تبلیغات
انسان و زندگی - کنترل خشم فرزندان با این 10 روش

کنترل خشم فرزندان با این 10 روش

یکشنبه 12 مرداد 1393 03:21 ب.ظنویسنده : حسین رضایی

 

کنترل خشم فرزندان با این 10 روش

سپیده دانایی , 8 خرداد 1393 ساعت 2:01

شما چه خوشتان بیاید و چه نیاید، کلید مدیریت خشم بچه خودتان هستید اما اگر تکنیک های این مطلب را به کار ببندید، همیشه اینطور نخواهد بود.


شما چه خوشتان بیاید و چه نیاید، کلید مدیریت خشم بچه خودتان هستید اما اگر تکنیک های این مطلب را به کار ببندید، همیشه اینطور نخواهد بود.
هدف تان را مشخص کنید
بیشتر والدین برای بچه های خود هدف هایی دارند اما این هدف ها اغلب به آموزش، ورزش و محبوبیت بچه ها مربوط است تا به ویژگی های شخصی یا عاطفی آنها. خیلی از پدر و مادرها فکر می کنند که این ویژگی ها خود به خود پیدا خواهند شد اما متاسفانه اشتباه می کنند. کار بزرگ کردن یک بچه غیرخشمگین را از همان روز اول تولد تبدیل به بخشی از شرح وظایف رسمی خود کنید و همیشه در خاطر نگه دارید.
فعال باشید
فرزند شما چطور می تواند هیجان پیچیده ای مثل خشم را خود به خود یاد بگیرد؟ او نمی تواند و یاد هم نخواهد گرفت! برای اینکه مربی خوبی برای او باشید باید فعالانه خود را درگیر این کار کنید. فرزند شما به پشتیبانی، راهنمایی، درایت، دانش، صبر، پذیرش و مهارت شما احتیاج دارد. مربی نباید آسان گیر (بی اعتنا و بی توجه) یا بی تفاوت (از لحاظ عاطفی بی علاقه) باشد.
با فرزندتان بی پرده درباره احساسات خود حرف بزنید
از جمله درباره خشم تان، و به او کمک کنید تا بفهمد که هیجان ها و احساسات بخشی طبیعی از انسانند.
پیشاپیش فعال باشید
معمولا والدین پیش از مشاهده رفتار غلط فرزند خود (مثلا بداخلاقی در فروشگاه) کاری نمی کنند اما بعد از آن بچه را تنبیه می کنند. این روش مراقبت از بچه ها، در بهترین شرایط روش واکنشی است: «توی فروشگاه خیلی بچه بدی شده بودی، پس باید بقیه روز رو بری توی اتاقت بمونی.»
به جای این کار وقتی می خواهید وارد فروشگاه شوید، به فرزند خود یادآوری کنید که «ما داریم می رویم فروشگاه. قرارهایی را که با هم گذاشتیم یادته؟ یادت باشه همیشه جلوی چشم بمونی، ندویی، اگه گفتم نمی تونیم چیزی را بخریم و تو ناراحت شدی، به جای اینکه لگد بزنی و جیغ بکشی، فقط به مامان بگو که چه حسی داری، اگه به قرارهامون عمل نکنی، یک راست می رویم خونه اما اگه رفتارت درست باشه، سر راهمون می رویم پارک! باشه؟»
تشویق کنید
این کار را با تعریف کردن از رفتارهای خوب فرزندتان انجام دهید نه با دادن شیرینی. به او یاد بدهید که چطور دیگران را در نظر داشته باشد و بعد وقتی به شما نشان می دهد که این خواسته شما را یاد گرفته است، باز تشویقش کنید.
بعد از اینکه کاری را به شکل بد انجام می دهد روی اهمیت عذرخواهی تاکید کنید. یاد دادن عذرخواهی به کودکتان مانند یاد دادن پذیرش مسئولیت رفتارش است.
به جای مسائل، روی راه حل مسائل تمرکز داشته باشید
بچه ها از والدین انتظار ندارند که به آنها بگویند شما مشکل دارید، انتظار (بی صبرانه) آنها این است که کسی به آنها بگوید چطور مشکل خود را برطرف کنند. وقتی به یک بچه خشمگین می گویید: «داد نزن! همه را داری ناراحت می کنی.» مشکل او را (در اثر هر چیزی که به وجود آمده باشد) برطرف نمی کنید.
ضمنا گفتن «داد نزن» راهی فراتر از صرفا تخلیه خشم به او نشان نمی دهد. به جای این حرف به بچه خود بگویید «من می فهمم که مشکلت چقدر عصبانیت کرده، شاید اگه با صدای پایین تری به من بگی اون مشکل چیه، بتونم کمکت کنم. مطمئنم اگر عصبانیتت تموم بشه دوتایی می تونیم مشکل تو را حل کنیم. خب حالا می خواستی چی بهم بگی؟»
زود شروع کنید و حرف بزنید
هرگز برای شروع به تربیت فرزندی که خشمگین نباشد زود نیست. گفتگوی عاطفی بین والدین و فرزندان زمانی شروع می شود که بچه ها حدود سه ماه دارند و از طریق ابراز هیجان هایی درباره چیز هایی که می خواهند شروع به «حرف زدن» می کنند. بچه ها باهوش تر از آنی هستند که فکر می کنید. آنها به کلمات آرامش بخش پاسخ می دهند.
هرگز نباید این احساس را در او به وجود بیاورید که از خشم او می ترسید

