تبلیغات
انسان و زندگی - دیدگاه پیاژه در باره یادگیری

دیدگاه پیاژه در باره یادگیری

سه شنبه 8 بهمن 1392 12:54 ب.ظنویسنده : حسین رضایی

 
دیدگاه پیاژه در مورد روش‌های یادگیری و نقش فلسفه در فعالیت های تربیتی برگرفته از : سایت مركز تحقیقات معلمان استان اصفهان كارشناسی تكنولوژی و گروه های آموزشی سال تحصیلی 86-1385 بحث یادگیری یكی از مباحثی است كه از دیرباز تاكنون مورد توجه دانشمندان وپیشروان تعلیم وتربیت بوده است. و هر كدام با توجه به هدف بهبود روند یاددهی-یادگیری نظریه‌های گوناگونی ارائه داده اند: نظریه‌های یادگیری پیاژه جزو نظریه های كه از زمان مطرح شدن تاكنون بسیاری از مولفان مرهون اویند و بسیاری از روشهای جدید تدریس برگرفته از دیدگاه این دانشمندان بزرگ است. در این مقاله سعی شده است كه به طور مختصر سه روش یادگیری از دیدگاه ایشان ارائه گردد. موضوع تعامل گرای پیاژه، پیامدهای مهمی برای آموزش و پرورش دارد. موضوع آموزش و پرورش آن است كه هم آزادی و هم (فطرت) وهم ساخت(تربیت) باید جا ومرتبتی داشته باشند. معلم ساخت و سازماندهی را در مواردی كه در كلاس عرضه می شود به وجود می آورد، ولی كودكان را در فرصت‌هایی كه در كاوش و تكمیل این مواد دارند آزاد می گذارد.به طور كلی ساخت و آزادی در كلاس درس نسبت به یكدیگر بطور دائم در حالت تناوب قرار دارند، به طوری كه هیچ یك از این دو بر قلمرو تربیتی مسلط نمی شود. بنابراین مطابق نظریه پیاژه، آزادی و ساخت، رشد و تجربه، همواره در یك برنامه آموزشی، موثرند. «فرد تنها تا آن حد از یك شی ء شناخت پیدا می‌كند كه روی آن عملی صورت داده باشدو این عمل با ویژگی غیر فعّالی كه تجربه‌گرایی به درجات مختلف به معرفت نسبت می دهد، ناسازگار است.» پیاژه تعریف یادگیری از نظر روانشناسی رشد: در اثر تجربه، نه تنها اندیشه وعمل كودك تغییرمی یابند، بلكه خود تجربه هم مستقیماً در نتیجه عملیات ذهنی رو به رشد و نیز هماهنگی های حركتی كودك تغییر پیدا می‌كند. یقیناً عملیات ذهنی رو به رشد و هماهنگی های حركتی مذبور تا اندازه‌ای قابل استناد به تجربه و از آن ناشی می‌شوند، لكن این نیز حقیقت دارد كه تجربه خودتا اندازه ای وابسته و قابل استناد به آنهاست. بین عوامل بالا یك تعامل قرار است یعنی آن چه كودك فرامی گیرد همواره محصول تجربه اوست كه این تجربه خود مشروط به سطح رشد ذهنی كودك است. هر گونه یادگیری حاصل هم جنبه جذب(درون سازی) و هم انطباق(برون سازی) است،‌با این توصیف تشخیص و تمییز وجوه یادگیری برجسته وجالب توجه است. از این نظر می توانیم3 شیوه ی یادگیری را مشخص سازیم: 1- آن كه جریان جذبی را مورد تاكید قرار می دهد. 2 - آن كه جریان انطباق را مورد تاكید قرار می دهد.3- آن كه تكیه برتركیب نتایج در آن دو وجه یادگیری می نماید. سه شیوه یادگیری به شرح ذیل ارائه می‌گردد: 1-یادگیری عملیاتی: وقتی به كار می‌افتدكه هوش كودك فعالاته نسبت به مواردی كه او مشغول تعامل با آن هاست، درگیر یا جلب شود، و زمانی یادگیری صورت می گیرد كه كودك با تعارضات منطقی و تضادهایی كه مایه ترغیب او به سازمان‌دهی در سطح عالی باشند روبرو گردد. به طور مثال در یادگیری عملیاتی اگر كودكان نگهداری ذهنی(توده، وزن، تعداد، طول و...) را خودشان فرا می‌گیرند، زیرا كه این موضوعات خود آموزند. به این معنی كه ذاتاً دشواریهایی را در مفهوم سازی ایجاد می‌كنند. كودكی كه مشغول مقایسه دو مداد با یكدیگر است، یا جا به جایی‌های متوالی متوجه می شود كه طول مدادها یكسان است، اما با توجه به عقب یا جلو قرا گرفتن آن‌ها طول مدادها به نظر متفاوت می‌رسد. این تضادها جزء ذاتی قضاوتهای مبتنی بر ادراك هستند. یادگیری عملیاتی علاوه بر اینكه رشد عملیات ذهنی را تسهیل می‌سازد، موجب پیدایش هوش عملی نیز می شود هوش عملی شامل عملیات و معلوماتی می شود كه كودك برای به راه افتادن زندگی روزمره دنیوی خود به آنها نیازمند است. در خصوص یادگیری عملیاتی معلم باید نقش رهنمودی بسیار كمتری داشته باشد، موقعی یادگیری عملیاتی صورت می‌گیرد كه كودك از طریق كاوش فعال خودش از چیزها، مفاهیم را كشف نماید. یادگیری عملیاتی یعنی اكتساب مفاهیم به كمك استدلال واستقراء از تجارب واقعی با چیزها ولوازم كه نه كاملاً كودك- رهبر است و نه به كلّی معلم- رهبر بلكه شامل یك تبادل انعطاف پذیردر رهبری است. 2- یادگیری شكلی: بعضی از جوانب واقعیت را نمی توان به میزان زیادی باز ساخته یا بازیافت و می باید كه بیشتر آن ها را تقلید كرد. برای مثال، زبان تا اندازه‌ای به این نحو كسب می شود. اصوات بی معنا و غیر قابل دركی كه طفل صادر می كند، شامل غالب اصوات مصوّت و صامتی است كه تقریباً در همه ی زبان های جهان وجود دارد. لیكن كودك به تدریج زبانش را با زبان آنهایی كه در محیطش تكلم می كنند، وفق می دهد. در زبان، تلفظ، لهجه و آهنگ همه كم یا بیش نشانه‌های زبانی تقلید شده ای هستند كه بخشی از ارتباط میان فردی را تشكیل می‌دهند. بسیاری دیگر از جوانب ارتباط مثل حالات چهره، حركات و اشارات دست و سر و... از نظر فرهنگی شرطی سازی می شوند یعنی به صورت شكلی فرا گرفته می شوند. به یاد سپاری حقایق ریاضی، شماره تلفن و اشعار همه نمونه‌های از یادگیری شكلی هستند. این نوع یادگیری اگرچه ساده تر از یادگیری عملیاتی به نظر می‌رسد، اما براساس ساختمانهای هوش عملیاتی نهاده می شود. همین كه كودك جزیی از واقعیت را ساخت، ناآگاهانه و از طریق عملیات عینی قادر است كه آن جزء را به صورت شكلی و آگاهانه فرا بگیرد. گاهی اوقات یادگیری شكلی به هوش نمادی موسوم گشته است در حقیقت نارسایی های هوش نمادی در اختلالات تكلمی، كه در آن یك یا دیگر جنبه های از جریان نمادی دچار بی نظمی و اختلال می شود، به بهترین وجه نشان داده می‌شود. فراموش كردن یك اسم، زبان پریشی آنی و موقت یعنی كه در عمل هوش نمادی، نارسایی زودگذر صورت گرفته است. در یادگیری شكلی معلم به عنوان الگویی عمل می كند كه كودكان از او تقلید می‌كنند كه این امر آگاهانه یا بالقوه آگاهانه است. 3- یادگیری مبتنی بر دلالت ضمنی: كودكان كوشش می كنند بین مفاهیمی كه می دانند و نمادهای كلامی كه در اختیار دارند، پیوندی به وجود آورند. جریانی كه نامش را یادگیری مبتنی بر دلالت می توان گذاشت. یادگیری مبتنی بر دلالت به خصوص با ساخت معانی ارتباط دارد. یعنی به برقراری ارتباط بین مفاهیم ونمادهای شكلی سروكار دارد. همین كه كودك بر مفهوم یا كلمه‌ای تسلط پیدا كرد و آن را خوب یاد گرفت می خواهد با معلومات جدیدش بازی كند. بازی با یك مفهوم غالباً به آزمایش گذاشتن عبارات مختلف كلامی به جای آن مفهوم و بازی با كلمات غالباًً یعنی پیوند دادن آن كلمات با مفاهیم جدید. موقعی كه كودك شعر می نویسد، به توصیف گردش بیرون از شهر و یا بیان خاطره می‌پردازد، نوعی از یادگیری مبتنی بر دلالت ضمنی در جریان است. كودك سعی دارد به شیوه‌ای تجربی تفكر را با زبان جور سازد و برعكس. به معنی واقعی این نوع یادگیری شامل تجسم یا بازنمایی تجربه در سطح عملیات عینی است. یادگیری مبتنی بر دلالت ضمنی رهبری و رهنمود كمتری اعمال می‌كند و كودكان نقش هدایت‌كننده بیشتری به عهده دارند. هنگامی كه كودكان از فعالیت های عملیاتی مشاهده و مباحثه درباره حیوانات، درخت كاج، گل ها و... لذت برده اند، برای جلب توجه و مشغول كردن كودكان به یادگیری مبتنی بر دلالت ضمنی مناسبت دارد كه فرصتی به آنان داده شود تا تجربه‌های خود را به شیوه خودشان- كلاسی، ترسیمی یا جور دیگری بازنمایی كنند. یادگیری شكلی ابزار چنین بیانی را فراهم می‌سازد. در حالی كه یادگیری عملیاتی محتوا را فراهم می‌كند. با این توصیف شیوه های یادگیری گوناگون هستند. یك معلم هنرمند با درایت خود می‌داند كه در هر جای برنامه‌ی آموزشی كدام شیوه كارآمدتر است. منابع رشد كودك و تعلیم و تربیت از دیدگاه پیاژه دیوید الكایند ترجمه دكتر حسین نائلی روانشناسی پرورشی تالیف: دكتر علی اكبر سیف روانشناسی یادگیری بر بنیاد نظریه تألیف دكتر محمد پارسا اصول و مبانی سنجش و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و تربیتی نقش فلسفه در فعالیت های تربیتی فلسفه نظامی از مفروضات مرتبط با هم است كه به طور آگاهانه یا ناخودآگاه آن قدر اساسی و كلّی هستند كه شایستگی و توانایی عمل در هر حوزه ای را دارند. انسان به عنوان موجودی اندیشمند و آگاه، اندیشه و آگاهی خود را از راه فلسفه و فعالیت فلسفی به دست می آورد. فلسفه در تمام فعالیت های زندگی بشر نقش اساسی ایفا می كند. فعالیت های تربیتی هم از جمله فعالیت های زندگی است كه خواه ناخواه متأثر از فلسفه است. بی اوتانل اسمیت و دیگران(1983) بر نقش فلسفه در ابعاد زیر تأكید ویژه‌ای دارند؛ - تنظیم اهداف و مقاصد تربیتی - انتخاب وسازماندهی دانش -تنظیم فعالیت ها و انتخاب روش‌ها و راهبردهای آموزشی و ارزشیابی -تحلیل كلمات، واژه ها و مفاهیم آموزشی تنظیم و تعیین اهداف و مقاصد آموزشی به شدت متأثر از تعریف ما از جهان و انسان است. این كه معلم یا برنامه‌ریز با چه دیدگاهی به جهان و انسان بنگرد و مفروضات متافیزیكی او چه باشد اهداف و مقاصد تربیتی وی را تحت تأثیر قرار می دهد. انتخاب و سازماندهی دانش، از جمله فعالیت های یك معلم یا برنامه ریز درسی است. معلم یا برنامه ریز درسی باید تبیین كند كه از دیدگاه وی دانش چیست؟ چه دانشی مهم و با ارزش است یا به عبارت دیگر محتوای تربیتی و درسی برتر و ارزشمند از نظر او چه محتوایی است و ملاك‌های انتخاب و گزینش آن چیست؟ پس از پاسخ به این پرسش ها امكان انتخاب و سازماندهی دانش فراهم خواهد شد. تنظیم فعالیت‌ها و انتخاب روش‌ها و راهبردهای آموزش و ارزشیابی و یا به عبارت دیگر تعیین اینكه بهترین روش آموزش كدام است؟ تابعی خواهد بود از اینكه منظور و تعریف ما از شناخت و یادگیری چیست؟ پس از تعریف شناخت و یادگیری، معلم یا برنامه ریز درسی ابزار، روش و راهبرد به دست آوردن شناخت و سنجش میزان آن را متناسب با اهداف تربیتی مشخص می سازد. نقش فلسفه در تحلیل واژه‌ها، معانی و افكار نیز قابل توجه است. علوم ونظریه‌های علمی سرشار از واژه‌ها یا مفاهیم است كه به طور نظام‌دار و منطقی به هم ارتباط و انسجام دارند. یك معلم یا برنامه‌ریز نیز مانند یك فیلسوف باید قادر باشد در مباحث، گفت وگوها و آموزش خود واژه ها و مفاهیم را تحلیل كند و به عبارت دیگر با روشن ساختن معانی واژه‌ها و توضیح استدلال موجود در آنها بتواند تدریس اثر بخشی را طراحی و اجرا نماید. رابطه‌ی فلسفه با برنامه ی درسی اصولاً در بحث از چگونگی ارتباط فلسفه و تعلیم و تربیت به سه نوع رابطه اشاره می شود. در صورت اول، هم فلسفه و هم برنامه ی درسی به عنوان دو موضوع مجزا و مستقل تلقی شده و ارتباط بین این دو رشته به این صورت برقرار می شود كه معلّم ضمن تدریس محتواهای مختلف نظریات فلسفی را در مورد انسان و جهان پدیده ها مورد بررسی قرار داده و اساس معرفت و چگونگی تشكیل آن را نیز مطرح می كند. گاه ممكن است معلّم یا برنامه ریز در هنگام انتخاب محتوا، از طریق گنجانیدن موادّی مانند فلسفه، متافیزیك، منطق یا اخلاق دانش آموزان را در جریان آموزش با این موضوعات مرتبط سازد. در صورت دوم؛ معلّم یا برنامه ریز درسی اجرای روش‌های فلسفی یا پژوهشی فلسفه را در جریان برنامه‌ی درسی مورد نظر قرار می دهد و تجربیاتی را سازماندهی می كند كه در آن دانش آموزان از روش‌های مناظره، استقراء، قیاس و یا حل مسأله استفاده كنند. در این نوع رابطه سازماندهی و تدارك تجاربی كه دانش‌آموزان بتوانند فعالیت‌هایی چون تحلیل مفاهیم و افكار، انتقاد، ارزشیابی نظرات، تركیب، ارتباط دادن عقاید در یك زمینه منطقی و چگو نگی تشكیل ارزش‌ها را تجربه كنند؛ مورد توجه قرار می‌گیرد. همچنین تلاش برای گسترش ویژگی‌های روح و یا ذهن فلسفی نظیر تردید منطقی، كنجكاوی، ژرف اندیشی، دیدوسیع، سعه ی صدر، ترقی طلبی، وحدت شخصیت و طرفداری از ارزش های انسانی در میان دانش‌آموزان از وظایف برنامه ریزان درسی و معلّمان است. وظیفه معلّم و برنامه ریز درسی، سازمان دهی و هدایت فرصت های تربیتی است كه دانش آموزان از طریق آنها به این هدف مهم نائل شوند. در نوع رابطه ی سوم، فلسفه به عنوان تئوری وتعلیم و تربیت و برنامه ریزی به عنوان عمل تلقّی می شود. از طرف دیگر فلسفه از لحاظ نظری فرد را با جهان و انسان آشنا می سازد و گرایش و تمایل خاصی را در او به وجود می آوردكه تقویت این گرایش یا تمایل، كار تعلیم و تربیت یا قسمت عملی فلسفه است. شكل سوم ارتباط به این نكته اشاره دارد كه در هر عمل تربیتی و درهر برنامه ی درسی كه تدوین می شود پایه ای از فلسفه نهفته است.نوع مفروضاتی كه برنامه ریز یا معلّم به آن معتقد است طرح برنامه ی درسی او را تحت الشعاع قرار می دهد. برنامه ریز و یا معلّم باید انواع مقولات فلسفی و مفروضات آنها را بشناسد تا بتواند برنامه‌ی خوبی برای هدایت رشد دانش آموزان طراحی و سازماندهی كند. رابطه ی حوزه های بینشی فلسفه و برنامه‌ی درسی فلسفه به سه مقوله یا حوزه ی مهم بینشی تقسیم می شود. به عبارت دیگر سؤالات و مفروضاتی كه انسان در طول تاریخ زندگی‌اش با آنها برخورد داشته به سه دسته‌ی كلّی تقسیم می شوند؛ 1- متافیزیك یا حوزه ای كه سؤالات و مفروضات انسان را در ماهیت و چگونگی پیدایش جهان و انسان دربر می‌گیرد. بحث در مورد ماهیت یادگیرنده و جهان پیرامون او، ویژگی ها و خصایص یادگیرندگان و نقش دانش‌آموزان در محیط و جامعه ای پیرامون آنها از جمله بحث های مهم در حوزه ی متافیزیك محسوب می‌شود. 2- مقوله یا حوزه‌ی معرفت شناسی، سؤالات و مفروضاتی را در مورد ماهیت معرفت یا شناخت، چگونگی كسب معرفت یا یادگیری و منابع كسب معرفت، انواع معرفت و یادگیری را مورد بحث قرار می دهد. چگونگی سازماندهی فرصت های یادگیری و راهبردهای آموزش و ارزشیابی تحت الشعاع این حوزه قرار دارند. 3- ارزش شناسی مقوله یا حوزه ای از فلسفه است كه در پی طرح سؤالاتی در مورد ماهیت ارزش ها، انواع آنها و چگونگی تشكیل نظام ارزشی است. پاسخ‌های انسان به این سؤالات یا مفروضاتی در مورد اخلاق و زیبایی در این حوزه قرار می گیرد.چگونگی انتخاب و اولویت بندی محتوا و روش های آموزش و ارزشیابی به شدّت تحت تأثیر این حوزه ی فلسفی از دانش بشری قرار دارد. پاسخ‌های متفاوت به پرسش هایی كه در حوزه های متافیزیك، معرفت شناسی و ارزش شناسی مطرح می‌شوند نظیر این پرسش كه مهم ترین ویژگی انسان چیست؟ آیا ذهن است یا روح؟ و یا روش مناسب برای آموزش و ارزشیابی چیست؟ و... موجب ظهور و توّلد مكاتب فلسفی مختلف شده اند. هر كدام از مكاتب فلسفی تعریف ویژه ای در مورد ماهیت انسان و جهان، هدف تربیتی و محتوای درسی كه بیشتر مورد تأكید قرار می‌گیرد ارائه می‌كنند. چگونگی و ابزار شناخت، ماهیت یادگیری و روش مناسب برای آموزش و ارزشیابی نیز در مكاتب مختلف فلسفی به صورتی متفاوت تعریف شده اند. به طور مثال در مكتب فلسفی رئالیسم ابزار اصلی شناخت، حوّاس بشری است. یادگیری یا شناخت از طریق گیرنده های حسّی آغاز و سپس به كمك عقل، منظم و سازمان دهی می شود. مشاهده، آزمایش و روش های استقرایی عینی كردن مفروضات انتزاعی، گردش،‌بازدید علمی از جمله روش های آموزش محسوب می شوند و به طور حتم روش های ارزشیابی نیز متناسب با روش‌های آموزش انتخاب می‌شوند. مكاتب فلسفی جدید چون پراگماتیسم و اگزیستانسیالیزم كه به صورت نظام دار و در طی قرن‌های اخیر پدید آمده اند نیز تأثیر خود را بر برنامه ی درسی و تعلیم و تربیت با ظهور فلسفه‌های تربیتی و پیشرفت‌گرایی و انسان‌گرایی ثابت كرده‌اند. ارتباط نظریه‌های یادگیری با فلسفه با وجود آن كه بیش از یك قرن از علمی شدن روان شناسی می گذرد و این دانش همانند علوم تجربی با یافته‌ها و معیارهای علمی سروكار دارد، با این همه ارتباط آن با فلسفه هم چنان برقرار است. در واقع نظریه‌های كه روان‌شناسی امروزی به بحث درباره‌ی آنها می پردازد دارای ریشه‌ها و پیوندهای عمیقی است كه از نظر فلسفی، تجربی وسرشتی از اهمیت چشم‌گیری برخوردارند. نظریه‌های یادگیری و آموزش مانند بسیاری از بررسی‌های روان شناسی مبتنی بر برداشت‌های پژوهندگان از طبیعت و سرشت انسان است به دیگر سخن؛ نظریه پرداز یادگیری در ضمن یك فیلسوف نیز هست ودر پژوهش های خود دارای یك پیش پندار از ماهیت آدمی است. به عنوان مثال اگر تصور ما این باشد كه انسان از نظر عملكردی ذاتاً فعّال است، باید بپذیریم كه این فعال بودن از نیروی درونی ویا ویژگی‌های فطری سرچشمه می‌گیرد ومحیط فقط جایگاهی برای شكوفایی طبیعی آن محسوب می‌شود. در مجموع پیش پندارها مبنی بر اینكه دانش آموزان را از نظر عملكردی ذاتاً فعّال، منفعل و یا تعاملی فرض كنیم و از نظر اخلاقی آنها را ذاتاً خوب، بد و یا خنثی تصور نماییم، در نوع انتخاب ما از نظریه‌های یادگیری و آموزش تأثیر خواهد گذارد. به طور مثال معلّمی كه دانش آموزان را با سرشتی خنثی و انفعالی فرض می‌كند، بیشتر روش‌های آموزش و ارزشیابی مبتنی بر نظریه های محرك- پاسخ یا وابسته گرایی ثورندایك شرطی‌سازی رفتار را به كار می‌گیرد. ماهیت یادگیری و انتخاب روشهای آموزش و ارزشیابی تاكنون نظریه‌های متفاوتی از یادگیری مطرح شده‌اند. هر یك از این نظریه ها در مورد ماهیت یادگیری، هدف یادگیری، اصول و قوانین یادگیری قضاوتهای ویژه ای دارند. امروز برنامه ریزان درسی یا رویكردهای متعدد یادگیری روبرو هستند و برمبنای نظریه های یادگیری مورد قبول خود تصمیم گیری می كنند. همه‌ی عناصر یك برنامه‌ی درسی شامل هدف، محتوا، سازماندهی محتوا، تجربیات یادگیری استراتژی‌های یادگیری و سنجش و ارزشیابی از فرایند یاددهی- یارگیری از نظریه های یادگیری حاكم بر تصمیم گیریها تأثیر می پذیرد. این نكته بسیار مهم است كه در انتخاب روش های آموزش وارزشیابی نباید به اصول یادگیری در نظریه خاصی تأكید نمود. زیرا نظریه های یادگیری هر كدام دارای مزایایی هستند. تركیب این مزیت ها می‌تواند امكان استفاده از اصول یادگیری متعدد و روش های تدریس و ارزشیابی متناسب با آن اصول را برای برنامه‌ریزی معلّم فراهم سازد. چرایی انتخاب موضوعات و مواّد آموزشی، محتوای آموزش، راه و روش های تحقّق هدف ها وراهبردهای عمل و ارزشیابی همه ریشه در طرز فكر برنامه ریزی درسی ویا معلّم از یادگیری و چگونگی انجام آن در نظام های آموزشی متمركز مانند كشور ما و نیز به طرز فكر معلّمان نسبت به مبانی و اصول یادگیری و چگونگی آن به هنگام تهیه طرح تدریس دارد. این ریشه‌های فكری مربوط به یادگیری است كه مبانی طراحی تدریس را تشكیل داده و در واقع نقشه‌ی راه معلّم و دانش آموز را برای طی مراحل یاددهی- یادگیری نشان می دهد. طرح تدریس ما در مقام معلّم تفاوت خواهد كرد اگر تابع نظر رفتارگرایان و توصیه های آنها برای آموزش و ارزشیابی از فراگیران باشیم. زیرا در چنین شرایطی ما طرح تدریس خود را بر مبنای مدل های یادگیری هدف گرا و نتیجه مدار تنظیم خواهیم نمود وبر تغییر رفتارهای قابل مشاهده و قابل اندازه گیری بیشتر تأكید خواهیم كرد. و امّا در شرایطی كه از مدل‌های یادگیری شناخت گرا پیروی كنیم، چگونگی فعل وانفعالات ذهنی یادگیرنده به هنگام یادگیری بیشتر مورد نظر ما خواهد بود. در این صورت برنامه ی درسی را زمینه و محملی برای رشد توانمندی های ذهنی دانسته و بر اتخاذ شیوه‌ها و راهبردهای ایجاد ادراك عمیق، توان تجزیه و تحلیل و قدرت تخیّل و تعقّل و مهارت ابداع و ابتكار دانش آموزان پافشاری خواهیم نمود و رشد فردی دانش آموزان بیش از هر چیز مورد توجه ما خواهد بود و بالاخره چنانچه دانش آموزان را انسان هایی اجتماعی تصور كنیم كه در سایه‌ی آموزش های مدرسه‌ای باید سرنوشت زندگی و جامعه ی خود را به دست گیرند در این صورت بر آموزش های مهارتهای زندگی، با هم زیستن، هم‌آموزی، خودارزیابی... بیشتر تأكید خواهیم نمود. این نوع بینش نیز برگرفته از نظریه‌ی ساخت‌گرایی است . بدون تردید هرچه دانش و بینش معلّمان در زمینه ی فلسفه و ماهیت یادگیری رشد یافته و از رمز و رازهای بهره‌‌گیری از نظریه‌های متفاوت یاددهی- یادگیری آگاهی یابند، در زمینه‌ی طراحی و انتخاب محتوا، شیوه‌ی آموزش و ارزشیابی مناسب، با مهارت و به شكل حرفه ای اقدام خواهند نمود. مقاله‌ی علمی گروه پیش از دبستان: وظیفه آموزش این است كه ذهن های خالی را به ذهن های باز تبدیل كند، نه ذهن های پر (مالكولم فوریس) افلاطون در حدود قرن سوم قبل از میلاد معتقد بود: آموزش در دوران اولیه ی كودكی امری اجتماعی است و باید در این سنین كودكان را از والدینشان جدا كرد و جهت مراقبت و تعلیم به مؤسسات اجتماعی سپرد. ظهور مراكز پیش از دبستان حاصل تحقیقات و مطالعات بزرگان تعلیم و تربیت چون دیویی در آمریكا،كلاپارد در سویس، مونته سوری در ایتالیا و دكرولی در بلژیك و... می باشد كه همگی از آموزش سنتی انتقاد كرده و در آموزش و پرورش جدید براساس شناخت عالم كودكی هم رای و هم صدا بودند. همچنین تحقیقات لورنر(1873) مطرح كرد: تمرین و آموزش باید در زمان معین و مشخصی صورت گیرد و مساله ی دوران حساس را در رشد انسان عنوان كرد و اینكه زمان عامل پدید آمدن دوران حساس است یعنی كودك را باید در زمان مناسب وقتی كه برخوردهای محیطی بیشترین تأثیر را در شكوفایی استعدادهای ذاتی كودك می گذارند. اما وقتی سخنی واژگون بنجامن بلوم(1964) بیان كرد كه 50% رشد هوشی بین تولد تا 4سالگی، 30% بین 4 تا 8 سالگی و 20% از 8 تا 17 سالگی می باشد ومحیط سرشار و غنی فرهنگی در افزایش رشد هوشی تأثیر به سزایی دارد و با بزرگ شدن كودك، محیط تأثیرپذیری خود را از دست می دهد، اهمیت توجه به آموزش و پرورش پیش از دبستان بیش از گذشته مطرح شد. این مراكز با اهداف مشخصی تاسیس شده اند، هر چند كه هدف كلی آموزش و پرورش رسانیدن انسان به فلاح و قرب به خدا است اما در آموزش و پرورش پیش از دبستان علاوه براین هدف، رشد همه جانبه كودكان مدنظر است كه دارای چند زیرمجموعه می باشد و از اصلی ترین این اهداف می توان به توسعه ی مهارتهای شناختی،‌ فیزیك، زبان شناختی، عقلانی، عاطفی و اجتماعی و شخصیتی كودكان رده های5-2 ساله اشاره كرد. هرچند مراكز پیش از دبستان از جمله مهدكودك ها با هدف اولیه ی نگهداری كودكان راه اندازی شدند، اما با گذشت زمان به نهاد آموزشی تبدیل شدند، زیرا كارشناسان متوجه شدند كه یادگیری اولیه ی رفتارها و روابط اجتماعی، زبان های خارجی، نقاشی، موسیقی و كارهای دستی اگر از كودكی آغاز شود نه تنها بازده بیشتری در روند فراگیری دارد، بلكه كودك را از نظر زمانی به پیش می برد و ارزش های مهمی چون صداقت، نوع دوستی، محبت، استفلال، عطوفت، سازگاری و هماهنگی با جامعه به او آموخته می شود. اكنون كه خداوند متعال عنایت فرموده آغاز تربیت نوآموزانمان در پیش از دبستان را با آموزش قرآن كریم و فرهنگ اهل بیت عصمت و طهارت شروع كنیم تا قلب پاكش با انوار مقدس این كتاب آسمانی بذرافشانی شود، لذا باید با تلفیق دانش و تجربه می خود با روشهای جدید و استفاده از ابزاری توانمند . با بهره گیری از عنایث خداوند كودكانمان را یاری دهیم تا به اهداف پیش از دبستان و تربیت دینی دست یابند. باید در نظر داشته باشیم كسی كه خود را رهبر مردم قرار می دهد باید پیش از آن كه به تعلیم دیگران بپردازد خود را بسازد و این جمله امام علی(ع) را كه در نهج البلاغه(حكمت73) آمده را الگوی خود قرار دهد.« به گفتار تربیت كنید و باكردارتعلیم دهید، زیرا آن كسی كه خود را تعلیم دهد وادب كند سزاوارتر به تعظیم است از آن كه دیگری را تعلیم دهد وادب بیاموزد.» در امر آموزش قران در پیش از دبستان باید به این نكته توجه شود كه از تكنیك و فن مناسبی می توان استفاده كرد تا فرایند یادگیری آسان و جذاب و شاد باشد. آموزش مهارتهای بنیادی و ضروری برای كودك فقط و فقط از طریق فراهم آوردن فرصت های آموزشی مناسب و منطبق با روحیه كنجكاو و كاوشگرانه او، امكان پذیر است. ایجاد لحظات شاد در آموزش، هنگامی میسر است كه دانش آموزان در فرایند یادگیری به صورت یك« پذیرندۀ صرف» نباشند. اگر آنها در جریان آموزش فعالیت و تحركی نداشته باشند، فضای كلاس خسته كننده میشود ومعلّم نیز بازدۀ مناسبی نخوا هد داشت. بنابراین، بهتر است مربیان نوآموزان را در جریان یادگیری دخالت دهند وازآنها درهر یك از مراحل آموزش استفاده كنند. امام علی(ع) می فرمایند: قلب كودك و نوجوان مانند یك زمین آماده است. زمین خالی یعنی زمین دانه پذیری كه دانه درونش نیست و هر دانه ای كه در دل آن قرار دهی می پذیرد. مثل تأثیری كه یك كودك از برنامه های تلویزیون می پذیرد. پس قلب كودك هر بذری كه در آن بكاری زود می پذیرد. ضرورتیكه برآغاز آموزش قرآن از پیش دبستانی احساس می شود بدین قرار است: 1- استفاده از بهترین زمان برای كسب مهارت های لازم در تركیب حروف و حركات(خواندن یك سال قبل از نوشتن) انگیزه كسب این مهارتها در سال های اول ابتدایی كامل شده و بعد به شدت كاهش می یابد ودقت و توجه كودك به این امر ضعیف می شود. 2- ایجاد علاقه وانگیزه نسبت به یادگیری قرآن كریم و انس با آن، صحیح و زیبا خواندن و توجه دادن به معنای آیات در بهترین زمان. 3- علاقه مند شدن كودك به شنیدن قرائت زیبای قرآن كه در پرورش روحیۀ دینی كودك نقش سازنده دارد. 4- علاقه مند شود قرآن را زیبا بخواند و معنای آن را از بزرگترها بپرسد. 5- علاقه مند شود سوره های قرآن وآیات داستانی قرآن كریم را حفظ نماید. 6- جایگاه قرآن را بشناسد و به آن احترام بگذارد. 7- از خردسالی در برنامه ها وجلسات قرآنی شركت نماید. 8- قرآن را سخن خداوند متعال و قابل احترام بداند. 9- با بعضی از آداب خواندن قرآن مانند پاكی و پاكیزگی آشنا شود. 10- با بعضی از سخنان خداوند و داستان های قرآن آشنا شود. 11- فراهم شدن فرصتهای تقویت حس مذهبی 12- توجه به نعمتهای خدا در زندگی و سپاس از نعمتها 13- تقویت روحیه مشاركت در مسئولیتهای اجتماعی و ایفای نقش خود از طریق آیات 14- پیش بینی تمرینها و فعالیتهای كه رفتارهای دینی را در كودك تقویت كند از طریق تمرین آیات، امربه معروف و نهی از منكر و یا تعاون و همكاری و... 15- توجه به وظایف دینی در برنامه ریزی های روزانه كودك(مانند صبح زود از خواب بیدار شدن، ابتدای شب خوابیدن، دعا در ابتدای خواب و ...) 16- تقویت حس زیبایی گرایی و هنری كودك برای درك زیبایی ها 17- آشنایی با قرآن كریم به عنوان تنها نسخۀ نجات بخش انسان از ظلمت و تاریكی ها از طریق آیات و احادیث كوتاه و قابل درك با زبان كودكانه 18- احادیث و روایات فراوانی از رسول اللّه و ائمه معصومین(ع) به ما رسیده كه بهترین زمان خردسالی است. و از طرفی هر فرد مسلمانی علاقه دارد فرزندش بتواند قرآن را صحیح و زیبا بخواند و به تدریج به كمك درك معنای آیات آن با انوار الهی این كتاب مبین آشنا شود. مقاله‌ی علمی گروه آموزشی تربیت بدنی دوره ابتدایی استان سال تحصیلی 86- 85 موضوع: راز وضعیت مطلوب بدنی: - صاف بایستید و هیچ گاه خمیده راه نروید: چند بار در سن بلوغ، با حرف های تمسخر آمیز دیگران روبه رو شده اید؟ شاید آنقدر زیاد است كه اصلاً میل ندارید آنها را به یاد آورید. اما در پس آن الفاظ و حرف هایی كه شاید هم به فراموشی سپرده شده اند، پیامی با ارزش و مهم نهفته است. وضعیت خوب بدنی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، زیرا كمك می كند تا سرعت بدنی ارتقاء كارایی حركتی و استقامتی را بهبود می بخشد و با بهزیستی عمومی مشاركت می كند. وضعیت خوبی بدنی نیز نوعی پیشگیری مناسب است. اگر از وضعیت مطلوب بدنی برخوردار نباشید استخوان‌های شما در وضعیت متعادلی نیست و عضلات، مفاصل و لیگامنت های شما فشار بیشتری را نسبت به وضعیت طبیعی تحمل می كنند. وضعیت نا مناسب بدنی می تواند باعث چاقی، فشار عضلانی و در مراحل بعدی منجر به دردهای مزمن بدنی گردد. البته افرادی كه از وضعیت مطلوب بدنی برخوردار هستند، دارای اعتماد به نفس، شادابی و نشاط نیز می باشند. - تصویر وضعیت خوب بدنی: وضعیت خوب در حالت ایستاده، خط عمودی بدن از بالای سر تا مركز بدن و تا انتهای پاها می باشد. وضعیت خوب از پهلو، خط فرضی و عمودی است كه از گوش، شانه، لگن، زانوها و قوزك پا كشیده شده است. از این نما، سه انحنای طبیعی در پشت نیز قابل مشاهده است. در وضعیت خوب از ناحیه پشت، ستون مهره ها و سر در یك راستا بوده و به سمت راست یا چپ منحرف نشده اند. در وضعیت خوب از جلو، ارتفاع شانه ها، لگن و زانوها مساوی هستند. در این وضعیت، سر به صورت مستقیم نگه داشته می شود و هیچ گونه انحراف یا چرخش به سمت راست و چپ ندارد. در نمای وضعیت خوب از جلو، از پشت و در حالت نشسته ستون مهره ها و سر صاف هستند و سه انحنای طبیعی پشت كاملاً حفظ شده اند. - بررسی انحنای طبیعی ستون مهره ها: پشت به دیوار طوری بایستید كه پاشنه های پا، 6 س از دیوار فاصله داشته باشند. یكی از دست‌ها را طوری روی گردن بگذارید كه پشت دست رو به دیوار باشد و دست دیگر را طوری روی كمر بگذارید كه كف دست رو به دیوار باشد. اگر فضای زیادی بین كمر و دیوار باشد به طوری كه بتوانید به راحتی دست ها را به جلو و عقب و بیش از 3 س حركت دهید، لازم است وضعیت بدنی خود را برای رسیدن و برگرداندن به انحناهای طبیعی مهره ها تنظیم نمایید. - بررسی وضعیت بدن از روبه رو: جلوی آینه تمام قد، صاف بایستید و به سؤالات زیر پاسخ دهید. وضعیت خوب: آیا سر شما راست نگه داشته می شود؟ آیا هر دو شانه ی شما در یك سطح هستند؟ آیا فضای بین دست ها و پهلوهای شما مساوی است؟ آیا باسن شما در یك سطح است؟ آیا كشكك هر دو زانو رو به جلو هستند؟ آیا هر دو قوزك شما مستقیم هستند؟ وضعیت بد: آیا سر شما به یك سمت منحرف شده است؟ آیا یكی از شانه های شما پایین تر از دیگری است؟ آیا فضای بین دست ها و پهلوهای شما نامساوی است؟ آیا یك قسمت از باسن شما بالاتر از قسمت دیگر است ؟ آیا یكی از زانوهای شما به سمت داخل یا خارج چرخیده است؟ آیا هر دو قوزك پای شما به سمت داخل طوری چرخیده است كه وزن شما به داخل پا منتقل می شود؟ - بررسی وضعیت بدن از پهلو: بهترین روش برای ارزیابی وضعیت بدنی از پهلو این است كه از دوستی بخواهید عكس شما را از پهلو بگیرد. تصویر خود را با پاسخ دادن به سؤالات زیر ارزیابی نموده و مورد سنجش قرار دهید. وضعیت خوب: آیا سر شما صاف نگه داشته شده است ؟ آیا شانه های شما با گوش ها در یك خط هستند؟ آیا چانه شما موازی با زمین است؟ آیا سینه شما برآمده و بالای پشت صاف است؟ آیا دیواره ی شكمی شما صاف است؟ آیا پایین پشت شما از انحنای كمی به سمت جلو برخوردار است؟ آیا زانوهای شما صاف و راست هستند؟ وضعیت بد: آیا سر شما به سمت جلو خم شده است؟ آیا چانه ی شما با عقب رفتن سر، به سمت بالا كشیده شده است؟ آیا شانه های شما به سمت جلو یا به سمت عقب كشیده شده اند؟ آیا سینه شما به سمت داخل و بالای پشت شما گرد شده است؟ آیا شكم به سمت بیرون كشیده شده است؟ آیا پایین پشت شما بیش از حد طبیعی صاف است؟ آیا زانوهای شما به سمت جلو خم شده اند یا به عقب متمایل هستند؟ وضعیت نامناسب بدنی می تواند باعث چاقی، فشار عضلانی و در مراحل بعدی منجر به دردهای مزمن بدنی گردد. - می توان وضعیت بدنی خود را حفظ نمود یا بهبود بخشید. بهترین شیوه برای بهبود یا حفظ وضعیت بدنی این است كه در حین نشستن، ایستادن یا حركت كردن، حفظ وضعیت بدنی صحیح را تمرین كنید اما تمرین وضعیت صحیح همیشه به سادگی امكان پذیر نیست. لیكن، دو تمرین زیر كمك می نماید تا احساس وضعیت خوب بدنی را به خود بازگردانیم. - تمرینات ایستاده • پشت به دیوار طوری بایستید كه پاشنه های پا در حدود 6 س و ساق پاها در حدود 12 س از دیوار فاصله داشته باشند. وزن بدن باید به طور مساوی روی هر دو پا تقسیم شود. • دست ها را طوری در پهلو قرار دهید كه كف دست ها رو به جلو باشند. • زانوها را طوری نگه دارید كه كشكك زانوها رو به جلو باشند. • پایین پشت را نزدیك به دیوار نگه دارید. • بالای پشت را راست نگه دارید. ناحیه سینه را بالا نگه دارید و شانه ها را به سمت عقب، به طرف دیوار هدایت كنید. • سر را طوری به سمت عقب هدایت كنید كه با دیوار تماس پیدا كند. • عضلات پایین شكم را به سمت بالا و داخل بكشید و سعی كنید شكم را از وضعیت برآمده به صورت صاف در آورید. • ده ثانیه در همین وضعیت بمانید وبه طور طبیعی نفس بكشید. • به وضعیت طبیعی و عادی برگردید و سه تا چهار بار این تمرین را انجام دهید. • این تمرین را برای كسب نتیجه مطلوب حداقل سه بار در روز انجام دهید. - تمرینات نشسته • در یك صندلی بدون دسته، صاف بنشینید، پاها را صاف روی زمین بگذارید و پشت را به صندلی تكیه دهید. • دست ها را طوری در پهلو قرار دهید كه كف دست ها به سمت جلو باشند. • بالای پشت را صاف كنید و سینه را بلند كنید. • شانه را به سمت عقب هدایت كنید و به پشت صندلی تكیه دهید. • سر را صاف نگه دارید. • این وضعیت را ده ثانیه حفظ كنید. به طور طبیعی نفس بكشید و بدن را در وضعیت آرام نگه دارید. • عضلات شكم را بدون فشار نگه داریدو سه تا چهار بار این وضعیت را تكرار كنید. • همه تمرین ها را سه بار در روز انجام دهید. - نكاتی در حفظ وضعیت خوب بدنی در حین نشستن • در حین نشستن به صندلی تكیه دهید. صندلی باید آنقدر كوتاه باشد كه پاها روی زمین قرار بگیرند و زانوها كمی بالاتر از سطح لگن باشند. • سر را بالا نگه دارید و بدن را به جلو متمایل نكنید. اگر ساعت ها پشت میز مشغول كار هستید، صندلی را به میز نزدیك كنید تا وضعیت و قامت راست بدنی را حفظ كرده باشید. • اگر احساس می كنید كه پایین پشت شما در حالت نشسته به جلو خمیده، پاها را روی هم بگذارید و یا آنها روی زیر پایی قرار دهید. - تمرینات دیگر: فقط بعد از ارزیابی دقیق وضعیت بدنی توسط درمانگر می توانید به مشكلات وضعیت بدنی خود پی ببرید. قبل از آن، با تمریناتی كه به شما توصیه می شود می توانید تا حدودی به اصلاح مشكلات بپردازید. یكی از مشكلاتی كه اغلب افراد با آن مواجه هستند، ضعف، عضلات پایین شكم است. اگر عضلات پایین شكم برآمده شده باشند، می توان به ضعف آن پی برد. بهترین راه برای تقویت این عضلات اجرای فعالیت های ورزشی است كه به صورت فعال این عضلات را به كار می گیرد. علی رغم عقیده عموم مردم، تمرین دراز و نشست همیشه این هدف را محقق نمی كند در حقیقت، اگر دراز ونشست به صورت نا مناسب انجام گیرد، فشار غیرمتعارفی به عضلات پشت وارد نموده و ممكن است باعث ایجاد مشكلات پیچیده تری شود. - تمرینات ورزشی برای عضلات شكم • راحت بایستید. • دست ها را به دور عضلات پایین شكم به هم قفل كنید. • عضلات شكم را به سمت بالا و داخل بكشید. • این وضعیت را تا ده ثانیه حفظ كنید. • تمرین كامل را حداقل سه بار در روز انجام دهید. - طریقه حفظ و نگهداری وضعیت قامت صحیح در طول عمر • در حفظ سه منحنی طبیعی پشت در وضعیت توازن و تناسب بكوشید. • وزن خود را همواره در وضعیت مطلوب نگه دارید. • در مدت طولانی بر یك وضعیت تمركز نكنید. • روی تشك های سفت بخوابید و از بالش مناسب استفاده كنید. • همواره ورزش كنید. • زمانی كه شیئی را از زمین بلند می كنید یا آن را روی زمین می گذارید، زانوهای خود را خم كنید. • كفش های راحت و استاندارد بپوشید. به طور مستمر از پوشیدن كفش های پاشنه بلند كه شكل طبیعی پا را به هم زده و قسمت های طبیعی پشت را از حالت توازن خارج می كنند، استفاده نكنید. • هنگام راه رفتن وضعیت صحیح بدنی خود را حفظ كنید. -اصلاح وضعیت بدنی خود را از هم اكنون آغاز كنید. اگر از وضعیت صحیح بدنی برخوردار هستید، به شما تبریك می گوییم و اگر دوستان شما دچار چنین عوارضی هستند آنها را در راز حفظ وضعیت مطلوب بدنی خود شریك نمایید و این مطالب را در اختیار آنان نیز قرار دهید. منبع: The secret of Good Posture:A Physical Therapist’s Perspective‚ American Physical Therapy Association Virginia‚1994
آخرین ویرایش: - -

 
چهارشنبه 10 آبان 1396 04:57 ب.ظ
این بسیار مشکل است برای پیدا کردن هر موضوع در شبکه به عنوان مقایسه
به کتاب های درسی، همانطور که این پست را در این وب سایت پیدا کردم.
جمعه 24 شهریور 1396 09:51 ق.ظ
Hi there Dear, are you in fact visiting this site on a regular basis, if so after that you will definitely obtain good
knowledge.
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:31 ق.ظ
I've been exploring for a little for any high quality articles or blog posts in this kind of area .

Exploring in Yahoo I eventually stumbled upon this web site.
Reading this information So i'm satisfied to convey that I
have an incredibly excellent uncanny feeling I found out just what I needed.

I so much definitely will make sure to don?t forget this site and give
it a look on a relentless basis.
سه شنبه 10 مرداد 1396 08:50 ب.ظ
At this time it seems like BlogEngine is the top blogging
platform out there right now. (from what I've
read) Is that what you are using on your blog?
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:46 ب.ظ
Unquestionably believe that which you stated.
Your favorite justification appeared to be on the internet the simplest thing to be aware of.
I say to you, I definitely get irked while people think about worries that they
plainly do not know about. You managed to
hit the nail upon the top as well as defined out the whole thing without having side effect , people could take a signal.
Will likely be back to get more. Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر