزی که باید بدانید این است که زندگی خود را بر اساس تقلیدهای کورکورانه از دیگران شکل ندهید. با اعتماد به نفس کامل به جایی روید که خود را دوست داشته باشید و از کاری که انجام می دهید لذت ببرید. اگر شما برای ایجاد الگو از تصویر ذهنی شریک زندگی خود، پدر، مادر و یا کارفرمای خود استفاده می کنید با این کار قدرت بسیار زیادی را در دستان دیگران قرار می دهید. ارزش ما از طریق رفتارهای شخصی مان مشخص می گردد، از قضاوت موفقیت ها و شکست هایمان، از روی انتخاب های آگاهانه، از روی افرادی که وقتمان را با آنها صرف می کنیم، از رفتار دیگران با ما و ... برای خود ارزش قائل باشید تا دیگران نیز به شما احترام بگذارند. شما برای رسیدن به اعتماد به نفس راه طولانی را در پیش دارید و ممکن است زخم های قدیمی سفر شما را غیر ممکن سازند. برای من 5 سال طول کشید تا به جایگاهی که در آن احساس شادی و خوشحالی می کنم باز گردم اما ارزشش را داشت. وقتی در مکانی قرار بگیرید که خود را دوست بدارید و برای خود ارزش قائل شوید، در موقعیت فوق العاده ای قرار دارید که رسیدن به موفقیت فردی و یا اجتماعی در آن حتمی است. شما از این طریق آمادگی لازم برای انتخاب شریک مناسب را پیدا می کنید و به نوبه خود نیز می توانید شریک زندگی بهتری باشید. تنها شخصی که می تواند آینده تان را تضمین کند خود شما هستید. بنابراین اگر می خواهید برای باقی عمر خود خوشحال و سعادتمند باشید، همین حالا خود را به صلح و آرامش درونی برسانید. منابع زیر می توانند به شما برای شروع کمک کنند. طرح سه میم شادی خانم" الیزابت هارلوک" ، روان شناس معاصر ، سه « میم » را عوامل اصلی شادی می داند محبوبیت - مقبولیت - موفقیت - محبوبیت یعنی دیگران را دوست داشته باشیم و دوستمان داشته باشند مقبولیت یعنی مورد پذیرش دیگران بودن و انجام دادن تعهد و مسئولیتی مشخص موفقیت یعنی موفق بودن درکارها ، بخصوص در کار و وظیفه اصلی و داشتن انگیزه موفقیت هفت ویژگی افراد شاد آیا تا به حال دقت کرده اید که بعضی افراد بدون توجه به مسائل و مشکلات , چقدر در سر زندگی و شاد بودن تواناهستند؟ تحقیقات نشان می دهد این حالت ذاتی یا خدادادی نیست بلکه یک مهارت است که این افراد ان را در خود پرورش داده اند . شما هم اگر بخواهید می توانید این مهارت را کسب کنید و زندگی خود را لبریز از شادی و نشاط سازید. **اشخاص شاد با زندگی همراهی می کنند. هر کسی تقدیری در زندگی دارد و این به عهده خودش است که با قسمت خود بجنگد یا با آن همکاری کند اما ایا این حرف به این معنی است که با قسما خود بجنگند یا با آن همکاری کند. اما ایا این حرف به این معنی است که فرد باید دراز بکشد و بگذارد زندگی روند خود را طی کند؟ مسلما نه! در عوض می تواند روشی در پیش گیرد که به بهترین وجه ممکن با مسایل مواجه شود و حداکثر تلاش خود را در این زمینه نشان دهد در ان صورت متوجه راه های جدیدی می شود و با کشف آن ها انرژی تازه ای کسب می کند . زندگی می خواهد شخص , تقدیر و سر نوشت خود را بفهمد آیا ترجیح نمی دهید به جای جنگ با زندگی کنار بیایید؟ **اشخاص شاد فقط مثبت نمی اندیشند بلکه مثبت عمل می کنند. مثبت اندیشی مسلما جای خودش را دارد. برای شاد بودن باید افکار خود را عوض کنید. اما منتظر از راه رسیدن احساسات نباشید. اشخاص دارای قدرت کنترل مستقیم بر چگونه عمل کردن و چگونه اندیشیدن خود هستند. اگر می خواهید شخص شادتری باشید , شادمانه تر عمل کنید. اگر می خواهید شخص مهربان تر و با عاطفه تر عمل کنید. اگر می خواهید منش دوستانه تری داشته باشید دوستانه تر عمل کنید. احساسات پس از عمل کردن از راه می رسند. **اشخاص شاد آن چه را که احتیاج دارند طلب می کنند. همان طور که نعمت ها معمولا از آسمان به زمین نمی افتند, از شکایت کردن نیز چیزی عاید اشخاص نمی شود. اگر به ظرب المثل هر چه بکارید همان را درو می کنید اعتقاد دارید پس به جای شکایت کردن به دنبال خواسته های خود بروید. این اتخاب شماست. می توانید به همین رویه ادامه بدهید, دیگران را متهم کنید و همچنان چیزی عایدتان نشود یا می توانید خیلی راحت آن چه را که خواهید طلب کنید. **اشخاص شاد مشتاق تغییر هستند. ثابت ماندن و تغییر نکردن مخالف همه قوانین طبیعت است . اگر تلاش کنید که ثابت اتفاق بیفتید, در این صورت همیشه ناراحت خواهید بود .اگر اجازه بدهید ترس از تغییر کردن شما را متوقف سازد , با محروم شدن از خواسته های خود موافق هستید. شما می توانید بر این باور باشید که تغییر باعث آزار اشخاص می شود و در مقابل آن مقاومت به خرج دهید. یا در عوض می توانید تغییرات را با آغوش باز پذیرا باشید و معتقد باشید که وجود آن ها به شما کمک خواهد کرد. همه این ها بستگی به این موضوع دارد که تصمیم بگیرید کدام عقیده را باور کنید. **اشخاص شاد به خود اجازه شکست خوردن نمی دهند. شکست به این معنی نیست که هیچ گاه به هدف خود نرسید و یا دلیلی بر دست کشیدن از هدف نیست به هدف دست نیافتن تنها یک معنی دارد: شما به تمرین و تجربه بیشتری احتیاج دارید و مشتاق اشتباه کردن باشید و تسلیم نشوید. اجازه ندهید یک شکست شما را به گونه ای تحت تاثیر قرار بدهد که همه تلاش های خود را ازبین ببرید و درست مثل یک دونه لذت به خط پایان رسیدن را حس کنید. **اشخاص شاد در زمان حال زندگی می کند. اگر نسبت به لحظه حال آگاه هستید و در کنار آن منتظر آینده نیز هستید قادر خواهید بود تا از فرصت ها سود ببرید. اگر با خودخوری غم گذشته را می خورید چشمانتان به روی امکانات و فرصت های حال بسته خواهد بود در عین حال نافع اینده را نیز از دست خواهید داد . زندگی شاد محصول زندگی کردن در لحظه حال است که اگر از آن خوب استفاده بشود تکیه گاه و ضریب اطمینانی برای داشتن آینده ای خوب و فوق العاده است. اشخاص فقط با آن چه که امروز انجام می دهند می توانند آینده خود را تحت تاثیر قرار دهند. **اشخاص شاد برای اینده برنامه ریزی می کنند. انسان های شاد می دانند باید تسلط داشتن بر زندگی را تمرین کنند و بر زندگی خود کنترل داشته باشند تا در برابر احساساتی مانند قربانی بودن یا بی دفاع بودن مقاوم باشند. برنامه ریزی در جهت درست انجام دادن کارها امری ضروری است نه این که وقت خود را بر هر چیزی که توجه فرد را به خود جلب می کند, صرف کند. برای آن چه که برایتان مهم است برنامه ریزی کنید و تصمیم بگیرید تا وقت پول انرژ و منابع محدود خود را برای آن صرف کنید. بنابراین راه های ساده برای این که شادتر زندگی کنیم عبارتنداز: 1 -تمرکز کردن را تمرین کنید در لحظه باشید به جای این که نگران نتیجه معاینه پزشکی فردا باشید به اینجا و اکنون توجه کنید به غذایی که سر میز شام میخورید و به گفتگو دوستان متمرکز شوید . 2- با صدای بلند بخندید درست متعاقب یک واقعه شاد و با مزه میزان اندروفین و سایر هورمونهایی که باعث افزایش شادی در بدن میشوند زیاد می شود و میزان هورمونهای استرس زا پایین می اید 3 – بخوابید یک چرت روزانه و یا ساعت 8 بعد از ظهر با یک کتاب خوب به خواب رفتن و خاموش کردن چراغ حدود یک ساعت بعد میتواند برای خلق و خوی شما و نگاه شما به زندگی خیلی موثر تر از یک حمام گرم و یا پیام اخلاقی باشد 4 - یک آواز یا آهنگ را زمزمه کنید مطالعات نشان داده که موسیقی بخش هایی از مغز را که ایجاد شادی می نماید تحریک می کند موسیقی همچنین آرامش بخش می باشد 5_ در کارها نظم و ترتیب داشته باشید : وقتی همه جا با کاغذو مجلات و چیزهای دیگری پوشیده باشد تقریبا غیر ممکن است که مراقبه کنید . سعی کنید همه چیز مرتب باشد تا بتواند تمرکز داشته باشید 6 _ فقط بگوئید نه فعالیت هایی را که لازم نیستند و از انها لذت نمی برید حذف کنید . استعفا دهید و بگذارید کس دیگری ان کار را انجام دهد 7- یک لیست تهیه نمائید هیچ چیز مانند این که کارهای خود را یاد داشت نمائید به شما کمک نمی کند تا افکار خود را سازماندهی نمائید و اضطراب خود را کاهش دهید . 8- در هر زمان فقط یک کار را انجام دهید و بر روی آن تمرکز نمایید : سعی کنید چند کار را همزمان با هم انجام ندهید تا بتوانید روی یک کار متمرکز داشته باشید .روانپزشکان دریافتند انجام چند کار همزمان میتواند فشار خونی افراد را بالا ببرد . 9- باغبانی کنید هوای تازه و ورزش نه تنها استرس را کاهش میدهد و احساس سلامتی می اورد بلکه موفقیتی که از پاک کردن علف های هرز و یا تماشای دانه هایی که تبدیل به گل می شوند می تواند روحیه شما را برای یک زندگی سالم تقویت کند 10- هوا را خوشبو کنید تحقیقات نشان می دهد که عطر درمانی در کاهش استرس موثر می باشد . 11- داوطلب کمک به دیگران شوید کمک به دیگران شما را قادر می سازد تا مشکلات خود را بهتر درک کنید و همچنین تعامل اجتماعی برایتان فراهم می سازد . یک بررسی نشان داده کمک به دیگران شش جنبه شادی * رضایت از زندگی * سلامت روان * عزت نفس * احساس کنترل بر روی زندگی و سلامت جسمانی را بهبود می بخشد . 12- به روابط نزدیک و صمیمی اهمیت دهید 13- از روان خود مراقبت نمائید 14- نعمت های خود را حساب کنید . 15- افکار منفی اتوماتیک خود راتحت کنترل در آورید. 16- بدانید خوشبختی مقصد نیست ، خوشبختی همین لحظاتی است که به امید آینده طی می کنید. 17- ثانیه های عمر خود را در حسرت گذشته وامید به آینده سپری نکنید ، فقط در حال زندگی کنید. 18- به ارزش های اخلاقی خود معتقد باشید وبه آن عمل کنید. • http://www.mardoman.com/life/happymyth.aspx • http://www2.irib.ir/health/html/happiness.htm
آخرین ویرایش: - -

 

چگونه خشم خود را مهار کنیم؟

سه شنبه 8 بهمن 1392 01:52 ب.ظنویسنده : حسین رضایی

 

چگونه خشم خود را مهار کنیم؟

  

       همه  ما در لحظاتی احساس خشم و عصبانیت می‌کنیم و همه  ما آدم‌های عصبانی و تندخویی را می‌شناسیم که زندگی کردن با آنها بسیار سخت و دشوار است. خشم به طور کلّی احساس خوشایندی نیست امّا یک هیجان طبیعی و سالم است. ما معمولاً پس از آن که احساس ناراحتی یا آسیب‌پذیری می‌کنیم خشمگین می‌شویم. خشم به ما قدرت می‌دهد تا مقابله کنیم. معمولاً وقتی ناراحتی و آسیب‌پذیری به خشم تبدیل می‌شود ما احساس نومیدی و بی‌پناهی نمی‌کنیم. خشم به ما کمک می‌کند تا به تهدیدها واکنش نشان دهیم. به ما امکان می‌دهد که در مقابل حملات از خودمان دفاع کنیم. امّا خشم هنگامی مشکل‌زا می‌شود که ما در حال عصبانیت عملی انجام دهیم که به دیگران آسیب رساند (روحی یا جسمی). بنابراین با وجودی که واکنش نشان دادن به هنگام خشم و عصبانیت، عملی طبیعی است امّا باید مراقب بود که این واکنش به دیگران آسیب نرساند. به این فرایند، مهار یا مدیریت خشم می‌گویند.

روش مختلفی برای مدیریت خشم وجود دارد که از آن جمله می‌توان به روش‌های زیر اشاره کرد:

الف- روش‌های آرامش (Relaxation Techniques)

با آرام کردن دستگاه عصبی خودمختار می‌توان به فرونشاندن خشم کمک کرد. برخی از روش‌های این کار عبارتند از:

تنفس عمیق

تنفس عمیق روشی است که می‌توان برای به آرامش رسیدن سریع مورد استفاده قرار داد. در صورتی که به طور مرتب آن را انجام داده باشید اثر آن بیشتر است.

۱- از طریق بینی نفس بکشید. مدتی که هوا را به داخل می‌کشید باید به اندازه  شمارش آهسته  یک تا سه باشد.

۲-هنگامی که هوا را به داخل می‌کشید معده  خود را به طرف بیرون فشار دهید.

٣-هوا را از طریق دهان خود بیرون دهید. این کار باید به اندازه  شمارش آهسته  یک تا شش طول بکشد.

۴- این کار را دوبار دیگر تکرار کنید

توجه: اگر احساس گیجی داشتید، آهسته‌تر نفس بکشید.

مدیتیشن

* پاسخ آرامش (Relaxation Response)، شکل ساده‌ای از مدیتیشن است که هر کس می‌تواند آن را انجام دهد. به کارگیری روزانه  این روش می‌تواند به کاهش استرس و افزایش تمرکز کمک کند.

1- موضوع تمرکز را انتخاب کنید.

یک کلمه یا عبارت کوتاه یا تصویر و یا دعایی که می‌خواهید روی آن تمرکز کنید را انتخاب کنید. در بعضی از انواع مدیتیشن به این «مانترا» می‌گویند. آنچه انتخاب کرده‌اید می‌تواند ریشه در نظام اعتقادی شخصی شما داشته باشد. مثلاً یک فرد مسیحی ممکن است بر روی عبارت «یا عیسی مسیح» تمرکز کند و یک فرد مسلمان روی کلمه «الله». حتی می‌شود واژه‌های خنثی و عمومی مانند «صلح» یا «آرامش» را در نظر گرفت و یا بر روی حرکت تنفسی (دم و بازدم) خود تمرکز کرد.

2- آرام بنشینید.

مکان آرامی را انتخاب کنید و راحت بنشینید. زنگ ساعت را تنظیم نکنید ولی جایی بنشینید که اگر خواستید بتوانید ساعت را ببینید. چشمانتان را ببندید و عضلاتتان را شل کنید.

3- به طور طبیعی و آرام تنفس کنید.

به طور طبیعی و آرام تنفس کنید. موضوعی که برای تمرکز انتخاب کرده‌اید را با هر بار بازدم (بیرون دادن نفس) تکرار کنید.

 

4- بازگشت به موضوع تمرکز

در ابتدا حواس شما پرت می‌شود. اشکالی ندارد. دقت کنید به کجا می‌رود و آن را به تنفس و موضوع تمرکزتان بازگردانید.

آنچه اهمیت دارد این است نباید در این حالت از خودتان انتقاد کنید. پرت شدن حواس شما چیز بدی نیست. این چیزی است که اتفاق می‌افتد. به آن توجه کنید و آن را دوباره به کاری که در دست دارید بازگردانید. با این کار، توجه و تمرکز شما هم بیشتر می‌شود.

5- ده تا بیست دقیقه ادامه دهید.

این کار را برای 10 تا 20 دقیقه ادامه دهید. اگر خواستید هر از گاهی به ساعت نگاهی بیاندازید. هر گاه افکار دیگری به ذهن‌تان آمد، آن‌ها را بیرون برانید و به کار تمرکزتان بازگردید.

برای این که بهترین نتیجه را کسب کنید روزی یک تا دوبار این فرایند را تکرار کنید. هر چه تجربه‌تان بیشتر شود، راحت‌تر تمرکز خواهید کرد و رفته‌رفته متوجه می‌شوید که پراکندگی و آشفتگی ذهنی شما برطرف می‌شود.

* مراقبه (Mindfulness Meditation) نوع دیگری از مدیتیشن است که بسیار ساده است امّا انجام دادن آن آسان نیست. مراحل آن به قرار زیر است:

آرام بنشینید یا دراز بکشید و به دم و بازدم تنفسی خود توجه کنید.

به هر چیز دیگری که در بدن خود حس می‌کنید توجه کنید.

هرگاه افکار دیگری به ذهن‌تان آمد آن‌ها را از ذهن‌تان بیرون کنید.

آگاه باشید که در لحظه  حال بسر می‌برید.

این کار را روزانه 15 الی 20 دقیقه انجام دهید.

با برطرف شدن آشفتگی ذهنی، به احساس آرامش خوبی دست خواهید یافت.

توجه: روزی چند بار کارتان را متوقف کنید و به تنفس کردن خود توجه کنید. حس «بودن» را در خودتان پرورش دهید، به جای آن که همیشه حس کنید که وظیفه  شما در این دنیا این است که باید کاری را انجام دهید.

شمارش

ساده‌ترین کاری که می‌توان کرد این است که قبل از نشان دادن هرگونه عکس‌العملی به هنگام خشم و عصبانیت، از یک تا 10 بشمارید. این کار باعث می‌شود که واکنش شما کمتر پرخاشگرانه باشد.

ب- روش‌های شناختی (Cognitive Techniques)

این روش‌ها به شما کمک می‌کنند تا باورها و انتظارات خود را تغییر دهید. هنگامی که عصبانی هستید، تفکرات شما می‌تواند افراطی و مبالغه‌آمیز گردد. سعی کنید افکار افراطی را با افکار معقولتری جایگزین نمائید. به جای فکر کردن به این که «این وضعیت، بسیار بد و افتضاح است» به خودتان بگوئید «این وضعیت ناراحت‌کننده است و این که من از این بابت ناراحتم قابل درک است امّا من می‌دانم چگونه در حالت خشم، عکس‌العمل نشان دهم.»

از مهمترین روش‌های شناختی، روش‌هایی است که برای افسردگی و اضطراب به کار می‌رود.

شناخت درمانی برای افسردگی و اضطراب

رویکردهای متفاوتی به روان درمانی وجود دارد. برخی از روان‌درمانگران گرایش‌های خاصی دارند. در حالی که برخی دیگر بازتر عمل می‌کنند و روش‌های متنوعی را به کار می‌گیرند. بسیاری از روان‌ درمانگران، در بعضی مواقع از شناخت درمانی یا شناخت-رفتار درمانی استفاده می‌کنند.

شناخت درمانی سعی در تغییر نحوه  تفکر آدم‌ها نسبت به چیزهای مختلف دارد. روش درمانی آلبرت الیس یک نمونه  خوب است. الیس معتقد است که هیجانات قوی، از تعامل بین رویدادهای محیطی و اعتقادات و انتظاراتی که ما داریم نتیجه می‌شوند. برخی از این اعتقادات بسیار قوی یا محکم هستند. (مثل اعتقاد به این که «همه باید مرا دوست داشته باشند.») در روش الیس، بیماران یاد می‌گیرند که اعتقاداتشان را اصلاح کنند به نحوی که از شدّت کمتری برخوردار شود. (مثل این که «من دوست دارم که مردم مرا دوست داشته باشند، امّا می‌دانم که همه این جور نیستند.»)

آرون بِک، روشی برای درمان اضطراب و افسردگی بر پایه  نظریه  شناخت به وجود آورده است. در این روش، بیمارانی که دچار افسردگی هستند یاد می‌گیرند که چگونه از طریق گفتگوهای درونی، اختلالاتی که در الگوهای فکری و انتظارات و عقایدشان وجود دارد را تغییر دهند.

جان کوک، روش درمانی بِک برای اضطراب را چنین توضیح می‌دهد:

«این نظریه، نقش تفکر نادرست در ایجاد اضطراب را تشریح می‌کند و روشی را برای بازسازی آن از طریق تجدید ساختار شناختی فرد ارائه می‌نماید. به گفته بِک، روشی که ما اطلاعات را پردازش می‌کنیم توسط ساختاری به نام «طرحواره» اداره می‌شود. این طرحواره‌ها متشکل از قوانینی برای تشریح اطلاعات ورودی و نیز قوانینی برای بازیابی آنچه تاکنون یادگرفته‌ایم هستند و قادرند تاثیرات قوی و مهمی بر روی چگونگی ارتباط ما با دنیا بگذارند. برای مثال، طرحواره  فردی که دارای ترس از اجتماع است باعث می‌شود که او از طریق تشریح اطلاعات ورودی و خاطراتی که از تهدیدهای اجتماعی دارد، مضطرب و دوری گزین گردد. روش درمانی، شامل تصحیح تفکر نادرست و غیرمنطقی از طریق مواجه ساختن مکرّر طرحواره  شناختی با اطلاعات مغایر و متضاد آن طی تمرینات خانگی است.»

 

اضطراب و افسردگی را می‌توان از طریق دارو درمانی یا روان درمانی و یا هر دو درمان کرد. برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ترکیب این دو می‌تواند تأثیر بسیار بیشتری داشته باشد. البته دارو درمانی برای اضطراب گاهی به وابستگی شخص منجر می‌شود امّا این مسأله به ندرت در مورد داروهای ضدافسردگی پیش می‌آید.

ما والدین باید به كودكان خود متذكر شویم حتى اگر در زندگى خصوصى مان به موفقیتى دست نیافته ایم اما مى توانیم هنوز والدین خوبى بوده و به خوبى مراقب شان باشیم. روى هم رفته وظیفه ما فراهم كردن محیطى كامل و بى عیب براى كودكان نیست بلكه موظف هستیم به آنها كمك كنیم تا براى كسب موفقیت در دنیایى پر از نقص، مهارتهاى لازم را به دست آورند.

نتیجه‌گیری

خشم فروخورده می‌تواند مشکل‌زا باشد امّا این بدان معنی نیست که راه چاره، بیرون ریختن خشم و عصبانیت است. رویکرد متعادلی شامل قبول خشم و انتخاب واکنش مناسب، می‌تواند برای بسیاری راه‌گشا باشد. خشم هم می‌تواند انگیزه  کمکی برای انجام دادن کاری باشد و هم ممکن است مشکل‌زا گردد و شما را به دردسر بیاندازد. هرگاه عصبانی شدید به یاد بیاورید که برای واکنش نشان دادن به این احساس، حق انتخاب دارید.

  ترجمه: کلینیک الکترونیکی  روان‌یار

منبع

Managing Your Anger,

http://psychology.about.com

 


آخرین ویرایش: - -

 

راه‌های تقویت اعتماد به نفس

سه شنبه 8 بهمن 1392 01:51 ب.ظنویسنده : حسین رضایی

 

راه‌های تقویت اعتماد به نفس

 

از آنجا كه اعتماد به نفس در تمام مراحل زندگی نقشی موثر ایفا می‌كند، خوب است به حضور و چگونگی پرورش آن در دوران كودكی نگاهی بیندازیم.

اعتماد به نفس كودك نقش زرهی را دارد در مقابل چالش‌های پیش روی او در همه عمر. كودكان و نوجوانانی كه در مورد خودشان حس خوبی داشته باشند با مشكلات و مسائل مختلف راحت‌تر كنار می‌آیند و در برابر فشارهای منفی بهتر مقاومت می‌كنند.

آنها شادتر هستند و از زندگی‌شان نیز بیشتر لذت خواهند برد. این گروه از بچه‌ها واقع بین بوده و در مجموع خوش‌بین هستند. به همین دلایل از سلامت جسمی و روحی بیشتری برخوردارند. در مقابل، كودكانی كه اعتماد به نفس كافی ندارند، در برخورد با چالش‌ها دچار اضطراب و سرخوردگی خواهند شد.

این گروه كه حتی در مورد خودشان فكر مثبتی ندارند، برای پیدا كردن راه حل مسائل زندگی با مشكل مواجه خواهند شد. چنین افرادی در مواجهه با چالش‌های جدید اولین پاسخ‌شان این است «من نمی‌توانم‌

اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس مجموعه باورها و احساسات ما، در مورد خودمان است. این‌كه ما چگونه شخصیت خود را تعریف می‌كنیم، انگیزه‌ها، نگرش و رفتار ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد و بر سازگاری عاطفی ما نیز تاثیر دارد.

الگوی اعتماد به نفس خیلی زود در زندگی شكل می‌گیرد. پس از همان دوران كودكی باید به فكر باشیم. آموزش این مطلب كه پس از بارها تلاش ناموفق باز هم باید سعی و تلاش كرد، به كودك می‌آموزد كه او می‌تواند؛ فقط باید بیشتر تلاش كند. كودك باید درك كند كه اگر شكست می‌خورد، باید دوباره تلاش كند و اگر باز هم شكست خورد بداند در نهایت موفق می‌شود. در چنین سیری آنها در مورد توانایی‌های خود تصور مثبتی پیدا می‌كنند.

در كنار احساس توانایی، احساس دوست داشته شدن نیز در ایجاد اعتماد به نفس نقش مؤثری دارد. كودكی كه از موفقیت خود شاد می‌شود ولی احساس دوست داشته شدن نمی‌كند در نهایت ممكن است احساس اعتماد به نفس كمتری را تجربه كند. به همین ترتیب، كودكی كه احساس می‌كند دوست داشته می‌شود، اما در مورد توانایی‌های خود تردید دارد، باز هم با مشكل اعتماد به نفس ضعیف روبه‌رو خواهد شد. اعتماد به نفس واقعی در صورتی به وجود می‌آید كه میان این دو حالت توازن ایجاد شود.

علائم اعتماد به نفس

كودكان و نوجوانانی كه اعتماد به نفس پایینی دارند، علاقه‌ای به امتحان موارد جدید ندارند و اغلب در مورد خودشان منفی صحبت می‌كنند؛ این جمله را زیاد از آنها می‌شنویم: «من نمی‌توانم

آنها هنگام مواجهه با مشكلات، تحمل كمی دارند، براحتی كارها را رها می‌كنند یا منتظر كس دیگری می‌مانند و زود ناامید می‌شوند. كودكان و نوجوانان با اعتماد به نفس پایین، موانع موقتی را به شكل مشكلی دائمی و غیرقابل تحمل می‌بینند و حس بدبینی در آنها غالب است.

در مقابل، كودكانی كه اعتماد به نفس خوبی دارند از تعامل با دیگران لذت می‌برند. در روابط اجتماعی راحت هستند و از فعالیت‌های گروهی لذت می‌برند؛ درست مانند فعالیت‌های مستقل خود.

هنگام مواجهه با چالش‌ها، می‌توانند نسبت به یافتن راه‌حل مناسب اقدام كنند. نقاط ضعف و قوت خود را می‌شناسند و آنها را می‌پذیرند. در ضمن حس خوش‌بینی میان آنها غالب است.

نقش والدین

امری بدیهی است كه پدر و مادر نقش مهم و مؤثری در پرورش اعتماد به نفس كودك دارند. نكات زیر می‌تواند به شما در این امر مهم كمك كند.

بچه‌ها نسبت به كلمات و جملات والدین بسیار حساس هستند. پس به یاد داشته باشید كه نه‌تنها فقط زمانی كه كاری را درست انجام می‌دهد، بلكه برای تلاش‌های فرزندتان هم از او تعریف كنید و در این تعریف و تحسین راستگو باشید.

الگوی مثبتی برای او باشید. اگر شما بسیار از خودتان انتقاد می‌كنید، بدبین هستید یا غیرواقعی و نامعقول در مورد توانایی‌ها و محدودیت‌های خود فكر می‌كنید، بدانید این موارد را به كودك خود نیز آموزش می‌دهید.

مهم است كه والدین باورهای نادرست بچه‌ها در مورد خودشان را شناسایی كنند؛ باورهای‌شان در مورد كمال، جذابیت، توانایی یا هر چیز دیگری. كمك كردن به بچه‌ها برای تعیین استانداردهایی دقیق‌تر و ارزیابی واقع بینانه‌تر از خود، به برداشت مثبت آنها از خودشان كمك می‌كند.

عشق و علاقه شما می‌تواند كمكی باشد برای تقویت اعتماد به نفس فرزندتان. پس او را در آغوش بگیرید و بگویید كه به او افتخار می‌كنید. از فرزندتان مكرر و با صداقت تعریف كنید البته بدون افراط كردن. آنها متوجه می‌شوند كه كدام حرف از قلب و دل شما برخاسته است.

باز خوردی مثبت و دقیق به فرزندتان بدهید. با این روش، رفتار فرزندتان را تائید كرده و به انتخاب‌های او پاداش می‌دهید. همچنین او را برای برخورد مناسب آینده تشویق می‌كنید.

محیط خانه را امن و آرام نگه دارید. كودكانی كه در خانه احساس امنیت ندارند، اعتماد به نفس كمی ‌خواهند داشت.

همیشه به یاد داشته باشید كه به كودك خود احترام بگذارید.

به فرزند خود اجازه بدهید تجارب جدیدی كسب كند. به او فرصت بدهید كه در فعالیت‌هایی شركت كند، به خصوص فعالیت‌هایی كه مشوق همكاری هستند و نه رقابت، در تقویت اعتماد به نفس او كمك می‌كنند.

در نهایت اگر فكر می‌كنید كه فرزند شما اعتماد به نفس پایینی دارد، از متخصصین امر كمك بگیرید. در این مواقع همكاری و مشورت افراد متخصص را باید در اولویت قرار داد. آنها با شیوه‌های درمانی خود می‌توانند حس بهتر و مثبت‌تری در فرزند شما ایجاد كنند.

منبع : جام جم آنلاین

کد : A-5937  برگرفته از سایت :

kidshealth. org                  

آخرین ویرایش: - -

 

گذری کوتاه برنکته های تربیتی قرآن

سه شنبه 8 بهمن 1392 01:49 ب.ظنویسنده : حسین رضایی

 

گذری کوتاه برنکته های تربیتی قرآن 1 - قصد راهنمایی و تربیت کسی را دارید، در قدم اول از گفتار نرم و با محبت‏بهره گیرید; حتی اگر مخاطب شما فرعون سرکش یا سران لجوج کفار جاهلی باشند; (طه/44 و شعرا/215) . 2 . الف) گفتار رفتار آدمی در هر زمان و مکان، در حافظه الهی محفوظ است ; مراقب باشید; (لقمان/16 و کهف/30) . ب) نسبت‏به انسان‏های اطرافت، احساس مسئولیت کن و آنها را از کارهای بد بازدار و به کارهای خوب تشویق کن . این لازمه استحکام یک پیکر است و بنی آدم اعضای یکدیگرند; (لقمان/17) . ج) در رفتارهای اجتماعی دقت کن! مبادا با غرور رویت را از دیگران برگردانی یا مثل متبکران راه بروی ; مبادا تندرو و کندرو شوی ; میانه روی، بهترین روش است ; مراقب باش صدایت را بر سر کسی بلند نکنی و خلاصه در یک کلام، آدم باش ; (لقمان/18و19) . 3 . قرآن کریم به شدت با پیروی از جمع (خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت‏شو) و حرکت‏به دنبال اکثریت، مخالف است . قرآن می‏گوید: اگر بخواهی از اکثریت مردم فقط به این خاطر که اکثریت هستند، پیروی کنی، بدون شک از راه خدا دور می‏شوی ; همیشه با چشمان باز تصمیم بگیر; (انعام/116 و اسراء/36) . 4 . همیشه بزرگ ترها، بهترین حرف را نمی‏زنند و همیشه حرف گوش کنی و اطاعت از بزرگان، انسان را به سعادت نمی‏رساند . این پیام تربیتی قرآن است که حتی در اطاعت از بزرگان هم گوش و چشمت را باز کن که فردا فقط و فقط خودت پاسخ گوی اعمالت‏خواهی بود; نه بزرگ‏ترهایت; (احزاب/67) . 5 . علم بهتر است‏یا ثروت؟ جواب آن را در آیه 247 بقره پیدا خواهید کرد . 6 . امانت داری یکی از ارزشمندترین ارزش‏های قرآنی است . حضرت موسی (ع) را به خاطر امانتداری و قدرتش، در خانه حضرت شعیب پناه دادند; (قصص/26) و حضرت یوسف را به خاطر امانتداری وعلمش، بر خزانه مصر نشاندند; (یوسف/55) و حتی رسول خدا (ص) که از سوی خداوند برگزیده شد، مشهور به امانتداری و به محمد امین معروف بود . 7 . اگر می‏خواهید مخاطبان به سوی شما جذب شوند، ابتدا به خودتان بپردازید! روح خشک و سنگین و بی لطافت، هیچ گاه در امر تربیت موفق نمی‏شود . مهربانی، دلسوزی و رقت قلب را در خود بپرورید تا مردم بی آن که شما متوجه شوید، در اطراف شما جمع گردند; (آل عمران/159) . 8 . آیا دوست دارید که دشمن خود را به یک دوست تبدیل کنید؟ به هر بدی که در حق شما کرد، با خوبی پاسخ گویید . این را قرآن تجویز می‏کند; آیه 34 سوره فصلت را بخوانید!


 


آخرین ویرایش: - -