این باعث خواهد شد که او یا برای جلوگیری از پریشانی شما احساسات خودش را سرکوب کند یا بدتر از آن، از خشمش به عنوان وسیله ای برای کنترل شما و هر کس دیگر که در اطراف او هست استفاده کند.
ایجاد لحظه هایی برای درس دادن
منتظر نمانید تا وضعی پیش بیاید که کودک شما خشمگین شود. پیشقدم شوید و فرصت هایی ایجاد کنید تا او بتواند برخورد با احساسات منفی را یاد بگیرد. برای این کار یکی از راه های زیر را انتخاب کنید:
1- با کودک خود بازی کنید و عمدا نگذارید برنده شود. بعد از او بپرسید «وقتی برنده نمی شی چه حسی داری؟ عصبانی می شی؟ فکر می کنی وقتی اونای دیگه برنده نمی شن چه حسی دارن؟ عصبانی می شن؟ فکر می کنی وقتی که تو عصبانی می شی چکار باید بکنیم؟ فکر می کنی در مورد عصبانی شدن اونای دیگه باید چکار کنیم؟» جواب ها مهم نیست، منظور فقط این است که او به این سوالات فکر کند.
2- وضعیتی را برای کودک خود به نمایش بگذارید که در آن از بعضی از اصول اخلاقی تخطی می شود؛ بازی منصفانه یا صداقت. از او بپرسید در مورد کسی که با او غیرمنصفانه برخورد شود یا دروغ گفته شود چه فکر می کند. فکر می کند که آن شخص باید عصبانی شود؟ آیا فکر می کند که عصبانیت آن شخص توجیه دارد؟ از او بپرسید برای احساسات آن شخص چه باید کرد.
3- از کودک خود بخواهید وانمود کند عصبانی است و بعد وانمود کند که به احساسات کسی آسیب می زند. به کسی که می خواهد اذیت کند چه می گوید؟ از او بپرسید فکر می کنی حرف های خشمگینانه تو باعث چه احساسی در آن شخص خواهد شد؟
نقش مثبت داشته باشید
نمی توانید کاری را که خودتان نمی کنید به دیگری یاد بدهید! اگر نتوانید رفتار خودتان را کنترل کنید؛ چطور می توانید انتظار داشته باشید فرزندتان این کار را بکند؟ چه خوشتان بیاید و چه نیاید، شما مدل اولیه فرزند خود هستید. پس وقتی می خواهید مربیگری او را به عهده بگیرید، باید از خودتان شروع کنید.


کد مطلب: 25044

آدرس مطلب: http://migna.ir/vdcee78w.jh8nei9bbj.html

میگناhttp://migna.ir

 

انتقاد کنید اما اصولی

روزنامه خراسان , 17 اردیبهشت 1393 ساعت 9:47

زن و شوهرهایی که با مبانی ابتدایی انتقاد آشنا نیستند و همیشه انتقادهای شان به یکدیگر، به دعوا و ناراحتی ختم می شود.


بهنام: تو واقعا زن بی فکری هستی؟

سیمین: من بی فکرم. خیلی رو داری به خدا. تویی که داری با ندانم کاری هایت زندگی مون رو خراب می کنی.

بهنام: من؟! خیلی مسخره است. ببین کی داره از ندانم کاری حرف می زنه!

سیمین: الکی شلوغش نکن. حرف حساب جواب نداره.

بهنام: دهانم رو باز نکن. نذار بگم کار امروزت چه قدر اشتباه بود.

سیمین: اصلا مهم نیست چی فکر می کنی. مهم اینه که به نظر خودم بهترین کار رو انجام دادم.

***

گاهی چنین دیالوگ هایی که سرانجامی هم ندارند، بین بعضی زوج ها رد و بدل می شود. زوج هایی که حتی به طرف مقابل شان اجازه بیان انتقاد را نمی دهند. زن و شوهرهایی که با مبانی ابتدایی انتقاد آشنا نیستند و همیشه انتقادهای شان به یکدیگر، به دعوا و ناراحتی ختم می شود.

اول گفتن نکات مثبت، بعد انتقاد

احسان گلی، روان شناس بالینی درباره رعایت اصولی که برای انتقاد کردن مفید است، می گوید: همیشه قبل از انتقاد باید به نکات مثبت فرد و یا پدیده مورد انتقاد اشاره کنیم. حتی اگر فردی سرا پا اشکال هم باشد، باز هم نمی توان گفت که هیچ نقطه مثبتی در او وجود ندارد. گاهی ما نکات مثبت طرف مقابل را به زبان می آوریم منتها بعد از بیان انتقاد این نقاط مثبت را ذکر می کنیم. در این حالت کار ما بیشتر از این که بیان انتقادی واقع بینانه باشد، شبیه به نوعی دلجویی است.

پرهیز از خطای تعمیم افراطی

این روان شناس در گفت و گو با خراسان ادامه می دهد: دوم این که مراقب «خطای تعمیم افراطی» باشیم. در این خطای فکری ما یک رفتار یا ویژگی فرد را به همه شخصیت و یا رفتار وی در همه زمان ها نسبت می دهیم؛ به طور مثال، این که می گوییم «تو همیشه بی نظم هستی» و یا «فلانی آدم بی دقتی است». در انتقاد به شیوه درست، ما سعی می کنیم دقیقا به همان مورد رفتاری خاص اشاره کنیم که به نظرمان نامناسب آمده است. فرد مورد انتقاد باید بداند دقیقا کدام رفتارش در کدام موقعیت مورد انتقاد ماست که راحت تر انتقاد ما را بپذیرد. سوم این که مهم است همواره موقع نقد کردن، نیت خود را به صورت واضح بیان کنیم. بسیاری از افراد انتقاد را وسیله ای برای تخریب و سرزنش می دانند؛ بنابراین بهتر است به آن ها بگوییم که قصدمان از بیان انتقاد به صورت واضح چیست تا دچار سوء تفاهم نشوند.

بهترین زمان برای انتقاد

چهارم این که هیچ گاه نقد را در فضای عصبانیت ابراز نکنیم. در حقیقت برخلاف تصور غالب که «سری را که درد نمی کند، دستمال نمی بندند» بهترین زمان برای انتقاد کردن موقعی است که روابط در بهترین حالت خود است. در این وضعیت همواره ما بیشترین تسلط را بر لحن خود داریم و از جنبه های مثبت رابطه بیشترین بهره برداری را برای قابل پذیرش کردن انتقادمان خواهیم کرد و در آخر هم این که هنگام انتقاد کردن از ویروس های ارتباطی نظیر برچسب زدن، مسخره کردن و دست انداختن، زیر سوال بردن و تخریب کردن پرهیز کنیم.

انتقاد یا اعلان جنگ

این روان شناس بالینی درباره این که بعضی افراد انتقادپذیر نیستند، می گوید: افراد مختلف می توانند هنگام مورد نقد واقع شدن به دلیل رعایت نشدن هر کدام از شرایط مذکور از پذیرش و یا حتی تحمل انتقاد سر باز زنند؛ چرا که انتقاد همواره شرایط رابطه را ناامن می کند ودلیل بیان قواعد مذکور هم کاهش و قابل پذیرش کردن میزان ناامنی حاصل از انتقاد است. در این بین افرادی هستند که به دلیل احساس ناامنی درونی بالا، تحت هر شرایطی باز هم نمی توانند انتقاد را تحمل کنند. به احتمال قوی این دسته، افرادی هستند که در عمق وجود خویش احساس می کنند باید کامل و بی عیب و نقص باشند، در غیر این صورت «بد» خواهند بود. چنین افرادی هرگونه انتقاد را به منزله زیر سوال رفتن و نوعی اعلان جنگ تلقی می کنند، بنابراین به هر نحو ممکن سعی می کنند هر نوع انتقادی را رد کنند و نپذیرند. این افراد به خود به عنوان موجودی مطلق می نگرند که هر نوع انتقادی می تواند برای شان ایجاد ناامنی کند.

اطلاعاتی ارزشمند به نام انتقاد

احسان گلی درباره خصوصیات افراد انتقادپذیر هم می گوید: انتقادپذیر فردی است که خود را آمیخته ای از خوبی ها و بدی ها، توانمندی ها و ناتوانمندی ها و دانستن ها و نادانی ها می داند. فرد انتقاد پذیر به انتقادات به عنوان اطلاعاتی ارزشمند درباره خویش نگاه می کند که به تنهایی هرگز نمی توانست به آن ها دست یابد؛ بنابراین بهترین واکنش در زمان شنیدن انتقاد این است که نه کاملا آن را رد کنیم و نه کاملا آن را تایید کنیم. چرا که همواره باید به خاطر داشته باشیم که انتقادی که می شنویم فقط و فقط نظر گوینده آن است، نه حقیقتی محض که باید مورد توجه قرار گیرد. در این روش ما هم موقعیت و هویت خویش را حفظ کرده ایم و هم از فرصت اصلاح نقص احتمالی بهره مند شده ایم.

شرط هایی برای انتقادپذیر کردن طرف مقابل

موفقیت نیز در این باره می نویسد: انتقاد در لغت به معنی تصفیه کردن چیزی از ناخالصی‌ها، خالی کردن دورن چیزی، چشم دوختن به چیزی به منظور ربودن آن و نشان دادن خوبی ها و بدی هاست.

انتقاد کردن شرایط دارد که چنانچه رعایت شود، آن وقت می توان از طرف مقابل توقع داشت که انتقادپذیر باشد.از جمله این شرایط این که: یک) انتقاد کننده نباید به حریم مسائل و عقاید شخصی و خصوصی فرد مقابل بی اجازه ورود پیدا کند. افشای اسرار شخصی افراد برای انتقاد، عملی غیر اخلاقی است و انتقاد را به یک انتقام جویی تبدیل می کند و باعث کینه و دشمنی هم خواهد شد. دو) انتقاد را باید خارج از جمع انجام داد. چنانچه در حضور جمع از فردی انتقاد شود، تاثیر گذاری کمی خواهد داشت.

دلایل نپذیرفتن انتقاد

بعضی از افراد از شنیدن انتقاد گریزانند و این انتقادناپذیری، دلایلی دارد. تجربیات دوران کودکی یکی از دلایل نپذیرفتن انتقاد توسط افراد است. در روان کودکانی که والدین سخت گیر و سرزنش کننده داشته اند، یک نوع نظام دفاعی قوی و کور نسبت به هر نوع انتقاد و سرزنش شکل می گیرد و باعث می شودکه در زمان بزرگسالی در مقابل هر سرزنشی، واکنش منفی هیجانی نشان دهند و دعوا راه بیندازند. همچنین ترس از طرد شدن از جامعه، غرور و خود محوری، ضعف در شخصیت و پایین بودن اعتماد به نفس راه را برای پذیرش انتقاد در بعضی افراد می بندد.

لذت بردن از انتقاد

در انتها چندین راه حل ارائه می شود تا افراد انتقاد پذیرتر شوند و بتوانند از منافع بسیار آن به بهترین وجه استفاده کنند.

*هرگز در مقابل شنیدن انتقاد درصدد دفاع یا مقابله به مثل برنیایید. در هنگام شنیدن انتقاد خونسرد باشید و واکنش سریع نشان ندهید. به انتقاد دهنده فرصت بدهید درباره انتقادش توضیح کافی بدهد و به خود فرصت تفکر درباره آن انتقاد را بدهید.

*اگر انتقادی را بیش از یک بار از اشخاص مختلف شنیدید، به طور جدی به آن بیندیشید.

*اگر انتقاد در ذهن شما بار منفی دارد و نکات منفی و ناراحت کننده ای را به ذهن شما القا می کند، دنبال ریشه های این امر بگردید و اجازه ندهید خاطرات یا برداشت های نادرست، شما را از موهبت شنیدن یک انتقاد خیرخواهانه و سازنده محروم کند.

*فراموش نکنید که شما باید چه از درون و چه در ظاهر، از انتقاد کننده ممنون باشید که تفکر، وقت و انرژی اش را صرف خدمت به شما برای رفع ضعف های تان کرده است.

مجید حسین زاده


کد مطلب: 24462

آدرس مطلب: http://migna.ir/vdchikni.23nk-dftt2.html

میگنا

http://migna.ir

 


آخرین ویرایش: - -

 
شنبه 18 شهریور 1396 03:20 ب.ظ
Hi, I do believe your blog may be having web browser compatibility
issues. Whenever I look at your web site in Safari,
it looks fine however, when opening in IE, it has
some overlapping issues. I simply wanted to provide you with a quick heads up!
Other than that, fantastic website!
جمعه 30 تیر 1396 03:55 ب.ظ
Ahaa, its nice conversation on the topic of this piece
of writing at this place at this webpage, I have read all that, so at this time me
also commenting at this place.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 10:17 ق.ظ
This is my first time visit at here and i am genuinely pleassant to read everthing at alone
place.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر